الف) فواید شناخت سور و آیات مکی و مدنی
شناسایی سور و آیات مکی و مدنی دارای فواید زیادی است، که می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- فهم اسباب نزول
2- شناخت ناسخ و منسوخ
3- شناخت خاص و عام
4- شناخت مطلق و مقید(1)
دکتر حجتی در این مورد می نویسد:
از جمله فوایدی که از شناخت مکی و مدنی بودن آیات و سور قرآن، عائد شخص می گردد این است که یک محقق به گامهایی که اسلام در دعوت خود برداشته – و این گام ها با حوادث و شرایط و اوضاع، همزمان و هماهنگ بوده – اطلاع پیدا می کند و به هماهنگی این دعوت با محیط عربی اعم از مکه و مدینه، بیابان و شهر، دست می یابد. و از سبک و اسلوب های متفاوت این دعوت در خطاب به مومنین و مشرکین و اهل کتاب آگاه می گردد.(2)
عده ای دیگر اینگونه بیان داشته اند:
1- شناخت تاریخ و مخصوصاً تسلسل آیات و سُور و تدریجی بون نزول آنها، از طریق شناخت سورههای مکی از مدنی است و از هدفهای مهم فرهنگی است. انسان پیوسته در این جستجوست تا هر حادثة تاریخی را بشناسد، در چه زمانی و در کجا اتفاق افتاده، عوامل و اسباب پدیدآورندة آن چه بوده است، بدین طریق علم تاریخ بوجود آمده است؛ بنابراین دانستن سورهها و آیههای مکی و تشخیص آنها از آیهها و سورههای مدنی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
2- فهم محتوای آیه در استدلالهای فقهی و استنباط احکام نقش اساسی دارد؛ چه بسا آیهای به ظاهر مشتمل بر حکم شرعی است، ولی چون در مکه نازل شده ولی هنگام نزول، هنوز آن حکم تشریع نشده بود، باید یا راه تأویل را در پیش گرفت یا به گونهای دیگر تفسیر کرد؛ مثلاً مسأله تکلیف کافران به فروع احکام شرعی مورد بحث فقهاست و اکثر فقها آنان را در حال کفر، مکلّف به فروع نمیدانند ولی گروه مخالف به آیة 7 سورة فصلّت تمسک جستهاند، آنجا که مشرکان را به دلیل انجام ندادن فریضه زکات مورد نکوهش قرار داده است. غافل از اینکه سورة فصلّت مکی است و فریضة زکات در مدینه تشریع شده است؛ یعنی هنگام نزول آیه، زکات حتی بر مسلمانان هم واجب نبوده است؛ پس چگونه مشرکان را مورد عتاب قرار میدهد؟ که این آیه دو تأویل دارد: اول: مقصود از زکات در اینجا تنها اَدای صدقات بوده است که مشرکان از آن محرومند. دوم: مقصود، محرومیت از ادای زکات است و آن بدان جهت است که کفر مانع آنان شده است و اگر ایمان داشتند از این فیض محروم نبودند؛ زیرا شرط صحت صدقه، قصد قربت است که کافران از انجام آن عاجزند.(3)
3- همچنین در استدلالات کلامی، آیات مورد استناد مخصوصاً آیاتی که درباره فضایل اهلبیت نازل شده بیشتر مدنی است، چون این مباحث در مدینه مطرح بوده است. برخی آن سورهها یا آیاتی را مکی دانستهاند که در آن صورت نمیتواند مدرک استدلال قرار گیرد. بنابراین شناخت دقیق مکی و مدنی بودن سورهها و آیات یکی از ضروریات علم کلام در مبحث امامت است مثلاً برخی، تمام سورة دهر را مکی میدانند و گروهی مدنی و بعضی جز آیه «24» «اَفاْصْبْر لِحُکْمِ رَبّکَ و لاتُطِعْ مِنْهُمْ آثماً اَوْکفوراً»همه را مدنی دانستهاند، خلاصه اختلاف دربارة این سوره بسیار است، ولی ما آن را تماماً مدنی میدانیم. دربارة شأن نزول آیههای: یُوفُونَ باانذر و یُخافونَ یَوْماً کان شَرُّهُ مُسْتَطیراً و یُطْعُمونَ الطَّعامَ عَلَی حُبِه مسکیناً و یتیماً و اَسیراً اِنّما نُطْعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لانُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً و لا شُکُوراً اِنّا نخافُ مِنْ ربّنا یَوماً عَبُوساً قمطریراً فوقاهُم اللّهُ شَرذلک الَیوْمِ وَ لقاهُمْ نَضْرَةً و سُروراً و جزاهُمْ بما صَبرُوا جَنَّةً و حَریراً...)(4) گفتهاند که حسنین بیمار شده بودند پیامبر(ص) و گروهی از بزرگان عرب به عیادت آنان آمدند و به مولی(ع) پیشنهاد کردند: چنانچه برای شفاعت فرزندانت نذر کنی خداوند شفای عاجل مرحمت خواهد فرمود. حضرت این پیشنهاد را پذیرفت و سه روز، روزه نذر کرد و آنگاه که حسنین شفا یافتند در صدد ادای نذر درآمد. قرصهای نانی برای افطار تهیه کرد، روز اول هنگام افطار مسکینی در خانه را زد و تقاضای کمک کرد، حضرت نانهای تهیه شده را به او داد، روز دوم یتیمی آمد و نان تهیه شده را دریافت کرد و روز دوم اسیری آمد و نانها به او داده شد. و در نتیجه حضرت در این سه روز خود با اندک نانی خشک و کمی آب افطار کرد. طبرسی در این زمینه روایات بسیاری از طریق اهلسنت و اهلبیت عصمت گرد آورده و تقریباً آنها را مورد اتفاق اهل تفسیر دانسته است. آنگاه برای اثبات مدنی بودن تمامی سوره را با سندهای معتبر آورده است.(5) ولی کسانی مانند عبدالله بن زبیر که مایل نبودند این فضیلت به اهلبیت اختصاص یابد اصرار داشتند که این سوره را کاملاً مکی معرفی کنند(6)، غافل از آنکه در مکه اسیری وجود نداشت. مجاهد و قتاده از تابعین تصریح کردهاند که سورة دهر تماماً مدنی، ولی دیگران تفصیل قائل شدهاند.(7) سید قطب از دانشمندان معاصر به قرینة سیاق، سوره را مکی دانسته است.(8)
4- در بسیاری از مسائل قرآنی، تنها از طریق مکی و مدنی بودن سوره یا آیهها، حل و فصل میشود. مثلاً در مسأله نسخ قرآن به قرآن، برخی راه افراط پیمودهاند و بیش از دویست و بیست آیه را منسوخ معرفی کردهاند، در صورتی که چنین عدد بزرگ نمیتواند صحت داشته و با واقعیات سازگار باشد و گروهی راه تفریط در پیش گرفتهاند اصلاً قرآن را غیر قابل نسخ میدانند، بویژه نسخ قرآن به قرآن؛ زیرا شرط تحقق نسخ، تنافی میان دو آیه است که اینگونه تنافی با نفی اختلاف در آیه «وَلوْکانَ مِنْ عِنْدِغَیرِاللَّهِ لَوَجَدُوا فیه اختلافاً کثیراً»(9) منافات دارد.(10) و از جمله آیاتی که اِفراطیون آن را منسوخ میدانند آیة «فَمَا اْستَمْتَعْتُمْ بِه منْهُنَّ فَاُتوهُنَّ اُجورُ هنَّ»(11) است که دربارة ازدواج موقت نازل شده است که ناسخ آن را طبق گفتة امام شافعی محمدبن ادریس ـ آیة «والذّینَ هُمْ لُفِروُجِهِم حافظونَ اِلّا علی ازواجِهِمْ اَوْ ما مَلَکَتْ اَیْمانُهُمْ فَاَنَّهِمْ غیرَ مَلُومینَ فَمَنِ اِبْتغی وراءَ ذلک فَواُلئک هُمُ العادوُن»(12)
ب) شناخت آیات و سور مکی و مدنی
در این مورد چهار نظر وجود دارد:
1- معیار زمان
2- معیار مکان
3- معیار خطاب
4- معیار موضوع
معیار زمان
طبق این ملاک و معیار آنچه که قبل از حجرت نازل شده اند، مکی و آنچه که بعد از هجرت نازل شده اند مدنی هستند. و فرقی هم نمی کند که در چه جایی نازل شده باشند. برای مثال اگر آیه یا سوره ای بعد از هجرت در مکه نازل شده باشد باز هم مدنی است. لذا تمامی آیات و سوره هایی که در جنگها بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده، مدنی هستند.(13)
و یحی بن سلام در این مورد می گوید:
آنچه که در مکه نازل شده و یا در راه حجرت به مدینه نازل شده قبل از رسیدن حضرت رسول به مدینه، مکی هستند. و آنچه که بعد از رسیدن به مدینه نازل شده، هرچند در جنگ ها و سفر ها، مدنی هستند.(14)
دکتر حجتی این مورد را، معروفترین و بهترین رای برای شناخت آیات و سور مکی و مدنی می داند.(15)
معیار مکان
طبق این ملاک، آنچه که در مکه و حوالی آن - هرچند بعد از حجرت- نازل شده، مکی و آنچه که در مدینه و حوالی آن نازل شده، مدنی هستند. و آنچه که دور از مدینه و یا مکه نازل شده، نه مکی است و نه مدنی.(16)
دکتر حجتی در این مورد می گوید: بنا بر این، واسطه ای در اینجا بوجود می آید و آن این است که طبق ظابطه مذکور، آیات یا سوری که در سفر نزول یافت نه مکی است و نه مدنی.
طبرانی در کتاب (الکبیر) خود روایتی از رسول خدا(ص) آورده است که فرمود: قرآن در سه جا نازل گردید: مکه، مدینه، شام. که به عقیده وی، منظور از شام، بیت المقدس بوده است.(17)
به عنوان مثال آیه يَسَْلُونَكَ عَنِ الْأَنفَالِ قُلِ الْأَنفَالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَ أَصْلِحُواْ ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِي(18) در بدر نازل شد، هنگامی که مسلمان ها مشغول تقسیم غنائم بودند و مخاصمه صورت گرفته بود، لذا طبق این ملاک نه مکی است و نه مدنی.
معیار خطاب
بنا بر این معیار، آیاتی که روی خطابشان با اهل مکه است، مکی و آیاتی که اهل مدینه را مخاطب قرار می دهند مدنی هستند.
ابن مسعود می گوید:
هر آیه ای که در آن یا ایها الناس وجود دارد، مکی و هر آیه ای که در آن یا ایها الذین آمنوا آمده، مدنی است.(19)
زرکشی می گوید:
چراکه غالب اهل مکه بر کفر بودند و غالب اهل مدینه بر ایمان.(20)
معیار موضوع
دکتر حجتی می گوید: باید به این آراء رای دیگری را اضافه نمود و آن این است که ضابطه دیگری را که عنصر موضوع است باید ملاک مکی و مدنی بودن شناخت:
سوره ممتحنه از آغاز تا سرانجام آن در مدینه نازل گردید و البته اگر ما مکان را ملاک قرار دهیم مدنی است و از نظر زمان نیز پس از هجرت نازل شد. اگر این سوره از نظر اشخاص مورد توجه قرار گیرد، مخاطب این سوره اهل مکه اند، و اگر موضوع این سوره – که شامل نوعی از توجیه اجتماعی است و دلهای مومنین را مستعد و آماده می سازد – مورد نظر قرار گیرد به مردم مدینه مربوط می شود. لذا علماء، این سوره را از سوری می دانند که در مدینه نازل گردید ولی از نظر حکم، مکی می باشد.(21)
بعضی از خصوصیات سور مکی و مدنی(22)
سور مکی
خصوصیات قطعی
1- سوره هایی که دارای سجده هستند.
2- هر سوره ای که در آن لفظ (کلا) به کار رفته است.
3- هر سوره ای که در آن (یا ایها الناس) آمده. به جز سوره حج که عده ای آن را مکی نمی دانند.
4- هر سوره ای که در آن قصه انبیا و ملل گذشته آمده، غیر از سوره بقره.
5- هر سوره ای که در آن داستان آدم و ابلیس دیده می شود، غیر از سوره بقره.
6- هر سوره ای که با حروف مقطعه آغاز می شود به غیر از بقره و آل عمران. و در مورد سوره رعد اختلاف وجود دارد که مکی بودن آن ارجح است.
خصوصیات غالب و شایع
1- کوتاهی، ایجاز، حرارت تعبیر، شدت لحن و تجانس صوتی در آیات و سور.
2- دعوت به اصول و بنیاد های ایمان به خدا و روز واپسین و تصویر و توصیف بهشت و دوزخ.
3- دعوت به تمسک به خوبیها و اخلاق نیک . پایداری بر نیکی.
4- مجادله با مشرکین و تحقیر آرمان های آن ها.
5- کثرت سوگند.
سور مدنی
خصوصیات قطعی
1- هر سوره ای که در آن فرمان جهاد و احکامش دیده میشود.
2- سوره هایی که در آنها احکام، حدود، فرائض، حقوق، قوانین مدنی و اجتماعی و سیاسی، گزارش شده و به طور مفصل در آن ها آمده است.
3- هر سوره ای که در آن ها از منافقین یاد شده به جز سوره عنکبوت.
4- هر سوره ای که در آن مجادله با اهل کتاب و دعوت آن ها به عدم تعصب و غلو در دینشان آمده است.
خصوصیات غالب و شایع
1- طولانی بودن اکثر سوره ها و آیات آنها و تفصیل مطالب و سبک آرام قانون گذاری آن ها.
2- تفصیل براهین و ادله در مورد حقائق دینی.
ج) شبهات وارده بر مکی و مدنی بودن
شبهاتی که در این زمینه وارد شده بیشتر از جانب مستشرقین بوده است که قرآن را تابع و متأثر از محیط و جوّ حاکم بر منطقه دانستهاند و به آن چندان جنبة الهی ثابت ندادهاند. بنابراین شیوة سورة مکی طبق نظر آنان، شدت و عنف و پرخاش کردن است، در صورتی که شیوة سورههای مدنی مسالمتآمیز است و آن بدان جهت بوده است که برخورد مردم مکه تُند و مقاوم و برخورد مدینه مسالمتآمیز و پذیرشوار بوده است؛ لذا قرآن در مقابل این دو حالت متضاد، حالت مشابه به خود نگرفته، و شیوة مردم را در برابر آن در پیش گرفته است.
در سورة بقره آمده که: الذینَ یأکلون الرّبا یقومون اِلّا کما یَقُومُ الذی یَتَخَبَّطُهُ الشیطانُ من الَمْسِ(23)
چون سورة بقره بیشتر در مورد مشرکان آمده و با لحنی شدید با مشرکان و مخالفان برخورد کرده است ولی عنیف سورة قرآنی، سورة برائت است که از آخرین سورههای نازل شده در مدینه است.
و همچنین کوتاهی آیه و سورههای مکی و بلندی سورهها و آیههای مدنی، دلیل بر تفاوت دو جامعه مکه و مدینه است.
مردم مکه غالباً بیسواد، فاقد فرهنگ، خشن و دور از تمدن بودند و لذا متناسب با آن محیط، کم گفتن، کوتاه گفتن، موجز و مختصر و مفید آوردن آیات ضرورت داشت ولی مردم مدینه تا حدودی دارای فرهنگ و باسواد و آشنا به تمدن بودند و متناسب با آن محیط، به تفصیل سخن گفته شده است.
در جواب باید گفت: اولاً متناسب با محیط سخن گفتن، شیوة سخندانان ورزیده و شرط بلاغت است. هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد. ثانیاً، چه بسیار در مکه، سورههای بلند نازل شده است، مانند سورههای انعام (165 آیه)، اعراف (206 آیه)، اسراء (111 آیه)، کهف (آیه 110)، طه (آیه 135)، مریم (آیه 98)، انبیاء (آیه 112)، و مؤمنون (آیه 118 ) و نیز در مدینه سورههای کوچک و کوتاه نازل شده است، مانند سورة نصر و زلزله و بینه.
همچنین در سورههای مکی از تشریع خبری نیست و هر چه هست در سورههای مدنی است.
وجود برخی احکام در سورههای مکی این نظر را رد میکند: آیههای 141 ـ 146 سورة انعام در بیان حکم شرعی ثمرات و انعام و حلال و حرام آنهاست، آیههای 151 ـ 152 اعمال و اموال محرمه و محلّله را مطرح کرده است، در سورة اعراف، آیههای 31 ـ 33 دربارة حلال، حرام، زینتها، فواحش و غیره مسائلی ذکر شده است، در سورة اسراء بسیاری از مبادی اخلاق و احکام اولیه اسلام مشروحاً آمده است، بنابراین در سورههای مکی، احکام بسیاری بیان شده است و در سورههای مکی برهان و استدلال به چشم نمیخورد؛ ولی در سورههای مدنی استدلال بکار رفته است. این ادعا نیز مردود است؛ زیرا در سورة مؤمنون آیة 91 برای نفی ولد و نفی شریک چنین استدلالی آمده است: و مااتّخذاللّهُ من ولد و ما کان معه من اله اذن لذهب کل اله بما خلق و لعدا بعضهم علی بعضٍ سُبحان اللّهِ عما یَصفوُنَ(24)
و همچنین در سورة عنکبوت دربارة اثبات نبوت آیهای نازل شده است و همچنین در سورة «ق» دربارة قیامت آیههای 9 ـ 11 و 15 نازل شده است: وَ نزّلنا مِنَ السماء ماءً مبارکاً فَاَنْبَتْنا بهِ جناتٍ و حَبَّ الحصید و الْنَخْلَ باسقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضیدٌ رزقاً لِلعباد و احْیَینا بِه بَلْدَةٌ مَیْتا" کذلک الخروج.(25)
پس با توجه به اشکالات فوق و جوابهای نقضی که بیان شد نمیتوان آیات قرآن را متأثر از محیط دانست، ولی با توجه به هموار ساختن مسیر دعوت و ایجاد زمینه گسترش اسلام، بین سورههای مکی و مدنی تفاوتهایی وجود دارد. هر حرکتی در آغاز با مشکلات فراوان روبروست که باید نخست در رفع آنها بکوشد و آنگاه که مسیر آماده شد، بر گسترش و افزایش جلوههای خود رونق بیشتری بدهد و دعوت خود را با بیان شریعت قرین بسازد.
گرد آورنده:
حجه الاسلام مهدی زبردست برزین
منابع و مآخذ
1- محمد هادی معرفت، التمهید، ج1، ص162
2- محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، ص73
3- تفسیر طبرسی؛ ج 9 ص 4 ـ 5 و المیزان؛ ج 17 ص 383 ـ 384
4- دهر ـ آیه 7 ـ 12
5- تفسیر طبرسی؛ ج 10 ـ ص 404 ـ 406 و حاکم حسکانی، شواهدالتنزیل؛ ص 299 ـ 315
6- الدرالمنثور؛ ج 6. ص 297
7- رجوع کنید به التمهید؛ ج 1 ـ ص 154 ـ 155
8- فی ظلال القرآن؛ ج 29. ص 215
9- نساء. آیه 82
10- خویی، ابوالقاسم «آیت الله» البیان فی تفسیر القرآن؛ ص 206
11- نساء ـ آیه 24
12- مومنون 5 ـ 7
13- رجوع شود به التمهید، ج1، ص162
14- رجوع شود به الاتقان سیوطی، ج1، ص23
15- محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، ص75
16- رجوع شود به التمهید، ج1، ص163
17- محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، ص76
18- الانفال، 1
19- مراجعه شود به المستدرک علی صحیحین، ج3، ص 18
20- البرهان للزرکشی، ج1، ص187
21- محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، ص76
22- مراجعه شود به تاریخ قرآن کریم، محمد باقر حجتی، ص77
23- بقره، 275
24- مؤمنون،91
25- ق، 9 ـ 11