بسم الله الرحمن الرحیم، نحمده علی آلائه و نصلی علی خاتم النبیین محمد و آله الطاهرین المعصومین.
مقدمه:
همانگونه میدانید، این جهان برای هدفی بسیار ارزشمند آفریده شده است، و آنقدر این هدف اهمیت داشته است که خداوند متعال فرستادگان بسیاری را از جانب خود برای تبیین این هدف فرستاده است و حتی تمام عالم هستی را هم به همین بهانه خلق کرده است.
این هدف چیزی نیست جز سعادت انسان ها و رسیدن آن ها به کمال مطلق یعنی خداوند که می توان از آن به فنای در ذات خدا نام برد.
به همین دلیل خداوند دستورات بسیار تفکر برانگیزی را برای پیمودن این راه که از موانع هم خالی نیست صادر کرده است.
از جمله این دستورات می توان به دستورات اخلاقی، اعتقادی و تکلیفی اشاره کرد. و خود دستورات تکلیفی به دو دسته فریضه و نافله تقسیم می شوند.
فرائض آن دسته از تکالیف هستند که به نام واجب و حرام از آنها یاد می شود، که بایستی حتما واجبات انجام و حرامات ترک شوند. و در غیر اینصورت فرد مستحق عقاب می شود. و در بین فرائض نماز های یومیه، از با اهمیت ترین آنها هستند.
و البته غیر از نماز های فریضه خداوند متعال نماز های دیگری را هم قرار داده که نافله نام دارند. و ترک آنها حرام نیست، بلکه انجام دادن آنها موجب استحقاق پاداش می شود.
در این مورد روایات بسیاری وارد شده است، و در اینجا یکی از آن روایات را که شهرت به حدیث قرب نوافل گرفته، آورده و از جهت سند و متن مورد بررسی قرار می دهیم. باشد که مورد مرضی خداوند متعال واقع شود.
مهدی زبردست برزین
18 شوال 1430
سند روایت:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ بَشِيرٍ.
وضعیت سند:
ارزیابی ضعیف، اتصال مسند، نوع سند تحویل
تحویل سند:
1- محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد بن عيسى عن ابن فضال عن علي بن عقبة عن حماد بن بشير.
2- أبو علي الأشعري عن محمد بن عبد الجبار عن ابن فضال عن علي بن عقبة عن حماد بن بشير.
رجال:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى: رجالالنجاشي ،ص353 : شيخ أصحابنا في زمانه ثقة عين
أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى: رجالالطوسي ،ص351 : ثقة
أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ(أحمدبنإدريسالقمي): الخلاصةللحلي ،ص16 : كان ثقة في أصحابنا فقيها كثير الحديث صحيح الرواية
مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ: رجالالطوسي ،ص391 : ثقة
ابْنِ فَضَّال: رجالالطوسي ،ص354 : ثقة
عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ: الخلاصةللحلي ،ص102 : ثقة ثقة
حَمَّادِ بْنِ بَشِير: موردی یافت نشد
متن روایت:
قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي عَنْ مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ.(1)
ترجمه روایت:
حماد بن بشير گويد: شنيدم از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود: رسول خدا (ص) فرموده خداى عز و جل فرمايد: هر كه بدوستى از من اهانت كند بتحقيق براى جنگ با من كمين كرده است، و هيچ بنده بچيزى بمن تقرب نجويد كه نزد من محبوبتر از آنچه بر او واجب كردهام باشد، و همانا او بوسيله نماز نافله به من نزديك شود تا آنجا كه من او را دوست بدارم، و هنگامى كه او را دوست بدارم گوش او شوم همان گوشى كه با آن ميشنود و چشم او گردم همان چشمى كه با آن ببيند، و زبانش شوم همان زبانى كه با آن سخن گويد، و دست او گردم، همان دستى كه با آن بگيرد، اگر مرا بخواند اجابتش كنم، و اگر از من خواهشى كند باو بدهم، و من در كارى كه انجام دهم هيچ گاه ترديد نداشتهام مانند ترديدى كه در مرگ مؤمن دارم، (زيرا) او مرگ را خوش ندارد، و من ناخوش كردن او را.(2)
شرح و توضیح:
ادراکات پیامبر (صلوات الله علیه واله)از راه های زیر بوده است :ادراک عقلی– مشاهده قلبی - تماثیل برزخی یا همان وجود مثالی- قرب نوافل - قرب فرائض –مشاهده حسی- و سلطان همه آنها وحی بوده است.
قرب نوافل(انجام اعمالی مازاد بر فرایض واجب مثل (نماز مستحبی و روزه مستحبی و انفاق مستحبی که صدقه نام دارد.طبق حدیث نورانی قدسی که تمام مجاری ادراک پیامبر را اسماء فعلیه خدا را پر کرده بود. (انا جلیس من ذکرنی-وما رمیت اذ رمیت ولاکن الله رمی-فلم تقتلوهم ولاکن الله قتلهم-یاخذ الصدقات-یقبل التوبه عن عباده )اینها در فصل سوم مجاز نیستند.سخن در این است که سخنگوخود عبد استبه لسان الله، این قرب نوافل است پس اگر انسانى محبوب خدا شد به جایى مىرسد که خدا زبان اومىشود. . قرب دیگر قرب فرایض است که انسان با آن به جایى مىرسد که لسان حق مىشود، مرحوم صدوق در «توحید» از حضرت امیر نقل کرده است که «انا ید الله انا جنب الله» این آغاز ولایت است آن قرب فرایض این عبد صالح سالک،لسان الله و سخنگوى خدا باشد.
فصل سوم یا فصل اسماء افعال خدا جزء ممکنات است وراه تشخیص هم از اسماء ذات و صفات واجب در ممکن بودن یا نبودن آنهاست: مثل اسم شافی که کاه خدا شفا میدهد و گاهی نمی دهد پس اسم افعالی است. بر خلاف آن اسم علیم که لا علم در خدا فرض ندارد.پس صفت ذاتی است. وگاهی فرق در اعتبار اسناد ماست مثل ایجاد و وجود یا خالق و قیومیت که در یکی اسناد به واجب است و در دیگری به ممکن اسناد داده شده ولی هر دو هر دو یک چیز اند. صفات ذاتی عین ذات ( هستی) و موکد آن می باشد.فقر بنده اوصاف مفرق و لازم بنده نیست .بلکه ذاتی است.ولی ثروت عین ذاتس نیست زیرا که سلب پذیر است.
حدیث نورانی امام رضا (علیه السلام)روشن گر بیشتر این نکته میتواند باشد.
عمران صائبی اشکال کرد که که :ما قادر به شناخت خدا نیستیم !چون خلق یا در خداست یا خدا درخلق و حال اینکه هر دو محال است.پس شناخت خدا هم ممکن نیست امام فرمودند:نه او در خلق است و نه خلق دراو!حالت سومی هم هست؟آنگاه مثال تصویر در آینه را زدند و بیان کردند نه تصویر آینه در توست و نه تو در تصویر آینه هستی!ولی تو آن تصویر را میشناسی! عالم آل محمد(صلوات الله علیهم)این گونه زیبا عالم را با تمام هویتش صورت مراتیه ای حق تعالی تشبیه فرمودند.(3)
احادیث ضمیمه:
امام کاظم (ع)فرمودند: «نمازهای نافله، وسیله تقرب مؤمنان به خداست».(4)
از امام باقر (ع)درباره آیه « الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ:آنان که بر نمازهایشان مداومت میورزند»(5) سوال کردند، حضرت فرمودند: منظور نماز نافله است.(6)
خداوند به حضرت عیسی فرمود: «... با نافلهها به من نزدیک شو و به من توکل کن تا تو را کفایت کنم...»(7)
اصطلاحات:
ضعیف: سندى است كه اعتبار آن از جهت اوصاف راويان ثابت نشده باشد.
مسند: سندى است كه در آن نام تمام سلسلهى راويان سند بدون ابهام ذكر شده و سند به معصوم ع منتهى مىگردد.
تحویل: نوعى از عطف در سند كه يك طبقه را بر يك طبقه عطف نمىكند بلكه گاه يك طبقه را بر دو طبقه و گاه چند طبقه را بر چند طبقه عطف مىكند.
منابع و مآخذ:
1- اصول کافي، ج 2، ص 352 ، ح 7
2- اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج4، ص 53
3- تفسیر سوره اسراء :حضرت آیت الله جوادی املی
4- بحارالانوار، ج 82، ص 308
5- سوره مبارک معارج، آیه 23
6- الکافی، ج 3، ص 270
7- میزان الحکمه، حدیث 21713