مدت ها بود که دیگر چیزی ننوشته بودم، یعنی حال و حوصله نوشتن نداشتم، یا بهتر بگم اصلا چیزی برای نوشتن نداشتم. اما بعد از مدت ها می خوام بنویسم و کمی حرف بزنم، در واقع می خوام کمی درد و دل کنم چونکه خیلی دلم گرفته، راستش نمی دونم چرا مردم همیشه تا اسم مردن میاد می ترسن یا ناراحت میشن بعضی وقت ها هم به کسی که حرفی از مردن زده میگن "این حرف ها چیه؟ این حرف ها خوب نیست... ."
واقعیت اینه که اصلا نمی دونم چرا ما آدم ها اینقدر به دنیا دل بسته ایم و حتی نمی خواهیم به این فکر کنیم که ما هم روزی رفتنی هستیم! این مساله واقعا برای من همیشه سوال بوده.
خوب اگه کمی فکر کنیم می بینیم مرگ چیز بدی نیست در واقع چیز خیلی خوبی هم هست، شاید یکی از بهترین نعمت های خدا به ما آدم ها باشه. تعجب می کنید؟
خوب بیشتر توضیح میدم، متاسفانه ما آدم ها در دنیایی زندگی می کنیم که همه جای اون پر شده از ظلم و بی عدالتی، در واقع جایی نمیشه پیدا کرد که به مردم ظلم نشه.
تو این دنیا اگر کسی قدرت و ثروت داشت میتونه راحت و با آرامش زندگی کنه یعنی همه چیز در مورد اون فرق میکنه. این چیزیه که تو فیلم ها هم دیدید، مثلا بار ها دیدید که یک آدم ثروتمند جنایتی مرتکب میشه ولی به خاطر ثروتی که داره هیچ کس جرات نزدیک شدن به اون هم نداره، ولی اگر یک آدم معمولی تنها متهم به کاری شود آن هم در حد حدس و گمان خیلی سریع دستگیر، بازداشت و مورد بازجویی قرار میگیرد و تا می توانند به او توهین می کنند.
براتون مثال فیلم زدم تا بهتر بتوانید تجسم کنید ولی متاسفانه این فقط در فیلم نیست بلکه واقعیتی دقیقا خارجی و عینی می باشد. چیزی که هر روز با آن مواجه می شویم.
حالا میریم سراغ عالم بعد از مرگ تا بهتر با سخن اولم ارتباط برقرار کنید، بعد از مرگ دیگه کسی نمی تونه به آدم ظلم کنه، در واقع هرچه هست نتیجه اعمال خود انسانه، اگه کار خوبی کرده باشه پاداش و اگه کار بدی کرده باشه تنبیه در انتظار اونه. ولی هیچ گاه به جرم فقر یا عدم قدرت مورد ظلم و ستم واقع نمیشه. مثلا خدا نمیگه خوب فلانی که کس و کاری نداره هرچه می خواهید سرش بیارید و بندازیدش تو جهنم، یا خدا نمیگه: نه، فلانی فامیل فلان شخص ثروتمنده، نمیشه بهش دست زد، پس بهترین نعمت ها را بهش بدید.
فقط به یه نکته توجه کنید، من قصد ندارم که آرزوی مرگ و نا امیدی رو رواج بدم، فقط خواستم به یک نکته اشاره کنم تا بعد از این که دیگه از مرگ نترسیدیم کمی بیشتر به مرگ فکر کنیم، چون فکر کردن به مرگ باعث میشه نه به کسی ظلم کنیم و نه به کسی بی توجه باشیم.
ولی چیزی که هست اینه که دیگه از این همه ظلم و بی عدالتی خسته شدم، واقعیتش اینه که دلم می خواد برم یه جا که از هیچ آدمی خبری نباشه، فقط من باشم و من. شاید ظلم و بی عدالتی تنها چیزی باشه که تو این دنیا تحملش برام غیر قابل قبول باشه، واقعا غیر قابل قبول.
تو این شب ها برام دعا کنید، دعا کنید به خاسته ای که دارم برسم، خواسته ای که فقط می تونم به خدا بگم، از خدا بخواهید که خودش اون رو به طور کامل بهم بده، چون خواسته من به صورتیه که اگه تنها قسمتی از اون هم انجام نشه شاید تا ابد مجبور بشم تاسف بخورم.
ببخشید که اذیتتون کردم، التماس دعا
18 شهریور- ساعت 1 بامداد