تبليغاتX
فرهنگ

فرهنگ
سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

حجه الاسلام مهدی زبردست برزین

سلام
از این که این وبلاگ را انتخاب کرده اید ممنون هستم .

برای دیدن اخبار و پست های کامل از قسمت نوشته های پیشین کمک بگیرید چرا که در آرشیو تنها 30 پست آخر نشان داده می شود .


Tel : 09352175283
Yahoo ID = mahdizebardast1386
mahdizebardast1386@gmail.com

» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
» مذهبی
» سیاسی
» اجتماعی
» علمی
» آلبوم تصاویر من
» شخصیت ها
» سیاست در رسانه ها
» درد دلی از نوع ...
» بحثی بین زبردست و سیروان ...
» مریم و دوستانش
» جبهه و جنگ
» شعر و داستان های من
» بحث بین من و ابو مصعب (سنی مذهب)

» جنایات یهود
» قرب الهی
» مکی و مدنی در قرآن
» اعجاز علمی قرآن
» پیرامون حدیث قرب نوافل
» درخواست راهنمایی از شما
» سانسور سخنان انتقادي علم‌الهدي و خزعلي درباره هاشمي در خبرگان
» دل نوشته
» زیارت عاشورا در کنار مزار شهدا
» يك نماينده مجلس خبر دادچگونگي اخذ مدرك دكترا توسط لاريجاني در نوبت بررسي

عهدین و تضاد ها (4) 87/09/25

بسم الله الرحمن الرحیم

طوفان نوح

باب های 6 و 7 و 8 سفر "پیدایش" اختصاص به حکایت طوفان نوح (ع) دارد . صحیحتر این است که دو حکایت وجود دارد که پهلوی هم قرار نگرفته است بلکه در واقع به عبارت درهمی تجزیه می شوند که مربوط به سلسله حوادث مختلف ولی در ظاهر پیوسته اند . در این سه باب فی الواقع تضادهای بارزی وجود دارند که اینجا نیز به علت وجود دومنبع کاملا متمایز (منبع یهوی و ربانی) توجیه می شوند :

منبع "یهوی" و منبع "ربانی"

در بالا دیدید که دو منبع مزبور ملقمه ی درهم و برهمی می سازند ؛ هر متن اصلی به بندها یا فراز هایی بخش شده و عناصر یک منبع به تناوب با عناصر منبع دیگر آمده است به طوری که در طول صد سطر متن فرانسوی ، هفده مرتبه از حکایت یک منبع به حکایت منبع دیگر می رود :

حکایت در مجموع به شرح زیر است :

با انحراف و فساد عمومی بشر ، خداوند تصمیم می گیرد که انسانها را با همه ی آفریده های جاندار دیگر هلاک سازد .

او نوح (ع) را آگاه می سازد و به او فرمان ساختن کشتی را می دهد که در آن ، زنش ، سه پسرش و سه زنشان و دیگر موجودات زنده را وارد خواهد ساخت . در مورد اخیر دو متن متفاوتند . عبارتی از حکایت (منبع ربانی) تصریح می کند که نوح (ع) یک جفت از هر نوع می گیرد ، سپس در عبارت بعدی (منبع یهوی) ذکر شده که خدا فرمان می دهد در مورد حیوانات پاک ازز هر نوع نر و ماده هفت تا و در مورد حیوانات نا پاک فقط یک جفت گرفته شود . اما کمی دور تر تصریح شده است که سر انجام نوح (ع) تنها یک جفت از هر حیوان را وارد کشتی خواهد نمود .

متخصصین از قبیل ار . پ دووو تایید می کنند که عبارت فوق از حکایت یهوی است که دستکاری شده است .

یک بند (منبع یهوی) نشان می دهد که عامل طوفان نوح آب باران بوده اما در بند دیگر (منبع ربانی) دوعلت برای طوفان ذکر شده : آب باران و چشمه های زمینی .

تمام زمین تا بالای کوهها زیر آب رفت و کلیه موجودات زنده هلاک شدند . پس از یک سال ، نوح (ع) از کشتی که پس از فروکشیدن آبها روی کوه آرارات قرار گرفته بود ، خارج شد .

باز اضافه کنیم که بر حسب منابع ، مدت طوفان متفاوت است : چهل روز بر طبق حکایت یهوی و یکصد و پنجاه روز طبق حکایت ربانی .

روایت یهوی تعیین نمی کند که واقعه در چه تاریخی از زندگی نوح (ع)رخ داده است اما روایت ربانی آنرا در موقعیکه نوح (ع)شیصد ساله بوده است ؛ قرار می دهد . روایت اخیر از طریق نسبنامه هایش اطلاعاتی در باره ی تعیین زمان آن نسبت به آدم (ع) و نسبت به ابراهیم (ع) می دهد . طبق محاسباتی که بر اساس اشارات سفر (پیدایش) شده است ؛ نوح (ع) 1056 سال پس از آدم (ع) متولد شده است ؛ لذا طوفان نوح 1656 سال پس از خلقت آدم (ع) رخ داده است . اما نسبت به ابراهیم (ع) ، سفر پیدایش طوفان نوح را 292 سال پیش از تولد آن بزرگ خانواده (حضرت ابراهیم) می داند .

بنا بر مراتب فوق طبق سفر پیدایش ، طوفان نوح همه ی نوع بشر را در بر گرفته است و تمام موجودات زنده ی روی زمین به هلاکت رسیده اند ، بشریت به وسیله سه پسر نوح و زنهایشان از نو شکوفید به طوری که سه قرن بعد که ابراهیم (ع) متولد گردید بشریتی که دوباره از جامعه ها تشکیل شده بود ، شکل یافت . چطور ممکن است این شکل مجدد در چنین وقت کمی حاصل شده باشد ؟ این ملاحظه ساده هرگونه واقعنمایی را از حکایت زائل می کند .

وانگهی ، داده های تاریخی ، ناسازگاری آن را با معارف جدید ثابت می کنند . زیرا زمان ابراهیم (ع) را در سالهای 1800 - 1850 قرار می دهند و اگر طوفان نوح را (همانطور که سفر پیدایش به وسیله نسب نامه هایش القا می کند) قریب سه قرن پیش از ابراهیم (ع) بدانیم ؛ می باید حدود قرن بیست یکم یا بیست دوم پیش از میلاد مسیح رخ داده باشد این موقعی است که موافق با معلومات تاریخی در چندین نقطه ی زمین قبلا تمدنهایی که آثار آنها در دست می باشد ؛ شکوفا شده بوده اند .

مثلا برای مصر ، زمان مزبور دوره ی پیش از امپراطوری میانه (2100 پیش از میلاد) ، تخمینا تاریخ اولین دوره ی واسط پیش از دوازدهمین سلسله بوده است و در بابل هنگام سیزدهمین سلسله ی (اور) می باشد ولی بخوبی می دانیم که گسیختگی در این تمدنها وجود نداشت پس هلاک تمام بشریت آنطور که عهدین گفته اند رخ نداده است .

در نتیجه نمی توان سه حکایت (کتاب مقدس) را به منزله ی اینکه برای انسانها گزارش ماجرا را مطابق واقع بیان می کند ، تلقی کرد . اگر واقع بین باشیم ناچار از پذیرفتن این واقعیت هستیم که متون مورد بحث واقعیت را بیان نمی کنند . آیا خدا می توانسته است چیز دیگری جز حقیقت الهام فرماید ؟ در حقیقت نمی توان تصور کرد که خداوند بشر را به کمک تخیلات مخصوصا خیالبافی های متناقض تعلیم دهد . آنگاه طبعا به اینجا می رسیم که باید فرض دستکاری متون به وسیله انسانها یا شفاهی بودن احادیث و اخباری که از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته اند یا وجود متونی پس از تثبیت این روایات را اقامه کنیم . در صورتی که می دانیم کتاب مقدس در طول سه قرن اقلا دومرتبه دستکاری شده است ؛ پس اگر دوری از حقیقت ها یا حکایات نا موافق با واقعیت را در آنها بیابیم چرا تعجب کنیم ؟ از زمانی به این امر واقف شده ایم که پیشرفت معلومات بشری اگر وقوف به همه چیز را مجاز نساخت ، اقلا این امکان را داد که اطلاع کافی از برخی وقایع بدست آوریم و توانستیم راجع به درجه ی مطابقت شرح قدیم آن وقایع با معارف مکتسب ، قضاوت کنیم . چه چیز منطقی تر از این است که روی خطاهای متون عهدین که فقط پای انسانها را به میان می کشد ؛ تاکید و اصرار نمائیم ؟

مقایسه ای میان تورات ، انجیل ، قرآن و علم - تالیف دکتر بوکای - ترجمه ذبیح الله دبیر - دفتر نشر فرهنگ اسلامی

متن تورات ترجمه مدرسه عهدینی اورشلیم است .

توجه داشته باشید که توضیحاتی هم از بنده به این شرح افزوده شده است ، ولی متن تورات عینا همانند خود کتاب ذکر شده است .


عهدین و تضاد ها (3) 87/09/19

بسم الله الرحمن الرحیم

از ابراهیم تا مبدا مسیحی

"کتاب مقدس" هیچ اطلاع رقمداری به دست نمی دهد که بر اساس آن تاریخگذاری هایی آنچنان دقیق (که سفر پیدایش در باره نیاکان ابراهیم می دهد) میسر شود . برای تعیین مدت زمانی که ابراهیم را از عیسی جدا می کند به منابع دیگر باید رجوع کرد . اکنون زمان ابراهیم را با حاشیه خطائی کم ، قریب هجده قرن پیش از میلاد قرار می دهند . این اطلاع توام با اشارات سفر پیدایش در باره ی فاصله زمانی بین ابراهیم و آدم ، منجر می شود به اینکه آدم را قریب سی و هشت قرن پیش از عیسی قرار دهند این تقویم به طور انکار نا پذیری کاذب است : نادرستی آن از اشتباهی است که کتاب مقدس درباره ی دوره ی آدم - ابراهیم مرتکب شده است و روایت یهودی همواره با اتکای به آن تقویم خود را درست می کند امروزه ، در مقابل مدافعان سنتی حقیقت "عهدین" ، ناسازگاری داده های نوین را با این تقویم ها به رخ می کشد که ساخته هوا و هوس روحانیون یهودی قرن ششم پیش از میلاد است .

این تقویم ها حین قرن های درازی مبنای زمان بندی ماجرا های عهد قدیم نسبت به زمان عیسی بوده است .

کتابهای مقدس که پیش از عصر جدید نشر میشدند معمولا در پیشگفتار تبیینی خود ترتیب و تاریخ وقایعی که از زمان پیدایش جهان تا موقع نشر کتب مزبور رخ داده بوده است ، به خوانندگان می نمایاندند . ارقام بر حسب زمان ها کمی تغییر می کرد . مثلا متن لاتینی عهدین -1621- چنین اشاراتی داشته است لیکن زمان ایراهیم را کمی پیشتر قرار داده و آفرینش را قریب چهل قرن پیش از میلاد نهاده است .

کتاب مقدس چند زبانی والتن -Walton- منتشر شده در قرن هفدهم علاوه بر متون عهدینی به چند زبان ، جدولهایی شبیه به جدول تنظیمی ما برای آباء ابراهیم نیز به خواننده عرضه می کرد . تمام این تقویم ها با ارقامی که اینجا قبلا ذکر شد تطبیق می نمایند . موقعیکه عصر جدید رسید دیگر برای ناشر ممکن نشد که چنین زمان بندی های تخیلی را حفظ کند و با کشفیات علمی هم (که آفرینش را به زمان خیلی بیشتر می برد) در تضاد نباشد . به این اکتفا کردند که جدولها و پیشگفتار را حذف کنند ولی از اینکه خواننده را از کهنگی و بی اثری متون عهدینی (که سابقا برمبنای آنها تاریخگذاری می کردند و دیگر نمی توانستند به عنوان مبین حقیقت بدانند) آگاه کنند ، خودداری کردند . ترجیح دادند که پرده شرم و حیا بر آنها بیفکنند و فرمولهای جدلی عامانه بیابند و خواننده را وادار به قبول نص بدون کم و کسر (همانطور که سابقا بوده است) ، بکنند . بدین ترتیب نسب نامه های متن "ربانی" عهدین همواره مورد توجه است و حال آنکه دیگر نمی توان عقلا در قرن بیستم زمان را بر مبنای چنین خیالبافی سنجید .

در خصوص پیدایش انسان بر روی زمین ، داده های علمی جدید تعیین آنرا ورای حدی معین ؛ مجاز نمی سازند . می توان مطمان بود که انسان به خاطر قدرت عقل و علمش (که او را از موجودات زنده ای که از لحاظ تشریحی نزدیک به او هستند ، متفاوت می سازد) موخر از تاریخ قابل تخمینی ، روی زمین وجود داشته اما هیچکس نمی تواند بطور دقیق موقع ظهورش را تعیین کند . مع ذالک امروز میتوان تایید کرد که آثار بشر متفکر و عالمی را یافته اند که قدمت آن با واحد های ده هزار ساله محاسبه می شود .

این تاریخگذاری تخمینی مربوط به تیپ انسان مکشوف در ماقبل تاریخ است که به عنوان موخر ترین نمونه نوع "نو - آدمیان" (انسان کرومانیون) تلقی می گردد . البته کشفیات دیگری از بقایای بظاهر انسانی ، مربوط به تیپهای "کمتر تحول یافته" (کهن - آدمیان) در چندین نقطه زمین به عمل آمده است که میزان قدمت آنها شاید صد هزار سال باشد اما آیا آنها انسانهای واقعی هستند ؟

به هر تقدیر ، داده های علمی تا آن اندازه راجع به (نو - آدمیان) دقیق هستند که آنها را خیلی ماوراتر از آنچه که سفر پیدایش می گوید قرار می دهند . بنا بر این ناسازگاری آشکاری بین آنچه که راجع به پیدایش انسان روی زمین از سفر پیدایش بر می آید و معارف علمی کاملا مثبت زمانمان وجود دارد .

مقایسه ای میان تورات ، انجیل ، قرآن و علم - تالیف دکتر بوکای - ترجمه ذبیح الله دبیر - دفتر نشر فرهنگ اسلامی

متن تورات ترجمه مدرسه عهدینی اورشلیم است .

توجه داشته باشید که توضیحاتی هم از بنده به این شرح افزوده شده است ، ولی متن تورات عینا همانند خود کتاب ذکر شده است .


عهدین و تضاد ها (2) 87/09/04

عهد عتیق و دانش نو

تضاد در عهدین !

2 ) آفرینش جهان

داستان اول

سفر پیدایش - فصل اول

آیات 1 و 2

( در ابتدا ، خداوند ، آسمانها و زمین را آفرید و زمین تهی و بائر بود و تاریکی بر روی لجه و روح خدا ، سطح آبها را فرو گرفت . )

آیات 3 تا 5

( خدا گفت روشنایی بشود و روشنایی شد . و خدا روشنایی را دید که نیکو است و خدا روشنایی را از تاریکی جدا ساخت . و خدا روشنایی را روز و تاریکی را شب نامید . و شام بود و روز بود ، روز اول . )

در این آیات آمده که روز و شب ایجاد شد و روشنایی به وجود آمد و این در حالی است که نیران در روز چهارم به وجود آمده اند - طبق تورات - و حال چگونه است که بدون ماه و خورشید نور و روشنایی ایجاد شود ، در واقع معلول مقدم بر علت شود ؟!

همچنین در این آیات گفته شد که روز اول ایجاد شد ! حال چگونه است که روز و شب از حرکت زمین به دور خورشید حاصل می شود و هنوز خورشید خلق نشده باشد ؟!

آیات 6 تا 8

( خدا گفت فلکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند و چنین شد و خدا فلک را بساخت و آبهای زیر فلک را از آبهای زیر فلک جدا ساخت و خدا فلک را آسمان نامید . و شام بود و صبح بود ، روز دوم )

در اینجا افسانه ی آبها با جداشدن آنها به دو طبقه وسیله آسمانی پیگیری می شود تا اینکه در داستان طوفان نوح آن آسمان آبهای بالا را رها کرده که به زمین سرازیر شوند . این تصویر - تقطیع آبها به دو توده - از لحاظ علمی نا پذیرفتنی است .

آیات 9 تا 13

خدا گفت : ( آبهای زیر آسمان در یک جا جمع شوند و خشکی ظاهر گردد و چنین شد و خدا خشکی را زمین نامید و اجتماع آبها را دریا نامید و خدا دید که نیکو است . خدا گفت : زمین نبات برویاند و علفی که تخم بیاورد و درخت میوه ای که موافق جنس خود میوه بیاورد که تخمش در آن باشد بر روی زمین و خدا دید که نیکوست و شام بود و صبح بود ، روز سوم . )

در اینجا چگونه ممکن است گیاهان از زمین برویند و تولید مثل کنند در حالی که هنوز خورشیدی نبوده و طبق سفر پیدایش خورشد در روز چهارم به وجود می آید ؟!

آیات 14 تا 19

( خدا گفت نیر ها در فلک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند تا علامتی برای اعیاد و روزها و سالها باشند و نیر ها در فلک آسمان باشند تا بر زمین روشنایی دهند و چنین شد .

خدا دو نیر بزرگ ساخت . نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب ، و ستارگان را و خدا آ«ها را در فلک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند و تا سلطنت نمایند بر روز و شب و روشنایی را از تاریکی جدا کنند و خدا دید که نیکو است و شام بود و صبح بود ، روز چهارم )

همانگونه که مشاهده می شود در اینجا خدا دو نیر را آفرید تا باعث جدا شدن روشنایی از تاریکی شوند ، حال چگونه است که در آیات 3 تا 5 خدا روشنایی را از تاریکی جدا کرد و روز و شب را ایجاد کرد ؟! در حالی که علت آنها که خورشید و ماه است تازه ایجاد شده است ؟!

اشکال بعدی به این آیات این است که زمین و ماه از خورشید جدا شده اند و ایجاد شده اند و حال چگونه است زمین زود تر از خورشید ایجاد شد ؟! و این با مثبت ترین علوم منافات دارد و مخالفت می کند !

( خدا گفت : آبها به انبوه جانوران پرشود و پرندگان بالای زمین بر روی فلک آسمان پرواز کنند و چنین شد . خدا نهنگان بزرگ آفرید و همه ی جانوران خزنده را که آبها از آنها موافق اجناس آنها پر شد و همه ی پرندگان بالدار را به اجناس آنها و خدا دید که نیکوست . خدا آنها را برکت داده گفت بارور و کثیر شوید و آبهای دریا را پرسازید و پرندگان در زمین کثیر بشوند و شام بود و صبح بود ، روز پنجم )

بر اساس این آیات طبقه حیوانات در آغاز از جانوران دریایی و پرندگان مایه می گیرد . طبق حکایت عهدین همچنان که در آیات ذیل خواهیم دید ؛ فقط در فردای آنروز خود زمین دارای جانوران می شود .

یقینا مبداء زندگی دریایی است . از آنجا زمین مستعمره طبقه حیوان شد و تصور می شد که پرندگان از حیواناتی که روی زمین زندگی می کردند و رسته خاصی از خزندگان موسوم به - پسودو سوشین - که در عهد دوم می زیستند منشا می گیرند .

زیرا صفات زیست شناختی مشترک بین دو طبقه ی مزبور چنین استنتاجی را مجاز می سازد . لیکن در سفر پیدایش از جانوران زمینی در روز ششم پس از ظهور پرندگان یاد شده است . لذا این ترتیب ظهور جانوران زمینی و پرندگان پذیرفتنی نیست .

آیات 24تا 31

( خدا گفت زمین جانوران را موافق اجناس آنها بیرون بیاورد ؛ بهایم و حشرات و حیوانات زمین به اجناس آنها و چنین شد پس خدا حیوانات زمین را به اجناس آنها بساخت و بهایم را به اجناس آنها و همه ی حشرات زمین را به اجناس آنها و خدا دید که نیکوست .

خدا گفت آدم را به صورتمان و موافق شبیهمان بسازیم تا بر ماهیان در یا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی حیوانات و همه حشراتیکه بر زمین میخزند حکومت نماید پس خدا آدم را به صورت خود آفرید ، به صورت خدا آفرید ایشان را ، نر و ماده آفرید .

خدا ایشان را برکت داد و خدا به ایشان گفت : بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلط نمایید و بر ماهیان در یا و پرندگان آسمان و همه ی حیواناتی که بر زمین میخزند حکومت کنید . خدا گفت : همانا علفهای تخم داری که بر روی تمام زمین است وهمه درختهایی که در آن میوه درخت تخم دار است به شما دادم تا برای شما خوراک باشد . و به همه حیوانات زمین و به همه ی پرندگان آسمان و به همه حشرات زمین که در آنها حیات است هر علف سبز را برای خوراک دام و چنین شد . و خدا هرچه ساخته بود دید و همانا بسیار نیکو بود و شام بود و صبح بود ، روز ششم . )

در این آیات دیده می شود که خدا آدم را به صورت خودش آفریده ! و حال این که چنین ادعایی یعنی خدا دارای صورت است و حال این که صورت از خواص ماده است و نتیجه این می شود که خدا ماده است و به تبع خدا بایستی باقی خواص ماده را هم بگیرد ، همانند اشغال مکان ، اشغال زمان ، علت برای پیدایش و ... .

حال چه کسی یا چه چیزی خدا را ایجاد کرد ؟!

خدا در کجا قرار دارد ؟!

کسی یا چیزی که در زمان و مکان قرار دارد چگونه می تواند به کل زمان و مکان تسلط داشته باشد ؟! یعنی خدا چگونه زمان و مکان را آفرید در حالی که وجود خدا نیاز مند به زمان و مکانی است که خدا را فراگیرد ؟! و اگر خدا زمان و مکان را نیافریده و دیگری آفریده ، دیگری کیست ؟! و حال که دیگری قدرتش از خدا بیشتر است - چراکه خدا از خلق زمان و مکان عاجز است - چرا به او خدا نگوییم ؟!

آیا خدا زن است یا مرد ؟! چگونه خدا انسان را شبیه خود آفرید ؟! یعنی خدا دارای اجزاء است ؟! یعنی خدا تولید مثل می کند ؟! یعنی خدا آلت تناسلی دارد ؟!

فصل دوم

آیات 1 تا 3

( آسمان ها و زمین و همه لشکر آنها تمام شد . در روز هفتم خدا از همه ی کار خود که ساخته بود ، فارغ شد و در روز هفتم پس از همه کار خود که ساخته بود ، بیکار ماند . پس خدا روز هفتم را مبارک خواند و آنرا تقدیس نمود زیرا پس از اتمام کار آفرینشش ، بیکار مانده بود - این بود پیدایش آسمان ها و زمین هنگامیکه آفریده شدند . )

این حکایت روز هفتم توضیحاتی لازم دارد :

ابتدا در مورد معانی کلمات :

متن ، ترجمه مدرسه عهدینی اورشلیم است . - لشکر - به احتمال کلی کثرت موجودات آفریده است .

در باب اصطلاح - او بیکار ماند - این طریقه مدیر مدرسه ی عهدینی اورشلیم است ک هکلمه عبری - شبّت - را چنین معنا می کند و حال آنکه معنی صحیح آن - او استراحت کرد - است و از آنجا که روز استراحت یهودی که به فرانسه - سبّت - می گویند، ناشی می شود .

بدیهی است استراحتی که خدا پس از انجام کار شش روزه اش کرده باشد یک افسانه است اما توضیحی برای آن وجود دارد زیرا نباید فراموش کرد که حکایت آفرینش در بررسی فوق ، روایت - ربانی - نوشته کاهنان یا کاتبان - وارثان معنوی حزقیال نبی هنگام جلای به بابل - در قرن ششم پیش از میلاد است و میدانیم که این کاهنان روایت - یهوی - و - الهی - سفر پیدایش را بازگرفته و برحسب دلمشغولی های خود آنها را باز پرداخته اند . بطوری که - ار . پ . دووو - نوشته ، خصلت اساسی آنها ، طرفداری از قانون بوده است .

در حالی که متن - یهوی - پیدایش که چندین قرن پیش از متن - ربانی - است ، هیچ ذکری از استراحت خدا پس از خستگی کار یکهفته اش نمیکند اما مصنف - ربانی - آنرا در حکایت خود وارد می سازد . و حکایتش را به روزها ، دقیقا روزهای هفته ، تقسیم می نماید و ا«را به طرف استراحت سبتی می کشاند تا آنرا در نظر مومنان با این یادآوری که اول خدا آنرا محترم شمرده است ؛ توجیه کند . بنا بر این الزام علمی ، حکایت - پیدایش - با یک منطق دینی ظاهری پیش می رود اما به نحوی که داده های علم ، توهمی پنداشتن آن را برای ما مجاز می سازد .

این گرد آوری مراحل پیاپی آفرینش در چهار چوب یکهفته ، به منظور الزام رعایت مقررات دینی از نظر علمی غیر قابل دفاع است . امروزه به تحقیق پیوسته است که تشکیل جهان و زمین طی مراحلی در دوره های زمانی بسیار دراز انجام گرفته و داده های نوین ، حتی تعیین مدت تخمینی آنها را نیز ، مجاز نمی دانند .

حتی اگر حکایت در ششمین شب تمام می شد و روز هفتم - سبّت - که در آن خدا استراحت می کند ذکر نمی شد ، و نیز اگر همانند حکایت قرآنی مجاز بودیم این نظر را که - مقصود دوره های نامعینی است - مورد توجه قرار دهیم ؛ باز حکایت - ربانی - همچنان غیر قابل قبول می ماند زیرا تعاقب وقایع با مبانی علمی ابتدائی تضاد صریح دارد .

بدین ترتیب حکایت - ربانی - آفرینش مانند ساخته تخیلی هوشمندانه ای ظاهر می شود که هدفی کاملا مغایر با شناساندن حقیقت می داشته است .

داستان دوم

حکایت دوم در ادامه حکایت قبل در سفر پیدایش آمده :

این داستان خیلی کهن تر و از قریب سه قرن پیشتر است با بسط بیشتری در باره پیدایش انسان و بهشت زمینی تا در باره ی خلقت زمین و آسمان که خیلی به اختصار برگزار می کند :

( در روزی که یهوه خدا ، زمین و آسمان ها را ساخت ، هیچ نهال صحرا هنوز در زمین نبود و هیچ علف صحرا هنوز نروییده بود ، زیرا خداوند باران برزمین نبارانیده بود و آدمی نبود که کار زمین را بکند و مه از زمین برآمده تمام روی زمین را سیراب می کرد پس خداوند آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی وی روح حیات دمید و آدم نفس زنده شد . ) در ادامه اشره می کند که ( خدا همزمان با آفرینش آدم باغی غرس نمود ) .

همانگونه که در بالا دیدید قبلا بیان شد که در روز سوم نباتات و علف و ... روییده و خلق شد و حال اینکه در اینجا می گوید خدا همزمان با خلقت آدم باغی ایجاد کرد و تا قبل آن هیچ علفی و نباتی نبود ! و حال آنکه در بالا گفت در روز ششم آدم خلق شد ! - توجه داشت هباشید که این متن یهوی است - .

انشا الله در آینده توضیحاتی در مورد متن - یهوی و ربانی - اضافه خواهد شد .

مقایسه ای میان تورات ، انجیل ، قرآن و علم - تالیف دکتر بوکای - ترجمه ذبیح الله دبیر - دفتر نشر فرهنگ اسلامی

متن تورات ترجمه مدرسه عهدینی اورشلیم است .

توجه داشته باشید که توضیحاتی هم از بنده به این شرح افزوده شده است ، ولی متن تورات عینا همانند خود کتاب ذکر شده است .


عهدین و تضاد ها (1) 87/09/03

عهد عتیق و دانش نو

1 ) بنا بر سفر ( پیدایش ) بلافاصله پیش از طوفان نوح ، خداوند تصمیم می گیرد که عمر بشر را به یکصد و بیست سال محدود سازد و چنین آمده است : ( زندگی اش فقط صد و بیست سال خواهد بود ) اما کمی پایین تر ( سفر پیدایش 32 - 10 و 11 ) ملاحظه می کنیم که اخلاف ده گانه نوح از 148 تا 600 سال عمر کرده اند . تضاد بین دو عبارت فوق بارز و توضیح آن ساده است بدین قرار : عبارت نخستین ( سفر پیدایش 3 و 6 ) یک متن ( یهوی ) است و تاریخ آن بلاشک قرن دهم پیش از میلاد می باشد و حال آنکه عبارت دوم ( سفر پیدایش 32 و 10 و 11 ) متن خیلی موخر تر ( قرن ششم پیش از میلاد ) و روایت ( ربانی ) است که مبدا این نسبنامه ها است که آنقدر در شمارش ایام عمر دقیق ولی در یک نگرش کلی آنقدر دور از حقیقت می باشد .

مقایسه ای میان تورات ، انجیل ، قرآن و علم - تالیف دکتر بوکای - ترجمه ذبیح الله دبیر - دفتر نشر فرهنگ اسلامی

متن تورات ترجمه مدرسه عهدینی اورشلیم است .

توجه داشته باشید که توضیحاتی هم از بنده به این شرح افزوده شده است ، ولی متن تورات عینا همانند خود کتاب ذکر شده است .


» معرفی به دوستان
» پروفایل مدیر
»

RSS 2.0





Powered by WebGozar

Serch Google