عهد عتیق و دانش نو

2 ) آفرینش جهان
داستان اول
سفر پیدایش - فصل اول
آیات 1 و 2
( در ابتدا ، خداوند ، آسمانها و زمین را آفرید و زمین تهی و بائر بود و تاریکی بر روی لجه و روح خدا ، سطح آبها را فرو گرفت . )
آیات 3 تا 5
( خدا گفت روشنایی بشود و روشنایی شد . و خدا روشنایی را دید که نیکو است و خدا روشنایی را از تاریکی جدا ساخت . و خدا روشنایی را روز و تاریکی را شب نامید . و شام بود و روز بود ، روز اول . )
در این آیات آمده که روز و شب ایجاد شد و روشنایی به وجود آمد و این در حالی است که نیران در روز چهارم به وجود آمده اند - طبق تورات - و حال چگونه است که بدون ماه و خورشید نور و روشنایی ایجاد شود ، در واقع معلول مقدم بر علت شود ؟!
همچنین در این آیات گفته شد که روز اول ایجاد شد ! حال چگونه است که روز و شب از حرکت زمین به دور خورشید حاصل می شود و هنوز خورشید خلق نشده باشد ؟!
آیات 6 تا 8
( خدا گفت فلکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند و چنین شد و خدا فلک را بساخت و آبهای زیر فلک را از آبهای زیر فلک جدا ساخت و خدا فلک را آسمان نامید . و شام بود و صبح بود ، روز دوم )
در اینجا افسانه ی آبها با جداشدن آنها به دو طبقه وسیله آسمانی پیگیری می شود تا اینکه در داستان طوفان نوح آن آسمان آبهای بالا را رها کرده که به زمین سرازیر شوند . این تصویر - تقطیع آبها به دو توده - از لحاظ علمی نا پذیرفتنی است .
آیات 9 تا 13
خدا گفت : ( آبهای زیر آسمان در یک جا جمع شوند و خشکی ظاهر گردد و چنین شد و خدا خشکی را زمین نامید و اجتماع آبها را دریا نامید و خدا دید که نیکو است . خدا گفت : زمین نبات برویاند و علفی که تخم بیاورد و درخت میوه ای که موافق جنس خود میوه بیاورد که تخمش در آن باشد بر روی زمین و خدا دید که نیکوست و شام بود و صبح بود ، روز سوم . )
در اینجا چگونه ممکن است گیاهان از زمین برویند و تولید مثل کنند در حالی که هنوز خورشیدی نبوده و طبق سفر پیدایش خورشد در روز چهارم به وجود می آید ؟!
آیات 14 تا 19
( خدا گفت نیر ها در فلک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند تا علامتی برای اعیاد و روزها و سالها باشند و نیر ها در فلک آسمان باشند تا بر زمین روشنایی دهند و چنین شد .
خدا دو نیر بزرگ ساخت . نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب ، و ستارگان را و خدا آ«ها را در فلک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند و تا سلطنت نمایند بر روز و شب و روشنایی را از تاریکی جدا کنند و خدا دید که نیکو است و شام بود و صبح بود ، روز چهارم )
همانگونه که مشاهده می شود در اینجا خدا دو نیر را آفرید تا باعث جدا شدن روشنایی از تاریکی شوند ، حال چگونه است که در آیات 3 تا 5 خدا روشنایی را از تاریکی جدا کرد و روز و شب را ایجاد کرد ؟! در حالی که علت آنها که خورشید و ماه است تازه ایجاد شده است ؟!
اشکال بعدی به این آیات این است که زمین و ماه از خورشید جدا شده اند و ایجاد شده اند و حال چگونه است زمین زود تر از خورشید ایجاد شد ؟! و این با مثبت ترین علوم منافات دارد و مخالفت می کند !
( خدا گفت : آبها به انبوه جانوران پرشود و پرندگان بالای زمین بر روی فلک آسمان پرواز کنند و چنین شد . خدا نهنگان بزرگ آفرید و همه ی جانوران خزنده را که آبها از آنها موافق اجناس آنها پر شد و همه ی پرندگان بالدار را به اجناس آنها و خدا دید که نیکوست . خدا آنها را برکت داده گفت بارور و کثیر شوید و آبهای دریا را پرسازید و پرندگان در زمین کثیر بشوند و شام بود و صبح بود ، روز پنجم )
بر اساس این آیات طبقه حیوانات در آغاز از جانوران دریایی و پرندگان مایه می گیرد . طبق حکایت عهدین همچنان که در آیات ذیل خواهیم دید ؛ فقط در فردای آنروز خود زمین دارای جانوران می شود .
یقینا مبداء زندگی دریایی است . از آنجا زمین مستعمره طبقه حیوان شد و تصور می شد که پرندگان از حیواناتی که روی زمین زندگی می کردند و رسته خاصی از خزندگان موسوم به - پسودو سوشین - که در عهد دوم می زیستند منشا می گیرند .
زیرا صفات زیست شناختی مشترک بین دو طبقه ی مزبور چنین استنتاجی را مجاز می سازد . لیکن در سفر پیدایش از جانوران زمینی در روز ششم پس از ظهور پرندگان یاد شده است . لذا این ترتیب ظهور جانوران زمینی و پرندگان پذیرفتنی نیست .
آیات 24تا 31
( خدا گفت زمین جانوران را موافق اجناس آنها بیرون بیاورد ؛ بهایم و حشرات و حیوانات زمین به اجناس آنها و چنین شد پس خدا حیوانات زمین را به اجناس آنها بساخت و بهایم را به اجناس آنها و همه ی حشرات زمین را به اجناس آنها و خدا دید که نیکوست .
خدا گفت آدم را به صورتمان و موافق شبیهمان بسازیم تا بر ماهیان در یا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی حیوانات و همه حشراتیکه بر زمین میخزند حکومت نماید پس خدا آدم را به صورت خود آفرید ، به صورت خدا آفرید ایشان را ، نر و ماده آفرید .
خدا ایشان را برکت داد و خدا به ایشان گفت : بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلط نمایید و بر ماهیان در یا و پرندگان آسمان و همه ی حیواناتی که بر زمین میخزند حکومت کنید . خدا گفت : همانا علفهای تخم داری که بر روی تمام زمین است وهمه درختهایی که در آن میوه درخت تخم دار است به شما دادم تا برای شما خوراک باشد . و به همه حیوانات زمین و به همه ی پرندگان آسمان و به همه حشرات زمین که در آنها حیات است هر علف سبز را برای خوراک دام و چنین شد . و خدا هرچه ساخته بود دید و همانا بسیار نیکو بود و شام بود و صبح بود ، روز ششم . )
در این آیات دیده می شود که خدا آدم را به صورت خودش آفریده ! و حال این که چنین ادعایی یعنی خدا دارای صورت است و حال این که صورت از خواص ماده است و نتیجه این می شود که خدا ماده است و به تبع خدا بایستی باقی خواص ماده را هم بگیرد ، همانند اشغال مکان ، اشغال زمان ، علت برای پیدایش و ... .
حال چه کسی یا چه چیزی خدا را ایجاد کرد ؟!
خدا در کجا قرار دارد ؟!
کسی یا چیزی که در زمان و مکان قرار دارد چگونه می تواند به کل زمان و مکان تسلط داشته باشد ؟! یعنی خدا چگونه زمان و مکان را آفرید در حالی که وجود خدا نیاز مند به زمان و مکانی است که خدا را فراگیرد ؟! و اگر خدا زمان و مکان را نیافریده و دیگری آفریده ، دیگری کیست ؟! و حال که دیگری قدرتش از خدا بیشتر است - چراکه خدا از خلق زمان و مکان عاجز است - چرا به او خدا نگوییم ؟!
آیا خدا زن است یا مرد ؟! چگونه خدا انسان را شبیه خود آفرید ؟! یعنی خدا دارای اجزاء است ؟! یعنی خدا تولید مثل می کند ؟! یعنی خدا آلت تناسلی دارد ؟!
فصل دوم
آیات 1 تا 3
( آسمان ها و زمین و همه لشکر آنها تمام شد . در روز هفتم خدا از همه ی کار خود که ساخته بود ، فارغ شد و در روز هفتم پس از همه کار خود که ساخته بود ، بیکار ماند . پس خدا روز هفتم را مبارک خواند و آنرا تقدیس نمود زیرا پس از اتمام کار آفرینشش ، بیکار مانده بود - این بود پیدایش آسمان ها و زمین هنگامیکه آفریده شدند . )
این حکایت روز هفتم توضیحاتی لازم دارد :
ابتدا در مورد معانی کلمات :
متن ، ترجمه مدرسه عهدینی اورشلیم است . - لشکر - به احتمال کلی کثرت موجودات آفریده است .
در باب اصطلاح - او بیکار ماند - این طریقه مدیر مدرسه ی عهدینی اورشلیم است ک هکلمه عبری - شبّت - را چنین معنا می کند و حال آنکه معنی صحیح آن - او استراحت کرد - است و از آنجا که روز استراحت یهودی که به فرانسه - سبّت - می گویند، ناشی می شود .
بدیهی است استراحتی که خدا پس از انجام کار شش روزه اش کرده باشد یک افسانه است اما توضیحی برای آن وجود دارد زیرا نباید فراموش کرد که حکایت آفرینش در بررسی فوق ، روایت - ربانی - نوشته کاهنان یا کاتبان - وارثان معنوی حزقیال نبی هنگام جلای به بابل - در قرن ششم پیش از میلاد است و میدانیم که این کاهنان روایت - یهوی - و - الهی - سفر پیدایش را بازگرفته و برحسب دلمشغولی های خود آنها را باز پرداخته اند . بطوری که - ار . پ . دووو - نوشته ، خصلت اساسی آنها ، طرفداری از قانون بوده است .
در حالی که متن - یهوی - پیدایش که چندین قرن پیش از متن - ربانی - است ، هیچ ذکری از استراحت خدا پس از خستگی کار یکهفته اش نمیکند اما مصنف - ربانی - آنرا در حکایت خود وارد می سازد . و حکایتش را به روزها ، دقیقا روزهای هفته ، تقسیم می نماید و ا«را به طرف استراحت سبتی می کشاند تا آنرا در نظر مومنان با این یادآوری که اول خدا آنرا محترم شمرده است ؛ توجیه کند . بنا بر این الزام علمی ، حکایت - پیدایش - با یک منطق دینی ظاهری پیش می رود اما به نحوی که داده های علم ، توهمی پنداشتن آن را برای ما مجاز می سازد .
این گرد آوری مراحل پیاپی آفرینش در چهار چوب یکهفته ، به منظور الزام رعایت مقررات دینی از نظر علمی غیر قابل دفاع است . امروزه به تحقیق پیوسته است که تشکیل جهان و زمین طی مراحلی در دوره های زمانی بسیار دراز انجام گرفته و داده های نوین ، حتی تعیین مدت تخمینی آنها را نیز ، مجاز نمی دانند .
حتی اگر حکایت در ششمین شب تمام می شد و روز هفتم - سبّت - که در آن خدا استراحت می کند ذکر نمی شد ، و نیز اگر همانند حکایت قرآنی مجاز بودیم این نظر را که - مقصود دوره های نامعینی است - مورد توجه قرار دهیم ؛ باز حکایت - ربانی - همچنان غیر قابل قبول می ماند زیرا تعاقب وقایع با مبانی علمی ابتدائی تضاد صریح دارد .
بدین ترتیب حکایت - ربانی - آفرینش مانند ساخته تخیلی هوشمندانه ای ظاهر می شود که هدفی کاملا مغایر با شناساندن حقیقت می داشته است .
داستان دوم
حکایت دوم در ادامه حکایت قبل در سفر پیدایش آمده :
این داستان خیلی کهن تر و از قریب سه قرن پیشتر است با بسط بیشتری در باره پیدایش انسان و بهشت زمینی تا در باره ی خلقت زمین و آسمان که خیلی به اختصار برگزار می کند :
( در روزی که یهوه خدا ، زمین و آسمان ها را ساخت ، هیچ نهال صحرا هنوز در زمین نبود و هیچ علف صحرا هنوز نروییده بود ، زیرا خداوند باران برزمین نبارانیده بود و آدمی نبود که کار زمین را بکند و مه از زمین برآمده تمام روی زمین را سیراب می کرد پس خداوند آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی وی روح حیات دمید و آدم نفس زنده شد . ) در ادامه اشره می کند که ( خدا همزمان با آفرینش آدم باغی غرس نمود ) .
همانگونه که در بالا دیدید قبلا بیان شد که در روز سوم نباتات و علف و ... روییده و خلق شد و حال اینکه در اینجا می گوید خدا همزمان با خلقت آدم باغی ایجاد کرد و تا قبل آن هیچ علفی و نباتی نبود ! و حال آنکه در بالا گفت در روز ششم آدم خلق شد ! - توجه داشت هباشید که این متن یهوی است - .
انشا الله در آینده توضیحاتی در مورد متن - یهوی و ربانی - اضافه خواهد شد .
مقایسه ای میان تورات ، انجیل ، قرآن و علم - تالیف دکتر بوکای - ترجمه ذبیح الله دبیر - دفتر نشر فرهنگ اسلامی
متن تورات ترجمه مدرسه عهدینی اورشلیم است .
توجه داشته باشید که توضیحاتی هم از بنده به این شرح افزوده شده است ، ولی متن تورات عینا همانند خود کتاب ذکر شده است .