تبليغاتX
فرهنگ

فرهنگ
سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

حجه الاسلام مهدی زبردست برزین

سلام
از این که این وبلاگ را انتخاب کرده اید ممنون هستم .

برای دیدن اخبار و پست های کامل از قسمت نوشته های پیشین کمک بگیرید چرا که در آرشیو تنها 30 پست آخر نشان داده می شود .


Tel : 09352175283
Yahoo ID = mahdizebardast1386
mahdizebardast1386@gmail.com

» آذر 1388
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
» مذهبی
» سیاسی
» اجتماعی
» علمی
» آلبوم تصاویر من
» شخصیت ها
» سیاست در رسانه ها
» درد دلی از نوع ...
» بحثی بین زبردست و سیروان ...
» مریم و دوستانش
» جبهه و جنگ
» شعر و داستان های من
» بحث بین من و ابو مصعب (سنی مذهب)

» ازدواج موقت، صیغه، متعه، رسالة المتعة لشيخ مفيد
» حیوانات چه می گویند؟
» نقشه غرب برای مسلمان ها
» جنایات یهود
» قرب الهی
» مکی و مدنی در قرآن
» اعجاز علمی قرآن
» پیرامون حدیث قرب نوافل
» درخواست راهنمایی از شما
» سانسور سخنان انتقادي علم‌الهدي و خزعلي درباره هاشمي در خبرگان

اسرائیل در خاورمیانه ... 87/05/24

امضاء دختران اسرائیلی بر روی موشک هایی که بر سر کودکان فلسطینی ریخت ! این است دمکراسی !

اگر در یک جایی نسبت به آینده اطمینان نباشد ، انسان ها محکم به آینده می چسبند .

امروز ما با حرارت چهلمین سالگرد تاسیس دولتمان را گرامی می داریم ؛ زیرا هیچ کس نیست که تضمین کند می توانیم هفتادمین ، شصتمین و یا حتی پنجاهمین سالگرد را جشن بگیریم .

بخشی از اظهارات یک نماینده مجلس اسرائیل در جشن گرامی داشت چهلمین سالگرد تاسیس اسرائیل که در سال 1988 برگزار شد .

 

حدود 80 الی 100 نفر زن و مرد و بچه کشته شده بودند . بچه ها را با چوب به سرشان زده و به قتل می رساندند . در روستا ها زنان و مردان را در خانه ها حبس می کردند ، بدون این که به آنها غذا و آب بدهند ؛ سپس توسط تیم های تهاجمی آن خانه ها را منفجر می کردند . یک فرمانده ، به سربازی دستور داد ، دو زن را در داخل خانه ای که قرار بود منفجر کنند ، حبس نماید . در این اوضاع یک سرباز دیگر اظهار می داشت ، قبل از کشتن یک زن عرب به آن تجاوز کرده است . یک زن عرب را که تازه زایمان کرده بود ، مجبور کردند ، چند روز اطراف مقر نظامیان اسرائیل را تمیز کند ؛ سپس آن زن و بچه اش را با هم کشتند . فرماندهانی که آموزش های عالی دیده و به خوبی تربیت شده بودند ، به طوری که می شد به آنها عنوان نظامیان بزرگ را اطلاق کرد ، اکنون به قاتل های جانی تبدیل شده بودند . آنها ناخواسته به این وضعیت ، یعنی اتفاقات وحشتناکی که به وقوع پیوست ، نیفتاده بودند ؛ بلکه بر عکس ، با آگاهی از اصول نسل کشی و نابود کردن دست به این کار زدند . بنا به اعتقاد آنها هرقدر عرب در دنیا کم باشد . همان قدر دنیا بهتر خواهد بود .

سطر های بالا ، که در روزنامه (Davar) اسرائیل منتشر شده است ، خاطرات یک سرباز اسرائیلی است ، که در هنگام اشغال روستایی به نام ( دوئیما ) در سال 1948 شاهد آن بوده است .

 

برگرفته از کتاب (استراتژی اسرائیل در خاورمیانه "اکراد برگ امتیاز اسرائیل") نوشته هارون یحیی

آیا باز هم به آمریکا (بزرگترین مدافع اسرائیل) اعتماد دارید ؟ کسانی که حتی از بازگو کردن جنایات خود ترسی ندارند ! آیا به سازمان ملل اعتماد دارید ؟! ما حقوق بشر را رعایت نمی کنیم یا آنها ؟!

اگر هوشیار نباشیم عاقبت فلسطین ، لبنان ، افغانستان و عراق در انتظار ما خواهد بود !

هنوز تاریخ و رسانه ها تجاوز بیگانگان به زنان و دختران مسلمان را فراموش نکرده اند !

مسلمان ایرانی آیا وقت بیداری و به پا خواستن نیست ؟!

کودکان فلسطینی بعد از دریافت هدایای دختران صهیونیست !


مسافرت ... 87/05/17

آلبوم تصاویر من ...

 

مشهد - کوه سنگی   مشهد - کوه سنگی   مشهد - کوه سنگی   مشهد - کوه سنگی   مشهد - قدمگاه   مشهد - قدمگاه

برای دیدن تصویر بزرگ بر روی آن کلیک کنید ...


آشنایی با بیو تروریسم ( غرب این است ) 87/05/10

بیو تروریسم

به نام خدا

تعریف بیو تروریسم

بیو تروریسم عبارت است از : کاربرد تهدید آمیز مواد بیولوژیکی برای ایجاد مرگ و میر و یا خسارت و ایجاد و انتشار ترس و وحشت در یک فرد یا گروه خاص یا یک جمعیت ، برای مقاصد سیاسی ، ایدئولوژیکی ، اقتصادی و یا حتی انگیزه های شخصی .

اغلب مواد بیولوژیک مورد استفاده از طبیعت به دست آمده است . البته می توان با دستکاری های ژنتیکی مختلف آنها را تقویت نمود تا از نظر بیماریزایی در جمعیتهای انسانی و مقاومت به واکسنها و داروها خطرناکتر شوند .

تاریخچه

جنگهای بیولوژیک را می توان به 3 دوره تقسیم کرد :

1 ) دوران اولیه ( 200 سال قبل از میلاد مسیح و تا آغاز قرن بیستم )

2 ) دوران نوین

3 ) دوران کنونی

دوران اولیه

اولین اسناد ثبت شده از کاربرد میکرو ارگانیسمها به عنوان یک سلاح بیولوژیکی ، به رومیان مربوط می شود که از اجساد حیوانات مرده برای آلوده کردن چاهها و منابع آب دشمنان استفاده می کردند .

در متون قدیمی آمده است که هانیبال کوزه های پر از مار و عقرب را با منجنیق به سوی کشتی دشمنان پرتاب می کرد ، که با شکسته شدن کوزه ها ، این جانوران در کشتی پخش و باعث به هم ریختگی اوضاع می شدند . پس از آن ، طی یک حمله برق آسا کشتی تسخیر می شد .

مهمترین حادثه ای که در تاریخ از این نوع به وقوع پیوست مربوط می شود به قوم تاتار که در سال 1346 میلادی در شهر کافا که هم اینک Feodissia نام دارد با پرتاب کردن اجساد مردگان ناشی از طاعون ، توانستند مقاومت شهر را از بین ببرند . برخی از مورخان ، علت پیدایش اپیدمی مشهور طاعون در اروپا را که حدود 25 تا 40 ملیون کشته به جای گذاشت ، همین اقدام قوم تاتار می دانند .

در سال 1710 میلادی نیز روسها از همین روش ( روش قوم تاتار ) در حمله به سوئد استفاده کردند .

در سال 1767 میلادی در مبارزات بین نیروهای فرانسوی و بومیان آمریکا ( سرخپوستان ) ، نیروهای انگلیسی به فرماندهی جفری امرست با فریب دادن سرخپوستان آمریکایی و تحت پوشش اقدامهای صلح جویانه و مسالمت آمیز ، با دستان خود پتو و البسه و سایر ضروریات زندگی را به آنها هدیه دادند ، اما در حقیقت آن پتو ها و وسایل از بیمارستانی که از مبتلایان به آبله نگهداری می کرد ارسال شده بود ؛ و در نهایت باعث ایجاد اپیدمی آبله در بین سرخپوستان گردید که نسبت به آن حساس بودند و سرانجام بیش از 90 درصد آنها کشته شدند و نیروهای فرانسوی که در حقیقت از طرف اروپا به این جنگ فرستاده شده بودند ، بر سرخپوستان آمریکایی غلبه یافتند . ( نکته مهم در این طرح این بود که نیروهای انگلیسی از مصون بودن خود نسبت به این بیماری مهلک ( به علت مایه کوبی نیروهای اروپا ) و حساس بودن سرخپوستان به آن ، نهایت استفاده را کردند . )

دوران نوین

از سال 1918 میلادی آغاز می شود .

از اولین اقدامهایی که در دوران نوین کاربرد این سلاح ها انجام شد ، تشکیل واحد 731 در ارتش ژاپن به عنوان متولی امر تحقیق در مورد این سلاح ها و یافتن نمونه قدرتمند برای ارتش ژاپن بود . در سال 1931 میلادی ژاپن برنامه های بیولوژیکی خود را گسترش بیشتری داد . به همین منظور ، واحد 731 در منچوری یک پایگاه مخفی برای آزمایش مستقیم بر روی انسان ( اسیران جنگی ) تشکیل داد که فقط برخی از آزمایشهای بیولوژیکی این گروه یا در واقع جنایت های آنها در تاریخ ثبت شده است .

در شروع جنگ جهانی دوم ، در سال 1941 هواپیماهای ژاپنی ، کک های آلوده به طاعون را در قسمتهایی از چین پراکنده ساختند .

بر اساس شواهد تاریخی ، واحد 731 ارتش ژاپن حدود 400 کیلوگرم عامل آنتراکس را به صورت بمبهای ویژه آماده استفاده داشت .

دولت آمریکا در پایان جنگ جهانی دوم و درجنگی کاملا تبلیغاتی به افشاگری اعمال این گروه و محکوم کردن دولت ژاپن پرداخت ولی در مقابل طی یک محاکمه نمادین ، علاوه بر بخشش و عفو دانشمندان این گروه ، حاضر به فراهم کردن امنیت آنها شد به این شرط که تمامی اطلاعات و تجربیات به دست آمده توسط این گروه ، در خدمت برنام ههای بیولوژیکی دولت آمریکا قرار گیرد .

تاریخ مسلما این عمل دولت آمریکا را فراموش نخواهد کرد و جنگهای تبلیغاتی امروز آمریکا را که حتی پا را فراتر نهاده و به کشتار مردم بی دفاع پرداخته است ، در نظر خواهد داشت .

دوران کنونی

پس از جنگ جهانی دوم ، دنیا وارد مرحله جدیدی به نام جنگ سرد شد . در این مرحله انگلستان بیز با جدیت سرگرم اجرای پروژه های متعددی در زمینه سلاح های بیولوژیک بود . آنها به خصوص بر روی اسپورهای آنتراکس و میزان تخریب و گسترش آن به وسیله بمبهای انفجاری کار می کردند .

واقعه ای که توجه جهانیان را به این فعالیت ها بیش از پیش جلب نمود ، اجرای آزمایش پخش اسپور آنتراکس به وسیله بمبهای انفجاری در جزیره غیر مسکونی گرینارد در غرب اسکاتلند بود . ولی تا سال 2000 میلادی در خاک این جزیره اسپورهای آنتراکس پیدا می شود . ( این تحقیق برای آن زمان است و شاید هنوز هم باقی باشد ، باید به محققین مراجعه شود . )

برنامه های بیولوژیک آمریکا نیز از سال 1941 شتاب گرفت . در سال 1943 در پی برنامه های آلمانها و ژاپنیها ، سردمداران دولت آمریکا با شدت بیشتری به پیگیری این تحقیقات پرداختند . این کشور برنامه های خود را در کمپ دتریک که امروزه فورت دتریک نامیده می شود ، متمرکز کرد .

آمریکا آزمایش های مخفیانه ای بر روی مناطق پرجمعیت با عوامل کم خطر یا بی خطر مثل باسیلوس گلوبیجی ، سراشیا مارسنس و ذرات خنثی انجام می دادند .

یکی از بزرگترین آزمایش های مخفیانه ارتش آمریکا ، پخش سراشیا مارسنس در شهر سانفرانسیسکو به صورت 5000 ذره در دقیقه بود که در نتیجه آن ، یکنفر فوت نمود و 10 نفر دیگر در بیمارستان بستری شدند .

در سال 1966 ، در ادامه این تحقیقات ، در سیستم متروی شهر نیویورک اسپورهای باسیلوس سابتیلیس پخش شد تا سیستم مترو از نظر امنیت ارزیابی شود . نتایج نشان داد که تمامی تونلهای مترو تنها با آلوده کردن یک ایستگاه می تواند آلوده بشود .

در سال 1979 ، ساکنان شهر سوردلوسک در شوروی سابق ، شاهد یک انفجار بزرگ در تاسیسات نظامی شماره 19 ارتش شوروی بودند . چندین روز بعد در بین مردم این شهر تب و مشکلات تنفسی منتشر گردید تا اینکه تعداد مرگ و میر افراد به حدود 40 نفر رسید . دولت شوروی علت مرگ ساکنان شهر را مصرف گوشت آلوده گاو اعلام کرد . در نهایت تعداد کل تلفات به یکهزار نفر رسید . در سال 1992 رئیس جمهور وقت روسیه ، بوریس یلتسین ، در یک کنفرانس مطبوعاتی اعتراف کرد که ارتش سرخ در آن واحد نظامی به صورت مخفیانه یک برنامه گشترده بیولوژیکی انجام می داده است .

در بین سال های 1980 تا 1990 ، کاربرد سلاح های بیوتروریستی به صورت پراکنده بود که از آنها می توان به استفاده شوروی از سم مهلک ترایکوتسن تی دو ( باران زرد ) علیه مجاهدین افغانی ، استفاده آمریکا از عامل میکروبی تب خوک علیه انقلابیون کوبا ، استفاده رژیم اشغالگر قدس از عامل بیولوژیکی علیه دختران خردسال فلسطینی در سال 1982 میلادی نام برد .

مهمترین رویداد بیوتروریسم در هزاره جدید ، پخش نامه های حاوی اسپور آنتراکس در آمریکا بود :

در روز 18 سپتامبر سال 2001 اولین نمونه آ«تراکس پوستی به علت نامه پستی حاوی اسپور آنتراکس مشاهده شد که بیمار با مصرف آنتی بیوتیک بهبود یافت . از این زمان تعداد مبتلایان به آنتراکس پوستی افزایش یافت تا این که در دوم اکتبر ، 2 مورد آنتراکس تنفسی به عنوان اولین نمونه های آنتراکس تنفسی سالهای اخیر آمریکا گزارش شد و در پی آن روبرت استیونس نتوانست در مقابل این بیماری مهلک دوام بیاورد و اولین قربانی بیوتروریسم در هزاره جدید نام گرفت .

از این تاریخ به بعد تعداد نامه های ارسالی آلوده به قسمتهای مختلف آمریکا ، از جمله به مجلس سنای آن کشور نیز افزایش یافت و تعداد قربانیان نیز رو به افزایش گذاشت . در اواسط ماه اکتبر باز هم 2 کارمند اداره پست به علت آ«تراکس تنفسی جان باختند و تقریبا بسیاری از اداره های فدرال برای مدت نامعلومی تعطیل شدند . وزارت بهداشت آمریکا در اواخر ماه اکتبر شروع به تجویز آنتی بیوتیک سیپروفلوکسوساسین در یک دوره 10 روزه به بیش از 2200 نفر از کارمندان پست کرد و از طرفی در بین ارتش و نیروهای نظامی نیز تجویز واکسن آغاز شد .

این وحشت و فاجعه در بین کارکنان اداره پست و سایر شهروندان عادی به حدی بالا گرفت که شرکت سازنده داروی سیپروفلکسوساسین حاضر شد 100 ملیون قرص را تقریبا به نصف قیمت اولیه در اختیار دولت قرار دهد ؛ یعنی چیزی معادل 100 ملیون دلار تنها برای پیشگیری دارویی در مقابل این حمله بیوتروریستی !

تاریخچه جنگهای بیوتروریستی از بیش از 200 سال قبل از میلاد مسیح - از زمانی که آدمی به یاد دارد - آغاز شده و همچنان ادامه دارد ، اما پایان آن نامعلوم است .

برگرفته از کتاب آشنایی با بیوتروریسم - گرد آورندگان : دکتر کیارش قزوینی و همکاران - انتشارات آستان قدس رضوی - به نشر

آیا توجه کردید که تمام حملات و تحقیقات از جانب غرب و خصوصا آمریکا صورت گرفته ، خصوصا برای تصرف قاره آمریکا و کشتار و نسل کشی سرخپوستان ، صاحبان اصلی قاره آمریکا . حال چگونه این کشور با این سابقه خوف انگیز داعیه آزادی و برابری دارد ؟ و چگونه می خواهد صلح و آزادی را به تمام دنیا صادر کند ؟!


نقدی بر غیر قابل چاپ سید مهدی شجاعی 87/05/06

بسم الله الرحمن الرحیم

غیر فابل چاپ ، واقعا غیر قابل چاپ بود !

غیر قابل چاپ کتابی دارای یک صد صفحه با نه داستان کوتاه ، کتابی که تا کنون به چاپ یازدهم رسیده یعنی از سال 82 تا سال 86 و همین است که خواننده همچنان این دغدغه ذهنی را دارد که چرا کتابی تا این اندازه خواننده پیدا کرده است و همچنان به دنبال علت می گردد .

تنها راه برای پیدا کردن علت خواندن کتاب است ، ما هم همین کار را کردیم و کتاب را با دقت مطالعه کردیم ، نه داستان جذاب که خواننده را با خود همراه می کند در تمامی لحظات و او ار با خود به اعماق می برد و در لایه های خود غرق می کند ، در این نه داستان تماما به مشکلات اجتماعی پرداخته شده و جالب اینجاست که در این کتاب شش داستان مستقیم و یک داستان غیر مستقیم از یک داستان از همین کتاب سرچشمه گرفته به نام "همیشه پای یک زن در میان است" به این معنی که در تمام داستان ها جریان بر سر یک زن است و زن شاکله داستان را ایجاد کرده که اگر آن زن نبود داستان هم منطقا نمی توانست خلق شود .

در داستان "شبیه یک هنر پیشه خارجی" مرد از زن که به شدت احساس زیبایی میکرد ، پرسید :

ببخشید ! شما شارون استون نیستید ؟

زن با اشوه گفت : نه ... ولی .

و در داستان "آناهیتای شرقی" اولین چیزی که توجه را جلب می کرد ، عینک آفتابی زن بود و بعد ، کیسه های پلاستیکی که پیدا بود از فرط خستگی آنها را پیش پایش بر زمین گذاشته است .

و در داستان "من به یک لیلی محتاجم" سعید گفت : این که مشکل نیست . یک آگهی در روزنامه می دهیم با این عبارت که : (به یک لیلی تمام وقت با حقوق مکفی نیازمندیم.) البته اگر چه این داستان مستقیم با زن کاری ندارد و اشتباه دوستان فواد است که فکر می کنند فواد زن می خواهد ، ولی در عین حال همواره جایی از رد پای زن در این داستان هست .

و در داستان "چشم در برابر چشم" زیبایی فقط در چشمان زن نبود . اما آنچه در نگاه اول ، مرد را واله کرد ، فقط چشمهای زن بود .

قد بلند و کشیده ، اندام موزون ، پوست سفید و لطیف ، صورت خوش ترکیب ، بینی متناسب و لب و دهان ملیح ... .

در داستان "لباس خواب صورتی" زن ، نه اینکه حرف مرد را نفهمیده باشد ، باورش نشده بود ، برای همین دوباره پرسید :

یعنی من چه کار باید بکنم ؟

در داستان "راه چهارم ، تلخ تر از زهر" مرد پک عمیقی به سیگارش زد و گفت : یک راه ، کشتن توست .

زنی که به همسرش خیانت کرده است .

زن که کنار پنجره ایستاده و تانیمه آن را باز کرده بود ، وحشتزده به طرف مرد برگشت و گفت : اینطور نیست . ... .

در داستان "همیشه پای یک زن در میان است" همیشه و در همه اتفاقات ، پای یک زن در میان است .

این ، باور جاودانه و حکم قطعی و خدشه ناپذیر پدر من است در همه حوادث گذشته و حال و آینده .

در داستان "غیر قابل چاپ" وارد دفتر که شدم منشی هیجان زده و شتابناک پیش دوید و گفت :

وزیر برنامه وبودجه با شما کار فوری دارن ... .

حرف نهایی این بود که : خانمی به اسم پری خلعت پور نمایشنامه بسیار زیبایی نوشته اند که من (جناب وزیر) دوست دارم توسط دفتر انتشاراتی شما منتشر بشه .

همانگونه که ملاحظه شد در این نه داستان شش داستان (شبیه یک هنر پیشه خارجی ، آناهیتای شرقی ، چشم در برابر چشم ، لباس خواب صورتی ، راه چهارم تلخ تر از زهر و غیر قابل چاپ) به طور مستقیم و داستان من به یک لیلی محتاجم غیر مستقیم برگرفته از دید داستان همیشه پای یک زن در میان است می باشد .

مساله دیگری که در این داستان ها ( آناهیتای شرقی ، لباس خواب صورتی ، همیشه پای یک زن در میان است ) قابل توجه می باشد ، این است که راوی داستان را بسیار روشن و واضح نقل می کند با جسارتی بس عجیب و قابل تامل . این سه داستان به گونه ای نوشته شده که گویا هیچ گونه توجهی به خواننده و مخاطب خود ندارد ، چرا که سبک داستان بسیار ساده و روان می باشد و هر کسی به راحتی متوجه محتوا و منظور نویسنده خواهد شد ، حال چگونه است که نویسنده هیچ توجهی به مخاطبان خود نکرده ؟!

برای روشن شدن ادعای خود از کتاب استفاده می کنم :

آنهاهیتای شرقی

گفت (زن) : ممنونم . همین مقدار هم غنیمته . بخصوص که فرصتیه برای گپ و گفت صمیمانه . ص 16

و ادامه دادم : سوار ماشین شدی و همین حرفهای امروز رو با همین آب وتاب تعریف کردی . اون روز هم من قصد داشتم تو رو تاجایی که تو مسیرمه برسونم ولی مثل امروز آنقدر خواهش و تمنا کردی و چشم و ابرو آمدی تا منو به همین کوچه آناهیتای شرقی کشوندی .

...

گفتم اون روز تاپ قرمز پوشیده بودی با استرچ مشکی . سوار که شدی دکمه های مانتوتم بازکردی و گفتی که از بدن سازی می آی . کافیه یا بازم نشونی بدم ؟ ص 21

گفتم : شوهر نداری ؟

گفت : چرا . اونم یه بی غیرتیه مثل بقیه مردا . تشویقم میکنه وقتی این پولارو می برم خونه . ص 24

گفتم : نمی ترسی یه وقت بلایی سرت بیاد ؟

گفت : کم بلا سرم نیومده . ولی کسی که پا به این راه میگذاره باید پیه همه چی رو به تنش بماله . ص 25

لباس خواب صورتی

زن ناباورانه گفت : یعنی تو این همه پول رو به من می دی که من لباسی رو یک بار پیش روی تو بپوشم . همین ؟!

مرد گفت : همین .

زن گفت : منم که حرفی ندارم ، قبول هم کرده ام . اما ... ص 51

به اولین زنی که پیش رویم سبز شود پیشنهاد پوشیدنش را می دهم و خودم را از این عقده خلاص می کنم . ص 52

همیشه پای یک زن در میان است

راستش هر روز پرونده های متعدد منکراتی از مرد و زن و پیر و جوان به شعبه ما ارجاع می شود .

آقای رئیس در مورد خانم ها خیلی حساسند و معتقدند که تا خانم ها اصلاح نشوند ، جامعه اصلاح نمی شود . این است که برای اصلاح و تربیت خانمها وقت مجزا می گذارند .

هر روز خارج از وقت اداری ما یکی از همین خانم ها را دعوت می کنیم تا آقای رئیس هدایتشان کند . اینها اغلب خانم هایی هستند که در مجالس عیش و عشرت یا کنار خیابان دستگیر شده اند .

روزی نیست که آقای رئیس برای نصیحت این خانم ها وقت نگذارند و من یقین دارم که از این بابت پولی هم از دولت نمی گیرند .

هر روز از ساعت دو و سه بعد از ظهر تا شش و هفت و گاهی هشت شب ، در اتاقشان را قفل می کنند و به نصیحت و هدایت این خانم های منحرف می پردازند ... . ص 72 و 73

من خود شاهد بودم که بعضی از زنها وقی از اتاق در می آمدند ، همینطور اشک ندامت می ریختند ... .

بعضی می خندیدند ... .

برخی هم البته نصیحت پذیر نبودند ... . ص 75

با توجه به آنچه گفته شد ، آیا نویسنده گمان می کرده این کتاب را نیروی انتظامی مطالعه میکند ، یا دادگستری ؟! آیا نویسنده توجه به سن خوانندگان خود نداشته که مطمانا غالبا جوان و حتی اکثرا مجرد می باشند ؟! آیا این نحو نوشتن با ادبیات سازگار است و درخدمت گرفتن ادبیات برای اشاعه فحشا نمی باشد ؟!

آیا ادبیات به این معناست که ما روابط نامشروع زن و مرد را به راحتی با به تصویر کشیدن ذهنی در اختیار مخاطبان قرار دهیم ؟!

ممکن است که عده ای بگویند این داستان ها تنها خواسته اند تا وضعیت منحط جامعه را نشان دهند ! ولی آیا واقعا اینگونه است ؟! آیا قرآن هم با این جسارت مطالب را بیان کرده و وضعیت منحط جوامع را بیان داشته ؟! آیا داستان قوم لوط و حضرت یوسف بهترین نمونه برای داستان نویسی نیست ؟! در کجای این دو داستان در قرآن روابط کاملا واضح و روشن گشته است ؟!

آیا یک نویسنده چنین اختیاری دارد که راه و رسم گناه را در اختیار قشر جوان جامعه قرار دهد ؟! آیا این کتاب خود مشوق جوانان به گناه نیست ؟! آیا این کتاب تحریک کننده نیست ؟!

مطلب دیگری که در این مجموعه دیده می شود توهین به قوه قضائیه ، نیروی انتظامی ، موسسات و سازمان های دولتی و مردم فقیر و به قول امام خمینی پابرهنه می باشد .

بنا بر روشی که داریم از خود کتاب استفاده می کنیم .

شبیه یک هنر پیشه خارجی

زن آینه کوچکی از کیفش در آورد و با دستمال کاغذی خرده ریمیل های زیر چشمش را پاک کرد و در حالیکه آینه را در کیفش می گذاشت ، گفت : یه مزاحم حرفه ای ! خوب شد که به دام افتادی .

افسر نگهبان گفت : البته با درایت نیروی انتظامی و تعقیب و مراقبت خستگی ناپذیر بر و بچه ها.

زن با تعجب گفت : بله ؟!

افسر نگهبان گفت : خب البته ما شما رو هم از خودمون می دونیم .

زن با اشوه گفت : وا ؟! چایی نخورده فامیل شدیم . ص9

افسر نگهبان پس از مروری کوتاه به زن گفت : این شماره تلفن منزله ؟

زن گفت : بله ، خونه خودمه .

افسر نگهبان گفت : اگه ممکنه شماره موبایل رو هم بدین . شاید لازم بشه .

زن خواست کاغذ را پس بگیرد که افسر نگهبان کاغذ کوچکی را به او داد و گفت : روی همین هم بنویسین کفایت می کنه .

مرد گفت : منم لازمه شماره موبایل بدم ؟!

افسر نگهبان مکثی کرد و گفت : خب بدین . اشکال نداره .

مرد گفت : آخه من مبایل ندارم . ص 10 و 11

زن به افسر نگهبان گفت : من می خوام شکایتمو پس بگیرم . واقعا حوصله دادگاه و درد سر و این حرفها رو ندارم . این کاغذ ها رو هم پاره کنین بریزین دور .

افسر نگهبان گفت : نمی شه . قانون وظیفه خودشو انجام می ده .

زن با تعجب پرسید : وقتی من از شکایتم صرفنظر کنم ...

افسر نگهبان گفت : باشه . تکلیف قانون چی می شه ؟!

مرد گفت : قانون که شماره موبایل ایشون رو داره .

افسر نگهبان نشنیده گرفت و به زن گفت : مشکله . ولی خودم یه جوری حلش می کنم . ص 12 و 13

همیشه پای یک زن در میان است

 

راستش هر روز پرونده های متعدد منکراتی از مرد و زن و پیر و جوان به شعبه ما ارجاع می شود .

آقای رئیس در مورد خانم ها خیلی حساسند و معتقدند که تا خانم ها اصلاح نشوند ، جامعه اصلاح نمی شود . این است که برای اصلاح و تربیت خانمها وقت مجزا می گذارند .

هر روز خارج از وقت اداری ما یکی از همین خانم ها را دعوت می کنیم تا آقای رئیس هدایتشان کند . اینها اغلب خانم هایی هستند که در مجالس عیش و عشرت یا کنار خیابان دستگیر شده اند .

روزی نیست که آقای رئیس برای نصیحت این خانم ها وقت نگذارند و من یقین دارم که از این بابت پولی هم از دولت نمی گیرند .

هر روز از ساعت دو و سه بعد از ظهر تا شش و هفت و گاهی هشت شب ، در اتاقشان را قفل می کنند و به نصیحت و هدایت این خانم های منحرف می پردازند ... . ص 72 و 73

من خود شاهد بودم که بعضی از زنها وقی از اتاق در می آمدند ، همینطور اشک ندامت می ریختند ... .

بعضی می خندیدند ... .

برخی هم البته نصیحت پذیر نبودند ... . ص 75

پدر می گوید : ماجرای شکایت .

سربندی یادش می آید : آهان . بله . یکی از خانمها که به اتاق نصیحت رفته بود ، ظاهرا خانم مهمی بود . از آن خانم هایی که روزها از حقوق زنان ، دفاع می کند و شبها مجلس پارتی و عیش و عشرت راه می اندازند ...

...

آقای رئیس از لای در یک کاغذ به من دادند که همان شکایت از مجله بود ... .

... عرض کردم که ممکن است نعوذبالله این کار شما اشتباه باشد .

آقای رئیس فرمودند : مهم نیست . وقتی پای هدایت یک زن در میان است ، بقیه چیز ها مهم نیست . وقتی زن ها اصلاح شوند ، خود به خود جامعه هم اصلاح می شود .

غیر قابل چاپ

گفتم : جناب وزیر ! من اون کار و مطالعه کردم . کار بسیار ضعیفیه . اشکالات فاحش تاریخی داره ، ضعف های تکنیکی و وحشتناک داره و اصلا از لحاظ ساختار دارم ... ص 91

با لحن جدی و قاطع گفت : من به شما توصیه می کنم که کار ایشون رو یک بار دیگه بخونید و حتما با خودشون هم یک دیدار داشته باشین . من که خودم این همه به کشور های مختلف سفر کرده ام تا به حال کار به این زیبایی ندیده ام . می دونید به قول مقاطعه کار ها فوندانسیون کار خیلی درسته . ص 92

جناب رئیس (اتحادیه) بی مقدمه گفت :

با همه درخواستهات موافقت کردم .

و قبل از اینکه من کاملا شاخ در بیاورم ، ادامه داد :

ولی تو هم باید با یه در خواست من موافقت کنی ...

گفت : یه خانمی هست ، من دیدمش ، هنرمند برجسته ایه ، یه نمایشنامه داره ، دوست داره شما چاپش کنین .

گفتم : اسم این هنرمند برجسته ، پری خلعت پور نیست ؟

گفت : چرا خودشه . پس دیدیش ؟ ص 94

گفتم : حالا شما این کار رو دقیق بخون . منم قراره دوباره بخونم . بعد با هم صحبت می کنیم .

کاغذ درخواست های من را در کشوی میزش گذاشت و گفت :

باشه . پس اینها هم بمونه برای جلسه بعد .

گفتم : آخه اون درخواست ها بعضیهاش فوریه . کارها توی چاپخونه است ، منتظر کاغذه .

گفت : باشه چه اشکالی داره ؟ جلسه رو فوری تر می گذاریم ...

گفتم : پس حواله کاغذ های ما رو بی زحمت ...

گفت : آماده است نگران نباش . ص 95

منشی گفت : صبر کنین . آب قطع شده .

برگشتم : عجیبه ، سابقه نداشته تو این فصل ؟!

منشی گفت : زنگ زدم به آب منطقه ، گفتن تا شب آب نمی آد . ولی رئیس آب و فاضلاب می خواست با شما صحبت کنه ...

رئیس آب منطقه انگار منتظر بود . خودش گوشی را برداشت و منتظر ماند تا من صحبت کنم .

بعد از تعارف متداول گفت : مساله قطع آب ف یه نقص فنی کوچیکه که مهم نیست . تا چند دقیقه دیگه حل میشه . ولی کاری که من داشتم این بود که یک نمایشنامه ای هست می خواستم پیشنهاد کنم ...

گفتم : از خانم پری خلعت پور ؟

گفت : بله ، مگه سابقه شو دارین ؟

گفتم : نمایشنامه الان رو میز منه . چشم . انجام میشه . شما ترتیب آب رو اگه ممکنه ...

گفت : نه که ربطی داشته باشه ها ولی شما که دارین قول چاپ رو می دین آب رو هم وصل شده بدونین . حتی به شب هم نمی کشه . ص 97

قبل از اینکه رئیس دفتر شروع کند ، گفتم :

عزیز من ! جناب وزیر که خودشون اهل برنامه ان . می دونن که با این همه کار و برنامه ، من در طول روز نمی تونم مطالعه ای داشته باشم . لااقل یه شب به من مهلت بدن .

گفت : می خواستم به استحضارتون برسونم که جناب وزیر ، حدود صد میلیون برای اجرای طرح این نمایشنامه در سالن اصلی شهر اختصاص دادن . اگه بشه که همزمان با اجرا ، کتابش هم چاپ بشه خیلی مناسبه .

گفتم : به نظر شما این بودجه برای یک برنامه زیاد نیست ؟

گفت : آخه فقط یه برنامه نیست . بعد هم جناب وزیر معتقدن برای شاهکار های هنری هرچقدر هزینه بشه کمه .

گفتم : جناب وزیر از خودشون می پردازن این هزینه رو .

گفت : نه ، ردیف داره . می خواین ماده شو براتون بفرستم ؟ ص98

با این اوصاف خیلی برای من عجیب بود که یک چنین کتابی قابلیت چاپ را پیدا کند ، و حال این کتاب من را به یاد دو داستان از خودش می اندازد و با جرات می گویم یا پای یک زن در میان است و یا چنان قدرتی در کار بوده که این جسارت ها را نادیده گرفته اند .

وحال به یاد وصیت نامه اما خمینی افتادم که ایشان فرمودند :

م‌ـ راديو و تلويزيون‌و مطبوعات‌و سينماها و تئأترها از ابزارهاي‌مؤثر تباهي‌و تخدير ملتها، خصوصاً نسل‌جوان‌بوده‌است‌. در اين‌صد سال‌اخير بويژه‌نيمة‌دوم‌آن‌، چه‌نقشه‌هاي‌بزرگي‌از اين‌ابزار، چه‌در تبليغ‌ضد اسلام‌و ضد روحانيت‌خدمتگزار، و چه‌در تبليغ‌استعمارگران‌غرب‌و شرق‌، كشيده‌شد و از آنها براي‌درست‌كردن‌بازار كالاها خصوصاً تجملي‌و تزئيني‌از هر قماش‌، از تقليد در ساختمانها و تزئينات‌و تجملات‌آنها و تقليد در اجناس‌نوشيدني‌و پوشيدني‌و در فرم‌آنها استفاده‌كردند، به‌طوري‌كه‌افتخار بزرگِ فرنگي‌مآب‌بودن‌در تمام‌شئون‌زندگي‌از رفتار و گفتار و پوشش‌و فرم‌آن‌بويژه‌در خانمهاي‌مرفه‌يا نيمه‌مرفه‌بود، و در آداب‌معاشرت‌و كيفيت‌حرف‌زدن‌و به‌كار بردن‌لغات‌غربي‌در گفتار و نوشتار به‌صورتي‌بود كه‌فهم‌آن‌براي‌بيشتر مردم‌غيرممكن‌، و براي‌همرديفان‌نيز مشكل‌مي‌نمود! فيلمهاي‌تلويزيون‌از فرآورده‌هاي‌غرب‌يا شرق‌بود كه‌طبقة‌جوان‌زن‌و مرد را از مسير عادي‌زندگي‌و كار و صنعت‌و توليد و دانش‌منحرف‌و به‌سوي‌بيخبري‌از خويش‌و شخصيت‌خود و يا بدبيني‌و بدگماني‌به‌همه‌چيز خود و كشور خود، حتي‌فرهنگ‌و ادب‌و مآثر پر ارزشي‌كه‌بسياري‌از آن‌با دست‌خيانتكار سودجويان‌، به‌كتابخانه‌ها و موزه‌هاي‌غرب‌و شرق‌منتقل‌گرديده‌است‌. مجله‌ها با مقاله‌ها و عكسهاي‌افتضاح‌بار و أسف‌انگيز، و روزنامه‌ها با مسابقات‌در مقالات‌ضدفرهنگي‌خويش‌و ضداسلامي‌با افتخار، مردم‌بويژه‌طبقة‌جوان‌مؤثر را به‌سوي‌غرب‌يا شرق‌هدايت‌مي‌كردند. اضافه‌كنيد بر آن‌تبليغ‌دامنه‌دار در ترويج‌مراكز فساد و عشرتكده‌ها و مراكز قمار و لاتار و مغازه‌هاي‌فروش‌كالاهاي‌تجملاتي‌و اسباب‌آرايش‌و بازيها و مشروبات‌الكلي‌بويژه‌آنچه‌از غرب‌وارد مي‌شد. و در مقابل‌صدور نفت‌و گاز و مخازن‌ديگر، عروسكها و اسباب‌بازيها و كالاهاي‌تجملي‌وارد مي‌شد؛ و صدها چيزهايي‌كه‌امثال‌من‌از آنها بي‌اطلاع‌هستيم‌. و اگر خداي‌نخواسته‌عمر رژيم‌سرسپرده‌و خانمان‌برانداز پهلوي‌ادامه‌پيدا مي‌كرد، چيزي‌نمي‌گذشت‌كه‌جوانان‌برومند ما ـ اين‌فرزندان‌اسلام‌و ميهن‌كه‌چشم‌اميد ملت‌به‌آنها است‌ـ با انواع‌دسيسه‌ها و نقشه‌هاي‌شيطاني‌ به‌دست‌رژيم‌فاسد و رسانه‌هاي‌گروهي‌و روشنفكران‌غرب‌و شرقگرا از دست‌ملت‌و دامن‌اسلام‌رخت‌برمي‌بستند: يا جواني‌خود را در مراكز فساد تباه‌مي‌كردند؛ و يا به‌خدمت‌قدرتهاي‌جهانخوار درآمده‌و كشور را به‌تباهي‌مي‌كشاندند. خداوند متعال‌به‌ما و آنان‌منت‌گذاشت‌و همه‌را از شر مفسدين‌و غارتگران‌نجات‌داد.

اكنون‌وصيت‌من‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌در حال‌و آينده‌و رئيس‌جمهور و رؤساي‌جمهور مابعد و به‌شوراي‌نگهبان‌و شوراي‌قضايي‌و دولت‌در هر زمان‌، آن‌است‌كه‌نگذارند اين‌دستگاههاي‌خبري‌و مطبوعات‌و مجله‌ها از اسلام‌و مصالح‌كشور منحرف‌شوند. و بايد همه‌بدانيم‌كه‌آزادي‌به‌شكل‌غربي‌آن‌، كه‌موجب‌تباهي‌جوانان‌و دختران‌و پسران‌مي‌شود، از نظر اسلام‌و عقل‌محكوم‌است‌. و تبليغات‌و مقالات‌و سخنرانيها و كتب‌و مجلات‌ برخلاف‌اسلام‌و عفت‌عمومي‌و مصالح‌كشور حرام‌است‌. و بر همة‌ما و همة‌مسلمانان‌جلوگيري‌از آنها واجب‌است‌. و از آزاديهاي‌مخرب‌بايد جلوگيري‌شود. و از آنچه‌در نظر شرع‌حرام‌و آنچه‌برخلاف‌مسير ملت‌و كشور اسلامي‌و مخالف‌با حيثيت‌جمهوري‌اسلامي‌است‌به‌طور قاطع‌اگر جلوگيري‌نشود، همه‌مسئول‌مي‌باشند. و مردم‌و جوانان‌حزب‌اللهي‌اگر برخورد به‌يكي‌از امور مذكور نمودند به‌دستگاههاي‌مربوطه‌رجوع‌كنند و اگر آنان‌كوتاهي‌نمودند، خودشان‌مكلف‌به‌جلوگيري‌هستند. خداوند تعالي‌مددكار همه‌باشد.


» معرفی به دوستان
» پروفایل مدیر
»

RSS 2.0





Powered by WebGozar

Serch Google