تبليغاتX
فرهنگ

فرهنگ
سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

حجه الاسلام مهدی زبردست برزین

سلام
از این که این وبلاگ را انتخاب کرده اید ممنون هستم .

برای دیدن اخبار و پست های کامل از قسمت نوشته های پیشین کمک بگیرید چرا که در آرشیو تنها 30 پست آخر نشان داده می شود .


Tel : 09352175283
Yahoo ID = mahdizebardast1386
mahdizebardast1386@gmail.com

» آذر 1388
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
» مذهبی
» سیاسی
» اجتماعی
» علمی
» آلبوم تصاویر من
» شخصیت ها
» سیاست در رسانه ها
» درد دلی از نوع ...
» بحثی بین زبردست و سیروان ...
» مریم و دوستانش
» جبهه و جنگ
» شعر و داستان های من
» بحث بین من و ابو مصعب (سنی مذهب)

» حیوانات چه می گویند؟
» نقشه غرب برای مسلمان ها
» جنایات یهود
» قرب الهی
» مکی و مدنی در قرآن
» اعجاز علمی قرآن
» پیرامون حدیث قرب نوافل
» درخواست راهنمایی از شما
» سانسور سخنان انتقادي علم‌الهدي و خزعلي درباره هاشمي در خبرگان
» دل نوشته

معذرت خواهی 86/12/29

از همه دوستان . خواهران و برادران خوبم معذرت می خواهم چند وقتی است که سرم خیلی شلوغه ولی قول می دهم که به زودی بیام و به همه شما خوبان سر بزنم و جبران کنم ... ببخشید دیگه ... برام دعا کنید ... همه فامیل رفتن مسافرت فقط ما موندیم که به کارامون برسیم ... خیلی به دعای همه شما نیازدارم شاید اینطوری خداهم نگاهی به ما بکند ... ممنون از همه شما خوبان عید بر همه شما مبارک و امید وارم که هرجا هستید سلامت باشید و به یاد ما ... منتظر عکس های یادگاری این ایام هم در وبلاگ هایتان هستم ... من هم اگه بتونم چند تایی می گذارم .


غربت 86/12/29

غربت آن نیست که تنها باشی

غرق در غصه و غم ها باشی

غربت آن است که چون قطره ی آب

تشنه ی دیدن دریا باشی

نوشته شده توسط princess & priam


ترانه 86/12/27

بذار خيال كنم هنوز ترانه هامو ميشنوي هنوز هوامو داري وهنوز صدامو ميشنوي بذار خيال كنم هنوز يه لحظه از نيازتم اگه تمومه قصه مون هنوز ترانه سازتم بذار خيال كنم هنوز پر از تب وتاب مني روزها به فكر ديدنم شبا پر از خواب مني .

نوشته شده توسط خواهرم نیلو


نامه یک شهید به دخترش 86/12/25

دختر کوچکم ، وقتی عازم جبهه شدم ، به سویم دویدی و با دست های کوچکت در آغوشم گرفتی . من تو را بوسیدم و تو مرا ... از سر و کولم بالا رفتی و با خنده های شیرینت ، لحظاتی پایم را سست کردی . نزدیک بود تفنگ از دستم بیفتد . اما ناگهان به یادم آمد که بین تو و راه خدا ، باید یکی را انتخواب کنم . اینک با تو نیستم ولی قلبم با توست ، تو را به خدا سپردم وخود به راه او آمدم .

دخترم پس از شهادت من ، مردم به دیدار تو خواهند آمد . تورا در آغوش خواهند گرفت و تو غربت را حس نخواهی کرد . گرچه هیچ کس ، جای من را برای تو نخواهندگرفت . اما عزیز دلبندم ، پس از شهادت حسین بن علی ( ع ) به فرزندان داغدارش ، سیلی زدند ، خیمه هایشان را به آتش کشیدند و آن ها را در بیابان با پای برهنه دواندند و به حال اسارت بر شتران بی جهاز سوار کرده و در شهر گرداندند .


يه لحظه 86/12/23

داري ميري؟

باشه ...

اما يه لحظه صبر كن و حرفم رو گوش كن ...

برو ...

اما شبها چراغ دلت رو روشن بذار

تا فرشته ها راه پاكي رو گم نكنن

آخه ...!

شبهاي بدون فرشته سخت ميگذره



مثل شبهاي بي تو بودن ...

 

نوشته شده توسط نجوا


دارند فریاد می کنند 86/12/23

امروز این را حکیمان غرب و کسانی که با چشم حکمت آمیز نگاه می کنند ، دارند فریاد می کنند . بگذار سیاستمدار ها آن را پنهان کنند . بگذار تبلیغاتچیها ، ضد آن را فریاد کنند . بگذار ندیده ها و سطحی نگر ها ، عمق قضیه را نفهمند و باطنها را نبینند . اما واقعیت ، این است ، چیزی که انسان را نجات می دهد ، اسلام است ، معنویت است ، فضیلت است ، بی اعتنایی به زرق و برق هاست . چیزی که بشر را به عدالت می رساند ، خط مستقیم الهی است .

مقام معظم رهبری

7 / 7 / 1372


اکتشاف 86/12/22

يه روز يه مرده مي ره اداره ثبت اختراعات مي گه من يه کشف جديد کردم ميگن چيه؟ مي گه من فهميدم که اگر دو دست و دو پاي قورباغه رو قطع بکنن قورباغه کر مي شه مي گن چطوري ؟ مرده مي ره يه قورباغه مي آره مي گه قورباغه بيا قورباغه مي آدجلو مرده ميزنه دو تا پاي قورباغه رو قطع مي کنه بعد دوباره مي گه قورباغه بيا قورباغه ميآد جلو دوباره مي زنه دو تا پاي قورباغه رو قطع مي کنه بعد ميگه قورباغه بيا قورباغه نمي آد جلو مرده مي گه پس نتيجه مي گيريم اگه دو دست و دو پاي قورباغه رو قطع بکنن قورباغه کر ميشه .


تقویم سبز 86/12/22

آقا جون يعني ميشه يكي از همين روزاي تقويم ، يكي از همين جمعه هايي كه تو همه تقويما با رنگ قرمز نشونش ميدن ، روز ظهور شما باشه ؟

يعني ميشه يه روز توي تقويماي ديواري و جيبي ما با رنگ سبز نوشته بشه :

« روز ظهور آقا امام زمان » ؟؟؟

يا بزارين بهتربگم ، ميشه اون تاريخ مقدس يه روز تو تقويم دلامون واسه هميشه ثبت بشه ؟

يعني ميشه هم شباي نيمه شعبون واسه تولد شما چراغوني كنيم و شيريني بديم و هم شب ظهورتون ؟

آقا جون يعني ميشه يه روز عروس دومادا ، سالروز ظهور شما رو واسه تاريخ عروسيشون تعيين كنن ؟

يعني ميشه ؟؟؟؟

راستي چقدر روزاي قشنگي ميشه ؟

نوشته شده توسط با تو می گویم


به کی رای بدیم ؟ 86/12/21

آدم معنوی ای که با ظلم می سازد ، با طاغوت می سازد با نظام ظالمانه و سلطه می سازد ، این چطور معنویتی است ؟

مقام معظم رهبری


در بزرگ 86/12/21

هر وقت تو زندگيت به يه در بزرگ كه يه قفل بزرگ روش بود رسيدي نترس و نا اميد نشو چون اگه قرار بود در باز نشه جاش يه ديوار مي گذاشتن .

نوشته شده توسط خواهرم زهرا


ستاره ی آرزو ها 86/12/21

یه شب ستاره ی آرزو ها از آسمون اومد پایین و به من گفت یه آرزو بکن ...

ازش تو رو خواستم ...

گفت :

محا له ...

گفتم چرا ؟

گفت :

من تو کار جنس بٌنجٌل نیستم !!!

این رو برای کسانی نوشتم که گفتن مطالب خسته کننده شده ...

امید وارم که کسی ناراحت نشه فقط یه شوخی کوچیک بود ....


سرباز رهبر 86/12/21

اولین جلسه کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه بود . پس از سخنرانی ، هنگامی که آقا ( مقام معظم رهبری ) در حال عبور از سالن کنفرانس بود سید حسن خودش را به آقا رساند و دست ایشان را بوسید . برایم کمی تامل برانگیز بود . دو روز بعد که به دیدار سید حسن نصرالله رفتم قضیه را پرسیدم . سید حسن گفت : امسال رسانه های جهانی مرا به عنوان ( مرد سال ) نامیده اند و در کشور های عربی نیز عنوان ( موفق ترین رهبر جهان عرب ) را به من داده اند . دیروز چون مراسم به طور مستقیم در جهان پخش می شد ، مناسب دیدم به همه بگویم که من سرباز رهبر انقلابم .


آيا حيوانات مانند انسان ها بهشت و جهنم دارند؟ 86/12/19

براي تكميل خلقت جهان و زيبائي و كمال و جمال آن، حيوانات نيز خلق شدهاند همانطوركه گلها و سبزيها و درختان و آبها و كوهها و غيره جهان را زيبا كرده بخشي از زيبائيها هم مربوط به خلقت حيوانات است. اما آيا حيوانات مانند انسانها بهشت و جهنم دارند؟ در قرآن ميفرمايد و اذا الو حوش حشرت. هنگاميكه حيوانات وحشي محشور شوند. (تكوير 5) از زنده شدن حيوانات سخن به ميان آورد.در آيه 38 انعام: و ما من دابه في الارض و لا طائر يطير بجناحيه الا أُمم أمثالكم ما فرطنا في الكتاب من شي ثم الي ربهم يحشرون. از حشر حيوانات سخن به ميان آورده است. و ظاهر از آيات اينست كه حشر براي پاداش و جزاء است ولي ممكن است پاداش و جزائي كه در خور حيوانات باشد نه پاداش و جزائي كه مربوط به انسانها ميباشد.


شهید مطهری 86/12/19

امام خمینی

من به دانشجویان و طبقه روشنفکران توصیه می کنم که کتاب های این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود .

آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روانبخش است و مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشات می گرفت برای عارف و عامی سودمند و فرحزاست .


لباس سپاه و عمامه 86/12/19

در مرحله دوم عملیات بیت المقدس آمده بود خط مرزی شلمچه ، با لباس سپاه و عمامه به سر . دوتا بیسیم چی دنبال او می دویدند . دوربین کشیده بود و شبکه برق منطقه عمومی بصره را نشان می داد می گفت : اگر هدف عملیات خرمشهر نبود می توانستیم بصره را تصرف کنیم . همان وقت یک بسیجی آمده بود و می پرسید که با لباس خون آلود می شود نمازخواند یا نه . با حوصله جواب او را داد و مقداری هم چرب و نرم تر از حد معمول . به او گفتم این بنده خدا هم فرصت گیر آورده ، عاشق عمامه تو شده ؛ گفت :

« وقتی اون سؤال شرعی می پرسه ، مخصوصا از نماز ، من دیگه فرمانده نیستم . این همون چیزیه که من می خوام » .


پوتین 86/12/19

یکی از روز های گرم تابستان ، بچه های گروهان حر آرام برای نماز صبح بر می خواستند . در تاریک روشن هوای صبح گاهی بسمت محوطه می رفت . ردیف پوتین های رنگ و رو وارفته و خاک گرفته و گل نشسته بد جوری توی ذوق فرمانده زد . برای چندمین بار تذکر داد که در مقابل همه خوبی هایتان کمی در انضباط نظامی اردوگاه جدی باشید . فرمانده می خواست تا بسیجی های تحت فرمانش هر صبحگاه با پوتین های واکس خورده به صف شوند اما گویا این کار به مذاق بچه هایی که آمده بودند فقط صف شکن باشند خوش نمی آمد . روز هایی چند گذشت تا صبح گاهی دیگر رسید . آن روز شهید مرادی با چهره ای مصمم و گیرا حرف های عجیبی به گروهان زد ... بچه ها مگر من فرمانده شما نیستم ؟ مگر فرمانده بر افرادش ولایت ندارد ؟ مگر شما تابع ولایت نیستید ؟ ... انگار غمی در کلامش نهفته بود و بچه ها آن را حس می کردند . گفت : حالا به شما دستور می دهم از صف تکان نخورید و همین طور بایستید . لحظاتی بعد فرمانده مقابل اولین نفر خط جلو روی دو پا نشست و فرچه واکس را کنار دستش گذاشت . بسیجی بهت زده به پایین نگاه کرد فرمانده اش با حوصله و جدیت مشغول واکس زدن پوتین بود . ناخواسته پا واپس کشید اما شهید مرادی ساق پای او را گرفت و نگاهش کرد و گفت :

قرار نشد تکان بخوری . وقتی واکس زدن پوتین نفر سوم تمام می شد گروهان لرزیده بود . اشک از گوشه چشمان بچه ها سرازیر بود و مثل یک انفجار ناگهانی فرمانده را دوره کردند ، روی دوش گرفتند و برای سلامتی اش مرتب صلوات فرستادند .


یک یادگاری ... 86/12/17

 

وقتی رفتیم نتونستم با خودم دوربین ببرم ... آخه من خیلی به یادگاری اهمیت می دم ... دلم خیلی سوخت ... روز خوبی بود ...

ولی دست عکاس کیهان درد نکنه ... این یادگاری رو برامون گذاشت ...اون عبا سفیده منم ... دو تا روحانی ها هم که سمت راستن استادام هستن و اون یکی که سمت چپه دوستمه ...

ولی نمی دونم چرا دستم رو اینقدر بزرگ انداخته فکر کنم به خاطر لنزش بود ...

راهپیمایی چهار شنبه گذشته بود و روزنامه برای پنج شنبه است ...


دوستان خود قضاوت کنند 2 86/12/16

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 13:50 توسط:جعفر

بسیار خرسندم که بالاخره شما به آوردن دلیل و مدرک رو آوردید . من این را برای خودم و برای شما یک قدم مثبت می دانم و اما مساله :
همانطور که میبینید امام صریحا در این مساله عنوان کرده اند که انکار ضروری دین باعث ارتداد است به قید یک شرط و آن شرط این است که شخص بداند و عالم بر این قضیه باشد که انکار آن ضروری سبب انکار خداوند میشود. یعنی اگر شخصی خداوند را قبول داشته باشد ولی نماز را نه باز هم مسلمان است .
و همچنین اگر شخصی حجاب و روزه و . . . را قبول نداشته باشد و نداند که این امر به انکار خدا در او بر می گردد باز هم مسلمان است .
امام در جاهای دیگر به ویژه بند ششم در فرمان معروف 8 ماده ای خود تفتیش عقاید را ممنوع کرده اند بنا براین جستجو در مورد ایمان قلبی افراد به انکار یا عدم انکار اصول دین ، ضروریات دین بر دیگران حرام شمرده شده
من برای اینکه جمع بندی برای خوانندگان آسان شود آن بند را در اینجا مجددا می آورم :
بند 6 فرمان 8 ماده ای امام : " هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و محل کار شخصی کسی بدون اذن صاحب آن وارد شود و یا کسی را جلب کند یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر اسلامی – انسانی مرتکب شود یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش دهد یا برای کشف گناه و جرم هرچند گناه بزرگ باشد شنود بگذارد یا بدنبال کشف اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسراری که از غیر به او رسیده ولو برای یکنفر فاش کند تمام اینها جرم و گناه است و بعضی از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبایر بسیار بزرگ است و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعی هستند و بعضی از آنها موجب حد شرعی می باشند ". صحیفه نور ج 17 ص106

جواب زبردست

به قول یکی از استادان دانشگاه و حوزه درود بر بی سوادی

ای انسان خوب هتا الان می گفتی چیزی به اسم انکار ضروری دین وجود ندارد و این حرف ها چرند است ... رفیق وقتی به تو گفتم اسلام این را می گوید یعنی حرف مراجع را برایت گفتم و شما اصلا اطلاعی نداشتی و می گفتی این چیز هست ؟ ... ای انسان شما تمام حرف های امام را همانگونه که می خواهی بیان می کنی و تفسیر می کنی ... اگر این حرف شما صحیح بود چیزی به نام قانون دیگر معنی نداشت و قوه قضائیه لازم نبود شما بهتر است تحریر الوسیله امام را بخونی و در مورد حد و جریمه و مجازات تخلف کار بخوانی که چه مجازات های برای او هست ... رفیق بیشتر از این وقت ندارم و مثل شما بی کار و الاف نیستم که مدام دنبال بهانه و عوض کردن حرف خودم باشم ... شما از ابتدا تا کنون مدام سخن خود را تغییر دادید ... باز هم می گویم به گفته استاد درود بر بی سوادی


دوستان خودتان قضاوت بنمایید 86/12/16

 

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 10:8

توسط:جعفر

سلام

برایم عجیب نبود که آن دوست کمونیست حریف شما نشد . من هم کم مانده از دست این استدلال های شما سر به بیایان بگذارم . خب حالا که به حول و قوه الهی دست ما را رو کردید و نا آگاهی من بر اصول اولیه اسلام عیان شد چرا هنوز پرسش ساده من را بی جواب گذاشته اید ؟ اجازه بدهید پرسشم را واضح تر بیان کنم . اینها متن نظرات جنابعالی است :شما ابتدا گفتید که :
"... رفیق حجاب ضروری دینه و انتکار حجاب یعنی ارتداد و کفر و اعدام ..."
یکشنبه 12 اسفند1386 ساعت: 13:0  
بعد وقتی مورد سوال قرار گرفتید راجع به زنا و شرب خمر و مفسد فی الارض توضیح دادید و در ادامه گفتید :
"... حالا چه رسد به حجاب که ضروری دین است و انکار آن مساوی ارتداد و اعدام است ..".
دوشنبه 13 اسفند1386 ساعت: 19:54
و بعد از آن حرف خود را به این صورت اصلاح کردید؟
"در ضمن خوب دوست دارید که مغالطه بکنید من گفتن که انکار ضروری دین مساوی ارتداد است نه این که هرکه حجاب نداشت مرتد است ... رفیقی که ادعای مطالعات زیاد داری انکار به این معنی است که کسی بگوید اسلام هست ولی خدا نگفته حجاب باشد ".. سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 16:14.
خب از این صحبت ها چه نتیجه ای حاصل می شود ؟ بنظر من نتایج اینهاست :
1- انکار ضروریات دین یعنی ارتداد
2- حجاب جزو ضروریات دین ( ونه اصول دین) است
3- منکر حجاب مرتد است اما بی حجاب مرتد نیست
یعنی منظور شما این است که کسی میتواند حجاب را منکر نشود اما بی حجاب باشد و مرتد قلمداد نشود ؟ ویا اینکه بسیاری از خانمهایی که حجاب را انکار می کنند و اما در خارج از منزل به اجبار حجاب سر میکنند مرتدند و باید همه شان را اعدام کرد؟ ( آیا اینها مغلطه است یا اینکه در مورد جواب شما بی مورد سوال کردن؟؟)

سوال واضحم را برای چندمین بار مطرح می کنم و البته اصلاحیه جنابعالی را هم در آن لحاظ کردم .بنا بر صحبتهای اخیرتان منکر نماز و حج هم مرتدند.

جان هر که دوست دارید به من بگویید که در کجا آمده که منکر حج ، منکر نماز و منکر حجاب مرتدند ؟؟؟؟؟






لطفا به عوض غلط دیکته گرفتن و فرار از سوال مستقیم ، کمی به پاسخ بپردازید .

وبلاگ ایشان کلیک کنید

جواب از  زیردست

دوستان خوبم اگر خواستید که دقیقا از بحث آگاه شوید در نظرات وبلاگ من و جعفر اگر بگردید کل نظرات موجود است .

 

جواب به جعفر

کافر

مساله ۱۰۶ رساله امام خمینی

کافر یعنی کسی که منکر خداست  یا برای خدا شریک قرار می دهد یا پیغمبری حضرت خاتم را قبول ندارد نجس است . و همچنین است اگر در یکی از این ها شک داشته باشد و نیز کسی که ضروری دین یعنی چیزی را که مثل نماز و روزه مسلمانان جزء دین اسلام می دانند منکر شود چنانچه بداند آن چیز ضروری دین است و انکار آن چیز بر گردد به انکار خدا یا توحید یا نبوت نجس می باشد و اگر نداند احتیاطا باید از او اجتناب کرد گر چه لازم نیست .

 

این مطلب مطابق فتوای آیت الله فاضل لنکرانی  و سیستانی و تبرریزی و نوری همدانی و بهجت و مکارم و صافی و مظاهری هم می باشد ...

برادران و خواهران من توجه داشته باشند که همانگونه که قبلا گفته ام ممکن است کسی نماز نخواند یا حجاب نداشته باشد ولی منکر هم نباشد ... یعنی نمی گوید که حجاب و ... در اسلام نیست و انکار به معنی این است که شخص بگوید اسلام هست ولی چیزی به نام حجاب و نماز در اسلام نیست و این انکار است و اگر از طرف مسلمان واقع شود او مرتد شده و حکم او اعدام است .

رفیق شما هم بی سوادی خود را نشان دادی و حالا باید مثل سیروان و مجید و مریم و گلنار و صغرا فرار را بر قرار ترجیح دهی البته امید وارم که جرات و شهامت اعتراف به اشتباه را داشته باشید .


صف 86/12/16

یک صف طولانی ، بچه های گردان امام صادق ( ع ) ، بچه های جنگ ، انگار که می روند عملیات . توی یک صف به ستون یک . خیلی تمیز ، مرتب و منظم . پیشانی بند بسته بودند و امام ، بیرون صف ، انگار فرماندهشان باشد همراهشان می رفت . گفتم ( یه کم صبر کنید ، منم بیام . ) همینطور می رفتند . یکی گفت ؟ ( چرا نمی آیی ؟ ) گفتم : ( راهم نمی دهند . ) گفت : ( راستش رو بگو . چی توی دلت هست ؟ ) فکر کردم . گفتم : ( راستش هنوز با مادرم خداحافظی نکرده ام . ) سرد شد . خیلی سرد . فریاد زدم ( صبر کنید ! ) چند نفر ریخته بودند بالا سرم . می گفتند : ( این که زنده است ) ... .


به بهانه یک پیغام 86/12/15

چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 8:23

توسط:؟؟؟؟؟

سلام مجدد
خدمت شما عرض کنم بنده فقط به وبلاگ دختر خانومها سر نمیزنم یا شایدم خیلی کم تا حالا شده سر بزنم
من از وبلاگ خودتون دارم میگم آخه هر کسی می بینه بالای 95 درصد مطالبتون مال دختر خانومهاست سوال من اینه ؟ و در ضمن مگه شما وبلاگ زدید که مطالب دیگران رو توش قرار بدید از خودتون مطلب بگید و مطالب دیگران در قسمت کامنت باید باشه
من خودم می دونم که عفت خانومها یعنی چی و خانومها دارای قوه درک و احساس قوی تو این زمینه ها هستن . من از خود شما سوال کردم
موفق باشید

 

زبردست

سلام به شما

ابتدا بهتر نیست که خودتون رو معرفی کنید ؟

خواهر یا برادر خوبم اگر کسی برایم چیزی می فرستد قصدش این است که در وبلاگ بگذارم ... حداقل اکثرا این طور است ...

پس من کاری نمی کنم ... تنها از آن ها تشکر میکنم که به بنده کمک می کنند ... البته این وبلاگ حالت گروهی پیدا کرده ... من هم نمی خواهم که خودم رو از کسی کنار بکشم ... تا وقتی که برام چیزی بفرستند من هم می گذارم در وبلاگم ...

در ضمن علت این کارشان را از خودشان سوال بفرمایید .

و در مورد این که از خودم نمی نویسم ... خوب من هم می خواهم از این کتاب و آن کتاب بنویسم ... حالا این بنده گان خدا این کار را می کنند ... و حالا من به کمک و لطف آن ها بگویم نه ؟


کارنامه جریانات سیاسی ملاک قضاوت عمومی 86/12/15

نگرانی بوش برای اصلاح طلبان تمامی ندارد !

جریانی به شدت در پی بالا بردن میزان کارآمدی نظام ، کارآیی جمهوری اسلامی و ارتقای ایران در همه زمینه ها است و گروهی نیز بیشتر به لابی و حرافی و اتلاف وقت و ثروت ملت و تهیه کردن خوراک برای غرب اشتغال دارد . آیا اگر در قاموس حزب ... علقه ای به امام ، انقلاب ، ارزش های ملت و مقوله خدمت وجود داشت ، باز هم با حمایت مکرر آمریکا رو به رو می شدند ؟

یا لثارات 15 اسفند 1386

هنوز سخن مقام معظم رهبری به گوش می رسد که بروید ببینید چه کرده اید که باعث شده آمریکا و دشمنان اسلام و ایران از شما حمایت کنند .

و اینک :

جرج بوش برای چندمین بار در ماه های اخیر به حمایت آشکار از نیروهای موسوم به اصلاح طلب در ایران پرداخت .

...

بی بی سی از قول بوش نوشت :

من به مردم یاد آوری می کنم که تصمیم رئیس جمهور آمریکا "رئیس جمهور آینده " برای مذاکره با برخی چهر های بین المللی می تواند به شدت مخرب باشد . این پیام بدی به متحدین ما می دهد که حاکی از گیجی و آشفتگی سیاست خارجی ما خواهد بود و اصلاح طلبان را دلسرد می کند . به نظر می رسد این نوع مذاکره در مورد آن دوکشوری " ایران و کوبا " که شما به آن ها اشاره کردید اشتباه خواهد بود .

یا لثارات 15 اسفند 1386

آیت الله نوری همدانی گفت :

طرفداری مردم دنیا از رییس جمهور ایران به دلیل صلح طلب بودن مردم دنیا و حاکمان ایرانی است که باید سران دیگر کشور ها نیز این گونه باشند .

یا لثارات 15 اسفند 1386


اعتقاد " اعتماد " به بهانه های بنی اسرائیلی 86/12/15

روزنامه دوم خردادی " اعتماد " با انتقاد از سفر رئیس جمهور ایران به عراق مدعی شد این سفر در مناسب ترین شرایط انجام نشده است . اعتماد در مورخ 13 / 12 / 86 نوشته :

هنوز اساسی ترین مسائل بین دو کشور به خصوص پس از جنگ هشت ساله رژیم عراق با ایران حل نشده است . دوکشور ایران و عراق به رغم هشت سال جنگ هنوز در حالت " ترک مخاصمه " قرار دارند و قرارداد صلحی بین آنها امضا نشده است و منطقی بود که سفر به بعد از امضای این قرار داد موکول می شد که عرف بین الملل نیز بر آن نظر و تاکید دارد .

یا لثارات 15 اسفند 1386

و اینک خبر گزاری فرانسه :

خبرگزاری فرانسه با اشاره به سفر رئیس جمهور ایران به عراق نوشت :

مقامات ارشد از جمله رئیس جمهور و نخست وزیر عراق که مورد حمایت واشنگتن هستند ، به گرمی از احمدی نژاد استقبال کردند و مرحله ای جدید از همکاری و دوستی دوکشور به رغم جنگ تحمیلی دهه هشتاد گشوده شده است .

این خبرگزاری افزود :

" جشن دوستانه استقبال از رئیس جمهور ایران به حامیان جرج بوش درس کافی درباره شکست و ناکامی داد . "

خبرگزاری فرانسه نوشت :

" بوش در سال 2002 با غرور اعلام کرد که عراق آن زمان " دوران صدام " ، ایران و کره شمالی محور شرارت هستند و یک سال بعد به بهانه های واهی به اشغال عراق پرداخت اما پس از تقریبا پنج سال میلیارد ها دلار هزینه کرد و 3972 سرباز آمریکایی را نیز به کام مرگ کشاند تا این که رئیس جمهور ایران با گل و شیرینی در بغداد استقبال شود . "

پرتو ۱۵ اسفند ۸۶


استقبال افراطیون از یک اقدام مشکوک 86/12/15

روزنامه دوم خردادی " همبستگی " شماره 2062 ، از دیدار " دبیر ائتلاف حزب الله ایران " ، با مهدی کروبی استقبال کرده و آن را نزدیکی اصولگرایان ! معتدل با اصلاح طلبان معتدل دانسته است .

گفتنی است در میان جریان اصول گرا گروهی تحت عنوان حزب الله یا ائتلاف فراگیر و ... به رسمیت شناخته نشده و همچنین اصولگرایان در حمایت از مجلس و دولت هم صدا و همگام هستند . از سوی دیگر عده ای معتقد هستند این گروه از وابستگان جناح موسوم به دوم خرداد بود که برای اختلاف افکنی در میان جناح اصولگرا ساخته و پرداخته شده اند .

یا لثارات 15 اسفند 1386


شیرین عبادی در کام غرب 86/12/15

شیرین عبادی در سخنانی که در مرکز فرهنگی خانه آسیا " شعبه مادرید " وابسته به وزارت خارجه اسپانیا از احکام فقهی اسلام و اجرای حدود و قصاص برای مجرمان انتقاد کرد و از اینکه حقوق بهاییان و همجنس گرایان در ایران نادیده گرفته شده اظهار تاسف کرد .

یا لثارات 15 اسفند 1386


شاهد 86/12/14

وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!! خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟... تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي!(دكتر شريعتي)

نوشته شده توسط خواهرم فاطیما

 

البته من این نظر رو قبول ندارم ... چرا که اگر نمی توان فریاد زد باید کاری کرد تا توانست فریاد زد ... درست همانند زمان انقلاب که اول نمی شد ولی بعدا شد ... یا نالیدن قرن ها انقلاب ایران را ایجاد کرد ... البته کسی هم محکوم به زندگی نیست وکسی شاهد مرگ آرزو هایش نیست زیرا با توکل می توان به تمام آرزو ها رسید ... البته آرزو های شرعی و عقلایی .

زبردست


اراده 86/12/14

اراده خداوند چون درياست که ارزوهاي ما چون قطره ي باران دران گم ميشن .

نوشته شده توسط خواهرم فاطیما


زندگی 86/12/14

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه ی عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود.

زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است.

نوشته شده توسط مسعود


فریاد ... 86/12/14

غزه در خون است!
ای برادر برخیز.

نوشته شده توسط جاد یزد


به بهانه یک یک پیغام 86/12/14

سه شنبه 14 اسفند1386 ساعت: 10:34

توسط:؟؟؟؟؟

سلام
حاج آقا یه سوال ؟ لطفا جواب بفرمائید
میشه بفرمائید شما چرا اینقده با دخترها و خانومها بیشتر در ارتباطید الان توی همین وبلاگتون از نوشته های دختر خانومها زیاد دیدم یا نظراتتون تو بعضی وبلاگهای خانومها ......
منتظر جواب هستم دوباره میام

 

جواب :

اگه در قسمتی که توضیحاتی در مورد وبلاگ نوشتم مراجعه کنید می بینید که نوشتم هرکی مطلبی برای من بفرستد می گذارم در وبلاگ ... حالا هرکه باشد حتی اگر غیر مسلمان باشد مرد باشد یا زن ... در مورد پیغام ها هم من با حدود ۱۲۰ نفر دختر و پسر رابطه وبلاگی دارم ... که پسر ها هم بیشتر از دختر ها هستند ... حالا این که شما تنها به وبلاگ دختر ها سر می زنید مشکل من نیست که تنها آن پیغام ها را دیده اید ... خوب این خانم ها هم خواسته اند و متنی فرستاده اند ... من بگم نه نمیشه ؟! خوب اگه آقایون هم چیزی بفرستند با کمال میل می گذارم در وبلاگم ... خواهر یا برادری که این سوال را کرده ای من تمام دختر ها را خواهر صدا می کنم و به پسر ها می گویم ... رفیق ... داداش ... داداشی ... دوست عزیزم و دوست خوبم و ... . شما هم لطفا به تمام وبلاگ ها سربزن ... شما هم نگران نباش دختر خانم ها خودشان اخلاقی دارند که اگر احساس کنند کسی دید بدی به آن ها دارد خودشان دیگر کنار می روند ... و نام این حالت حیا و عفت است که همه زن ها دارند .


سفید پوشی عمارت 86/12/13

وقتی پدر شهید منتظر قائم ، سیاه پوشی محل و ازدحام را می بیند می گوید :

بروید این سیاهی ها را بردارید .

سیاه پوشی واقعی مورد دارد وقتی که اولا بازماندگان عزا داشته باشند و دیگر اینکه خود شهید وابستگی فراوانی به این دنیا داشته باشد ، طوری که بریدن از دنیا برایش دردناک و ناگوار باشد . در حالی که پسر من یقین دارم که عاشقانه به دیدار خدا شتافت . او شوق شهادت داشت و هم اکنون نیز به آرزوی خود رسید . بروید عمارت را سفید پوش کنید و پرچم سفید بزنید که رنگ آرامش و رسیدن به رغبت است .


مراقبت 86/12/13

مراقب افکارت باش » آنهابه گفتارتبديل مي شود.مراقب گفتارت باش » آنها به کردارتبديل مي شود.مراقب کردارت باش » آنها به عادت تبديل مي شود.مراقب عادت باش » آنها به شخصيت تبديل مي شود.مراقب شخصيت باش » آنها به سرنوشت تبديل مي شود »»» پس افکارتوسازنده سرنوشت تو خواهدشد .

نوشته شده توسط خواهرم فاطیما


سه چیز ... سه چیز ... سه چیز ... 86/12/13

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها. سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس.سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان .

نوشته شده توسط خواهرم فاطیما


آرزوهای ویکتور هوگو 86/12/13

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، 
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
 
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش امد

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی


  

داشته باشی برایت همچنان آرزو دارم دوستانی
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بی‌تردید مورد اعتمادت باشد
.

 

و چون زندگی بدین گونه است،
 آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، برایت
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
 باورهایت را مورد پرسش قرار دهد، تا گاهی
که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت مغرور نشوی

و نیز آرزومندم مفیدِ باشی

 خیلی غیرضروری،  نه
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد

 تا تو را سرِ پا نگه‌دارد


 

 همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند
چون این کارِ ساده‌ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می‌کنند
و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران نمونه شوی.


 

 و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.


 

 امیدوارم سگی را نوازش کنی
 پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی به
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد.
چرا که به این طریق
به رایگان احساس زیبائی خواهی یافت.

 

 

 

بفشانی امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
 


بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

 

 

اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی و در پایان
 اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید

 

نوشته شده توسط خواهرم بهاره


خیال آرامش 86/12/13

در مکتب ما عشق حرمتی دارد.
در مسلک ما رسم به یادآوردن است.
مهر اگر در گردونه بیفتد.
هرگزش خیال آرامش نیست.

نوشته شده توسط خواهرم افسانه


شه خوبان 86/12/13

شيخ رجب علي خياط مي گويد:جواني را مي خواستند دفن كنند(در عالم مكاشفه) ديدم موسي بن جعفر (ع) براي او آغوش باز كرد.از مردم پرسيدم:آخرين سخن اين جوان چه بود؟گفتند او در آخرين لحظات عمرش زمزمه مي كرد:
منتظران را به لب آمد نفس
اي شه خوبان تو به فرياد رس

عالم همه قطره اند و درياست حسين(ع)
مردم همه بنده اند و مولاست حسين(ع)
ترسم كه شفاعت كند از قاتل خويش
از بس كه كرم دارد و آقاست حسين (ع)

نوشته شده توسط خواهرم سمیرا


پادشاه خوبان 86/12/12

ای پادشه خوبان
حسین حسین حسین
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به تنگ آمد
حسین
وقت است که باز آیی
حسین حسین حسین
ای تاج سر زینب،حسین
وقت است که باز آیی
حسین حسین حسین حسین حسین
یه رفیق دارم که نامش حسینه
نمیدونم که چه در پیمانه کرده
که مرا سرمست و دیوانه کرده
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
همه شب بر آستانش شده کار من گدایی



یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین
همشون سینه کبودند
سپر بلای عشقند
همشون اهل بهشتند
همه حیدری سرشتند
روی سینه شون نوشتند
کشته شاه دمشقند
یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین
روی سینه شون نوشتند
کشته شاه دمشقند
همه زینبی سرشتند
دل من مثل دریاست
دل من دریای درده
آه من همیشه سرده
اگه اذنم بده زینب
دور کربلا میگردم
حسین حسین حسین حسین حسین


مران یک دم ساربان اشتر ناقه زینب رفته اندر گل
بده ظالم مهلتی آخر ز آن که دارم من عقده ها در دل
حسین جانم ای حسین جانم ای حسین جانم
مرآن ناقه تا که بنشینم بر سر نعش شاه مظلومان
مرآن ناقه ز آن که دارم من از جفای چرخ،ناله و افغان
مرآن ناقه تا که گویم من درددا با این پیکر عریان
بیا ای مرگ تا شوم راحت ز آن به مرگ خود گشته ام مایل
بده مهلت تا بمانم من در کنار این پیکر بی سر
از آن ترسم ساربان آید و برد دستش از پیکر
ندارد چون طاقت دیدن مادرم زهرا باب من حیدر
شتربانان رحم بنمایید بر دل لیلا بر من مضطر
که دارد او درددل بسیار بر سر نعش نوجوان اکبر
چه سازم با مادر پیرش می کند هر دم خاک غم بر سر
همی دارد آرزو در دل تا که بر بندد اکبرش محمل
شتربانان بی کفن باشد این تن مجروح اندر این صحرا
مرا نبود معجری دیگر تا کفن سازم جسم این شه را
بده مهلت تا بمانم من در کنار این پیکر بی سر
از آن ترسم ساربان آید و برد دستش از پیکر

نوشته شده توسط لنا مرتضوی


رسم ... 86/12/12

در مکتب ما رسم فراموشی نیست در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست مهر تو اگر به هستی ما افتاد هرگز به سرم خیال خاموشی نیست

نوشته شده توسط خواهرم نیلو


دلخوشی 86/12/12

ندهی اگر به او دل به چه آرمیده باشی؟
نگزینی ارغم او چه غمی گزیده باشی؟
نظری نهان بیفکن مگرش عیان ببینی
گرش در جهان نبینی به جهان چه دیده باشی؟؟
در حدیث شریف معراج آمده است:
دلخوشی و دلگرمی ی مومن به یاد خدا و محبت او و رضایت و خوشنودی ی خداوند است.....

نوشته شده توسط خواهرم زهرا


گریه ... 86/12/12

هر وقت دلت گرفت گریه کن چون می دونی چرا وقتی گريه می کنی آروم می شی؟!چون اشکهای سردت قبل از اينکه از مجرای چشم سرازير بشه يه سری به قلبت می زنه . بعد قلبت که خيلی داغه حرارتشو می ده به اشکات واشکات گرم می شن.اونوقت اشکات هم سرما شو نو می دن به قلبت. اينجوريه که اشکات گرم می شن و قلبت سرد و آروم...

نوشته شده توسط خواهرم فاطیما


سن ... 86/12/12

شخصي مي گفت من 23سال دارم، بزرگي به او خرده گرفت و گفت که نبايد بگويي 23 سال دارم بايد بگويي آن 23 سال را ديگر ندارم .

نوشته شده توسط خواهرم زهرا


دعا 86/12/12

بخوان دعاي فرج را ، دعا اثر دارد
دعا كبوتر عشق است ، بال و پر دارد
بخوان دعاي فرج را ز پشت پرده ي اشك
كه يار، گوشه ي چشمي به چشم تر دارد

نوشته شده توسط دل تنگ مهر بیکران


نجوا 86/12/11

اگه می تونستم در دنیا یه چیزه دیگر باشم می خواستم اشک تو باشم تا در چشمات متولد شوم روی گونه هایت زنده گی کنم و بروی لبانت بمیرم .

اصلا مهم نیست که چقدر اهسته راه میر وی . مهم ان است چه مسافتی را بدون ایست راه می روی .

نوشته شده توسط نجوا


کمک !!! 86/12/10


ریاضی 86/12/10

سر کلاس نشسته بود،پلك هايش سنگين تر از هميشه بود.خميازه اي كشيد و به منظره ي برفي بيرون زل زد.صداي استاد در گوشش پيچيد ،اما گرماي مطبوع اتاق،اورا با تمام وجود غرق در روياها كرد.وقتي چشم هايش را باز كرد هيچ كس را در كلاس نديد.دستپاچه شد و با عجله 2 مساله كه روي تخته سياه نوشته شده بود را يادداشت كرد.با خودش فكر كرد شايد با حل تمرين هاي استاد بتواند دل استاد رو بدست بياورد.
تمام آن روز و آن شب براي حل كردن آن ها فكر كردولي نتوانست هيچ كدام را حل كند،با خودش تصميم گرفت تا موفق نشده ،سر كلاس حاضر نشود.تمام هفته را سعي كرد ودست از كوشش بر نداشت تا سرانجام موفق شد يكي از آن ها را حل كند وبه كلاس بياورد.استاد وشاگردان با ناباوري او را نگاه مي كردند.استاد آن 2 مساله را به عنوان 2 نمونه از مسائل غير قابل حل رياضي مطرح كرده بود.

نوشته شده توسط استاد سیس


بی مهری زمان 86/12/10

از غم بی مهری زمانه که نه یادی از شهدا در دل مردمان بی درد به جای گذاشته است و نه عشقی از حضرت بقیه الله العظم ، دلهایمان گرفته است که چرا در دوران دفاع مقدس نبوده ایم ، طبق سخن گوهر بار حضرت امیرالمومنین (ع) که فرمودند همانا جهاد یکی از درهای بهشت است که خداوند آن را برای اولیاء خاص خود گشوده است میگوییم که چرا ما اولیاء خاص خدا نباشیم و باب جهاد را به روی خود نگشاییم . بیایید دل هایمان را گرد هم آوریم و با عشق بیاندیشیم که چگونه خود را به شهدا نزدیک کنیم حال که چنین در تقدیر ما رقم خورده است که در زمانی حضور بهم رسانیم که از صفاء و اخلاص و محبت شهدا بی بهره باشیم و در دل شهری پر فساد در حالی مشغول زندگی باشیم که تیر و ترکش های شبیخون ها و ضد ارزش های فرهنگی روحمان را می درد چه کنیم که منزه باشیم و در وادی شهادت پا بر جا بمانیم .

نوشته شده توسط افلاکیان


ما ايراني ها چمون شده؟؟؟؟ 86/12/09

دهقان فداکار پير شده ، فداکاريش تموم شده ، چوپان دروغگو عزيز شده ، شنگول و منگول گرگ شدن ،کبري تصميم گرفته دماغش رو عمل کنه ، روباه با کلاغ دستشون توي يه کاسه شده ، حسنک رفته شهر دنبال کار ولي معتاد شده ، ما ايراني ها چمون شده؟؟؟؟

نوشته شده توسط Farzad Ice Boy


ای نام آشنای گیتی 86/12/09

و تو ای حسین، ای نام آشنای گیتی

بعد از گذشت 40 روز

خواهرت همچنان از مظلومیت تو برای امتت می گوید،

و پسرت همچنان در مدحت نوحه می سراید

و محبانت همچنان در عزای تو سیاه پوشند...

امشب چه نوحه ای خواهد خواند سجاد بر بالای قتلگاه؟!

امشب چه می گذرد در دل پر خون زینب؟!

امشب تا صبح چه خواهند کرد محبانت؟!

یا حسین پذیرا باش عزادارانت را در روز محشر...

نوشته شده توسط princess & priam


ادعا های مضحک 86/12/09

در زمانی نه چندان دور جماعتی موسوم به اصلاح طلب تاکید کردند که باید آرای امام راحل را در موزه ها جست ... یا بهزاد نبوی عضو سازمان مجاهدین انقلاب به مدد دوران اصلاحات زبان باز کرده و گفته بود :
" ما در زمان حضرت امام هم برخی از نظرات ایشان را قبول نداشتیم . " یا عضو دیگری از همین سازمان تقلید از مجتهد اعلم را به تمسخر گرفته و با جسارت تقلید را کاری میمون وار خواند ، یا همین شخص دین را افیون توده ها خواند که به واسطه آن حاکمان به خواسته های خود می رسند ... یا به راحتی شیخ این جماعت سخنان حضرت امام را مطابق با آنچه که مد نظرش بود تحریف کرد ... یا دبیر کل سابق حزب مشارکت از دیگر احزاب موسوم به اصلاح طلب در تضادی آشکار با نظرات و اندیشه حضرت امام از حکومت سکولار دفاع کرد و یا بزرگ جماعت اصلاح طلب در سفری به کشور ایتالیا با زنان دست داد ... کسانی که ار نوه امام دفاع کردند و سینه چاک کردند همان ها بودند که به پسر امام توهین کردند و توهین کنندگان را به عرش اعلا برده بودند ...

به نقل از یالثارات 8 / 12 / 86

حتما می گید چرا این ها را نوشتم ... در همین روزنامه خبری خوندم که خیلی جالب و مضحک بود ... که چگونه انسان ها برای رسیدن به قدرت چهره عوض می کنند ... اینک همان خبر را عینا نقل می کنم :

ادعای خنده دار سخنگوی ائتلاف

اصلاح طلبان نزدیک ترین تفکر به آرمان های امام را دارند !!!

سخنگوی ائتلاف اصلاح طلبان "عبد الله ناصری" ، طی گفت و گویی با روزنامه دوم خردادی "کارگزاران" ، در ادعایی مضحک و خنده دار اصلاح طلبان را نزدیک ترین تفکر به آرمانها و اندیشه های حضرت امام معرفی کرد .

او گفت : جناح اصلاح طلب به عنوان نزدیکترین تفکر به آرمان ها و اندیشه های امام که به رغم همه محرومیت ها و جفاهایی که در سال های متمادی دیده ، هیچ وقت با نظام قهر نکرده است و هزینه های زیادی را در عرصه ها پرداخت کرده است !!!

به نقل از یالثارات 8 / 12 / 86

حالا من نمی دونم کی شعار خروج از حاکمیت را داد ... کدوم مجلس و چه کسانی تحصن کردند ... کی انرژی هسته ای را به اون وضع کشید ... کی اطلاعات هسته ای را در اختیار بی گانگان قرار داد ... کنفرانس برلین کار کی بود ... 18 تیر چه بود ... بعضی فیلم ها ساخته کی بود ، کی در انتخابات رای نیاورد و از همه سمت های سیاسی و کشوری خود استعفا داد و ...

والله اعلم به ما یفعلون


قسم حضرت عباس یا دم خروس ؟! 86/12/09

روح ا... حسینیان رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی گفت :

در زمان امام خمینی یکی از همین افرادی که یک اطلاعیه شدید اللحنی در حمایت از حاج حسن خمینی صادر کرد ، روزی به جماران رفت تا خدمت امام برسد . نیروهای حفاظت از پارک کردن اتومبیل وی در جای نا مناسب ایراد گرفتند . همین آقا عمامه اش را برزمین زد و هرچه از دهانش بیرون می آمد نثار حاج احمد خمینی کرد و سپس با صدای بلند فریاد می زد که " احمد می خواهد من را ترور کند " سپس مسئول حفاظت بیت را دستگیر و زندانی کرد که با فرمان امام آزاد شد .

پرتو 18 / 12 / 86


جذب بودجه عمرانی در دولت نهم 3 برابر شد . 86/12/09

در دوسال و دوماه نخست فعالیت دولت مردمی دکتر احمدی نژاد معادل 7 سال قبل از آن ، طرح های عمرانی در سطح کشور اجرا شده و میزان جذب بودجه عمرانی نیز 3 برابر شده است .

پرتو 18 / 12 / 86


دوم خرداد و اصلاحاتیکی از کاندیدا ها پیشنهاد رشوه ده میلیاردی داده بود ! 86/12/09

این سخن شریعتمداری در مورد یکی از نمایندگان مجلس ششم است ...

ایشان گفتند : برای مثال افرادی که به بنده پیشنهاد 10 میلیارد تومانی برای عدم پرداختن به یک فساد در روزنامه کیهان را می دهند ، خیلی کار های دیگر را هم می توانند انجام دهند .

پرتو ۱۸ / ۱۲ / ۸۶


دوم خرداد و اصلاحات 86/12/09

خودشون خراب می کنند بعد تهمت می زنند و متهم می کنند !!!

جبهه مشارکت :

30 : 20را نظامیان می گردانند !

***

محمد ملکی از نیروهای موسم به ملی مذهبی

اصلاحات به دست جریاناتی متولد شد که از روز نخست غیر طبیعی می نمود و امروز نارسایی آن کاملا آشکار شده است و بنابر این اصلاح طلبان در صورت ورود به مجلس نیز ناکار آمد خواهند بود .

***

جلودار زاده :

انتخابات را ببازیم همه چیز را باخته ایم

پرتو ۱۸ / ۱۲ / ۸۶


اخبار خارجی 86/12/09

گزارش سی.ان.ان از حضور اقلیت های دینی در مراسم تاسوعا و عاشورا

***

یهودیان روسیه اسرائیل را ترک می کنند .

***

تحریم جهانی کوکاکولا

در پی همکاری های گسترده شرکت کوکاکولا با رژیم صهیونیستی ، مسلمانان و آزادی خواهان جهان ، این شرکت نوشابه سازی آمریکایی را تحریم می کنند .

پرتو ۱۸ / ۱۲ / ۸۶


پرواز 86/12/08

زندگی چون قفسی است
قفسی تنگ
پر از تنهایی
و چه خوب است
لحظه غفلت آن زندانبان

بعد هم پ ر و ا ز

نوشته شده توسط خواهرم نیلو


مهدی 86/12/08

مهدی هادی چو بنشیندبه جای خویشتن
زنده گرداند جهان را همچو جان کاید به تن
شیعه ی اورا بشارت ده به حسن خاتمت
کاسم اعظم کرد ازو کوتاه دست اهرمن
گوشه گیران انتظار جلوه ات دارند هان
خویش را کن آشکار و برقع از رخ برفکن.....
جویبار ملک را آب روان شمشیر تست
نو نهال عدل بنشان بیخ بدخواهان بکن.....

نوشته شده توسط خواهرم زهرا


عشق یعنی 86/12/08

عشق یعنی آتش سوخته
عشق یعنی خیمه های سوخته
عشق یعنی حاجب بیت الحرام
دل بریدن ها و حج ناتمام
عشق یعنی غربت نور دو عین
عشق یعنی گریه بر قبر حسین
عشق را گویند فقط در یک کلام
یا ابوالفضل و حسین و والسلام.
التماس دعا.

نوشته شده توسط خواهرم افسانه


گفتم ... 86/12/08

گفتم آخر عشق را معنی کنیم

بلکه جای خویش را پیدا کنیم

آمدم دیدم که جای لاف نیست

عشق غیر از عین و شین و قاف نیست

آمدم گفتم به آوای جلیل

عین یعنی عدل مولایم علی

شین یعنی شور " الله الصمد "

قاف یعنی " قل هو الله احد "


... بتونی ... 86/12/08

حرفی رو بزن که بتونی بنویسیش

چیزی رو بنویس که بتونی امضاش کنی

چیزی رو امضا کن که بتونی پاش به ایستی


با تو 86/12/08

خدای اطلسی ها با تو باشد

پناه بی کسی ها با تو باشد

تمام لحظه های خوب یک عمر

به جز دلواپسی ها با تو باشد


زندان بان پیر 4 86/12/07

دوستان این آخرین قسمت داستانه ... ببخشید که اینطوری طولانی شد ... وقت نمی کردم همش رو تایپ کنم ...

و تازه فهمیدم که زندان بان پیر با چه کسی حرف می زند ، یک پیرزن با موهای بلند که با هنا سرخ شده بود برروی ویلچر نشسته بود و پیرمرد جلوی او زانو زده بود و دستان او را در دستان خود می فشرد . پیرزن به من نگاه می کرد ولی اصلا تکان نمی خورد . من دوباره به طرف پنجره برگشتم گربه ای را دیدم که بر روی دیوار نشسته بود و من را تماشا می کرد من با خود فکر کردم ای کاش آزاد بودم و می توانستم هرکجا که می خواهم بروم .

از صدای پای زندان بان به طرف او برگشتم . او درحالی که لبخندی بر لبش داشت به سمت من می آمد وقتی که به من رسید شروع کرد به آواز خواندن من هم با او خواندم در همان حال به پیرزن نگاهی کردم و دیدم که لبخندی بر لبانش جاری است و قطرات اشک همانند مروارید از گونه هایش بر روی زمین پاچیده می شد .زندان بان پیر به طرف پیرزن برگشت و او را از آنجا به بیرون برد . روزی چندبار آن دو پیش من می آمدند و من هم برای آن ها آواز می خواندم ولی دلم خیلی گرفته بود و دوست داشتم به زندان قبلی پیش دوستانم برگردم .

یک روز صبح زندان بان پیر پیش من آمد و برایم غذا آورد و بعد پنجره بیرون سلول را باز کرد و خودش رفت . من از پنجره به حیاط نگاه کردم دوباره آن گربه را دیدم که به طرف درخت سیب سرخی که در کنار دیوار بود به آرامی حرکت می کرد ، وقتی که به درخت رسید از آن بالا رفت و روی دیوار پرید و خیلی آرام به طرف پنجره می آمد ، آنقدر نزدیک شده بود که صدای نفس هایش را می شنیدم ، ناگهان احساس کردم که در سلول دارم تاپ می خورم و به این طرف و آن طرف پرتاب می شوم ، ناگهان در سلول باز شد و من خیلی سریع از سلول خارج شدم و از پنجره به داخل حیاط افتادم ، من پرواز می کردم ، پرواز ، باورم نمی شد ، چه زیبا بود ، بر روی درخت سیب نشستم و این بار از بیرون پنجره به داخل زندان نگاه می کردم ، من تازه آزادی خود را به دست آورده بودم انگار که دوران محکومیت من تمام شده بود ، از خوشحالی نمی دانستم که باید چه کار بکنم ، کمی فکر کردم ، به اطراف نگاه می کردم و کمی آواز خواندم با آهنگی متفاوت ، ترانه ای به نام آزادی و پرواز کردم به طرف خورشید ، آنقدر بالا رفتم که آدم ها به اندازه خال های روی بالم شده بودند و من پرواز کردم تا اوج آسمان آبی .

پایان


اربعین 86/12/07

اربعین حسینی بر تمام عزاداران و مسلمین تسلیت باد.

سحرگه رهروی در سرزمینی

همی گفت این معمّا با قرینی

که ای صوفی شراب آنگه شود صاف

که در شیشه بر آرد اربعینی

نوشته شده توسط مسیح شوخ


بذل 86/12/07

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در یک وقت که مقداری خرما از مال شخصی‏ خود در میان فقرا تقسیم می‏کرد، مقدار نسبتا زیادی برای یک نفری فرستاد که آن شخص هیچگونه عرض حاجت و اظهار احتیاجی نکرده بود و اساسا اخلاق‏ شخصی آن مرد این بود که از احدی چیزی نخواهد، مردی به امیرالمؤمنین‏ اعتراض کرد که آن شخص که از تو چیزی نخواسته و عرض حاجتی نکرده و بعلاوه یک پنجم این خرما برای او کافی است، تو چرا اصلا برای او که از تو چیزی نخواسته می‏فرستی و چرا اینقدر زیاد می‏فرستی؟سخنی که امیرالمؤمنین علی در جواب این مرد معترض گفت این بود: خدا امثال تو را در میان مسلمانان زیاد نکند، تو چقدر آدم پست دونی هستی، من می‏بخشم‏ و تو بخل می‏ورزی و به علاوه اگر بنا شود من فقط به کسانی ببخشم که از من‏ تمنا و تقاضا کرده‏اند من بخششی نکرده‏ام بلکه عوض آنچه از آنها گرفته‏ام‏ به آنها داده‏ام، آنها را وادار کرده‏ام که روی خود را که هنگام سجده برای‏ خدای خود بر خاک می‏نهند و از خداوند مسئلت می‏نمایند، این رو را متوجه‏ من کنند و به من ببخشند، پس آنچه من نام " بخشش " روی آن گذاشته‏ام بخشش نیست، معاوضه و معامله است، در عوض بذل آبروی کسی چیزی به او بخشیده‏ام.

نوشته شده توسط کربلایی


آقا ... 86/12/06

من آقا رو دوست دارم ...

نوشته شده توسط iCe BoY

به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب

زندان بان پیر 3 86/12/06

قسمت سوم

او شروع به خندیدن کرد و گفت صدایش خیلی زیباست و به پیش زندان بان رفت من صحبت آن ها را نمی شنیدم چون خیلی آهسته صحبت می کردند ، آن دو تقریبا نیم ساعت با یکدیگر صحبت کردند و هرچند لحظه یک بار نگاهی به من می کردند و دوباره صحبت خود را ادامه می دادند .

بالاخره آن دو صحبتشان تمام شد و هردو به طرف من حرکت کردند . آن زندان بان پیر من را از زندان بان قبلی تحویل گرفت و داخل ماشین می برد و شروع به حرکت کرد . من ذوق زده شده بودم چون تا حالا شهر را ندیده بودم و از دیدن مردم و شور و نشاط آن ها لذت می بردم .

ماشین متوقف شد ، زندان بان پیر از ماشین پیاده شد و با یک تکه پارچه چشمان من را پوشاند ، من فقط می توانستم صدا ها را بشنوم او به آرامی حرکت کرد و از مدتی ایستاد صدایی شبیه برخورد چند کلید به همدیگر و بعد هم صدای باز شدن در ، سکوت محیط را بر هم زد ، حوصله ام سر رفته بود همش به این فکر می کردم که الان کجا هستم ، تاریکی اعصابم را خورد کرده بود . بالاخره زندان بان توقف کرد و شروع به صحبت کرد نمی دانم باکی داشت حرف می زد چون که فقط صدای او می آمد ، او دوباره شروع به حرکت کرد و باز صدای باز شدن دری را شنیدم زندان بان من را به گوشه ای برد و از صدای پا هایش فهمیدم که از من دور می شود . بعد از چند لحظه دوباره صدای پای او را شنیدم ولی این بار صدای دیگری هم می آمد انگار که چیز دیگری هم همراه او در حال حرکت بود ، او می ایستد و دوباره شروع به صحبت کردن می کند این بار هم تنها او حرف زد .

چند لحظه بعد احساس کردم که پارچه از جلو چشمانم کنار می رود ، خوشحال شدم از این که دوباره می توانم اطراف خودم را ببینم وقتی که پارچه به طور کامل کنار رفت از شدت نور چشمانم بسته شد ، هرچه سعی کردم که چشمانم را باز نگه دارم نمی شد ، بالاخره چشمانم به نور عادت کرد و باز شد ، این بار خود را در یک زندان مشاهده کردم که تنها دارای یک سلول و یک زندانی بود که خودم بودم و خودمولی این زندان خیلی قشنگ تر از زندان قبلی بود ، روی زمینش با سرامیک فرش شده بود بر روی دیوار عکس هایی از آبشار و جنگل نصب شده بود ريا، سلول من کنار پنجره بود و من از پنجره بیرون را تماشا کردم . یک دیوار در کنار پنجره بود و آن طرف دیوار پسر بچه ای با توپ بازی می کرد . در طرف دیگر دیوار حیاطی بود که در وسط آن یک حوز کوچک قرار داشت و اطراف آن پر از درخت میوه بود ، من سرم را به طرف دیگر زندان گرداندم و تازه فهمیدم که زندان بان پیر با چه کسی حرف می زند ...

ادامه دارد


یادگاری 86/12/06

و چون بندگانم از دوري و نزديگي ام پرسش کنند به آنها بگو من به شما نزديگم هر که مرا بخواند دعاي او را مورد اجابت قرار خواهم داد ـ قران کريم

 

شخصي را به جهنم مي بردند . در راه بر مي گشت و به عقب خيره مي شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببريد . فرشتگان پرسيدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او اميد به بخشش داشت

 

ترجيح مي دم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم -نويسنده:مارلون براندو

 

نوشته شده توسط خواهرم فاطیما


محب 86/12/06

گفتم به گل چه زیباست رنگ و طراوت تو
گفتا که من چه هستم در پیش روی مهدی
گفتم نکوتر از تو باشد به باغ جنت؟
گفتا که من کجا و یک تار موی مهدی
گفتم که در طبیعت مانند تو ندیدم
گفتا به چشم دل بین نام نکوی مهدی
گفتم معطر از تو روی زمین نباشد
گفتا به آسمانها پیچیده بوی مهدی
گفتم فتد نگاهم پیوسته بر جمالت
گفتا چه خوش نگاهی باشد به سوی مهدی
گفتم که غنچه ی تو همواره میدرخشد
گفتا خوش آن لبان تکبیر گوی مهدی
گفتم که در قیامت دست که را بگیرند ؟
گفتا کسی که باشد محب کوی مهدی......

نوشته شده توسط خواهرم زهرا


زندان بان پیر 2 86/12/05

ادامه داستان زندان بان پیر

برای مطالعه قسمت اول این مکان را کلیک کنید

ادامه ...

صدای من در این زندان از همه قشنگ تر بود به همین دلیل وقتی که حوصله همه سر می رفت از من می خواستند که برایشان آواز بخوانم من هم بادی به قب قب می انداختم و شروع به خواندن می کردم حتی زندان بان هم از صدای من خوشش می آمد صدای من آن قدر زیبا بود که مردمی را که از بیرون زندان می گذشتند گاهی برای گوش کردن به آواز من متوقف می کرد و آن ها بعد از چند لحظه توقف دوباره به راه خود ادامه می دادند .

من به آن سلول و آن زندان عادت کرده بودم بخصوص زندان بان را خیلی دوست داشتم ، او هم من را خیلی دوست داشت و همیشه سعی می کرد که مانند من آواز بخواند ولی نمی توانست من از این کار او خنده ام می گرفت ولی هیچ وقت به روی خودم نمی آوردم و به خاطر اینکه او خوشحال شود شروع به آواز خواندن می کردم ، اوهم با من می خواند .

یک روز صبح یک زنداتن بان پیر که انگار بر روی سر و صورتش برف نشسته باشد به زندان ما آمد ، او یک چرخ در زندان ما زد و همه زندانی ها را از کوچک تا بزرگ بر انداز کرد ، وقتی که من را دید در چشمانم خیره شد و چند لحظه در همان حال باقی ماند و بعد شروع کرد به آواز خواندن ، او همانند من آواز می خواند من هم از اینکه کسی در این دنیا وجود دارد که می تواند مانند من آواز بخواند خوشحال شدم و شروع به آواز خواندن کردم .

 

ادامه دارد ...


سوی قبله 86/12/05

باز چشمم سوی قبله بیقراری می کند آه دلتنگم تو را هر جمعه زاری می کند( تقدیم به آقا امام زمان)

نوشته شده توسط خواهرم آیناز


گل 86/12/04

گل های دشت فقر نخندیده پرپرند
انگار بوته ها همه از هم مکدرند
بر خانه ی کلوخی ی ما سنگ میزنند
مظلوم های کوچه ی ما ظلم پرورند
با جوجه گفت کفتر چاهی به یاد دار
اینجا کبوتران حرم نسل برترند
یک شکوه کرد شاخه ی گیلاس و در شکست:
ما بار می بریم.... سپیدارها سرند ....

نوشته شده توسط خواهرم زهرا


نور 86/12/04

امام صادق علیه السلام فرمود: ان البیوت التی یصلی فیها باللیل بتلاوة القرآن تضیی لاهل السماء کما تضیئ نجوم السماء لاهل الارض؛ خانه هایی که در آن خانه ها شب خیزی برای نماز شب می شود و قرآن تلاوت می شود، برای مردم آسمانها آنچنان می درخشد که ستارگان برای مردم زمین.

نوشته شده توسط کربلایی


زندان بان پیر 86/12/04

من از موقعی که چشمانم را باز کردم در یک سلول میله ای زندانی بودم . نمی دونم جرم من چه بود که من را زندانی کرده بودند . بعد ها یکی از زندانی های سلول بقلی به من گفت به خاطر آوازی که اجداد من خوانده بودند من محکوم به حبس ابد شده ام یا بهتر است بگویم که کل خانواده من محکوم به حبس ابد شده اند .

به ادامه مطلب مراجعه کنید

 


ادامه مطلب

حکمت ها 86/12/04

چرا از مرگ می ترسید ؟ چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید؟ چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید ؟ مپندارید بوم نا امیدی باز ببام خاطر من می کند پرواز مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است ...

***

خدايا! من در کلبه فقيرانه خود چيزي دارم که تو در عرش کبريايي خود نداري. من چون تويي دارم و تو چون خود نداري

***

الهي درشب فقرم بسوزان ولي محتاج نامردان مگردان عطاکن دست بخشش همتت را خجل ازروي محتاجان مگردان

نوشته شده توسط خواهر م فاطیما


ترانه 86/12/04

ترانه من برای تو عاشقانه است چون تو زیباترین و مهربانترینی...............

نوشته شده توسط ناخدا


بیا ... 86/12/04

بیا که دیده ام ار انتظار لبریز است
کویر سینه تفتیده ام عطش خیز است
شکوه رویش سکر آور بهارانی
که بی طراوت رویت بهار پاییز است
همیشه خاطر ما آشیان یاد تو باد
که در هوای تو پرواز خاطر انگیز است
دلم ز حلقه رویت رها نمی گردد
که گیسوان بلند بتان دلاویز است
ز کوچه سار دیار دلم عبور نکرد
بغیر دوست که این کوچه کوی پرهیز است
بخوان که نغمه تو معجز مسیحایی است
نوای گرم تو شور آور و شکر بیز است
برای حضرت مهدی(عج)

نوشته شده توسط خواهرم زهرا


خلوت 86/12/04

خلوتی داریم و با اندوه خود سر میکنیم
آیه های عشق را پیوسته از بر میکنیم
گفتنش تلخ است گاهی غنچه های مهر را
بی تبسم بر نسیم باغ پر پر میکنیم
سفره های سوگ را در سینه ها تا کرده ایم
مرگ باورهایمان را دیر باور میکنیم
با دل دریایی مان باکمان از موج نیست
سینه را در رودبار درد بستر میکنیم
تیرک این خیمه را گیرم زپا انداختید
پلای دیواری دگر الله اکبر میکنیم

نوشته شده توسط خواهرم زهرا


هوش 86/12/04

از هوش مومن بهراسی که با نور خدا می نگرد!

نوشته شده از دوست خوبم استاد سیس


ای بابا ... هرکی بوده خیلی نامرد بوده ... 86/12/03

 نامردی بد دردیه ... مگه نه ...

سلام دوستان

جدیدا متوجه شدم که کسی به جای من پیغام هایی می گذارد و متن های سبکی هم می نویسد ... خصوصا برای خانم ها ... دوستان من من اگر قرار بود از این کارا بکنم حداقل خودم را به عنوان یک طلبه معرفی نمی کردم ... در هر صورت از همه ممنون ... خواهشا اگر در جایی پیغام مشکوکی دیدید به من هم خبر دهید ... ببخشید

 

bakhsh khareje keshvar

salam

dostan motevajeh shodam ke kasi az taraf man peigham jali mi ferestad ... dar veblagh ha ... khaheshan tavajoh na konid ... mamnon


گرد جنون 86/12/03

در باغ دلم گرد جنون می ریزی

سرسبز ترین گیاه این جالیزی

از ساقه تو به آسمان خواهم رفت

ای دوست

تو لوبیای سحر آمیزی ...


پند 86/12/03

چیزی وجود ندارد که چشم تو بر آن بیفتد و پند و عبرتی در آن نباشد .

امام موسی کاظم (ع)


باد ... خوب جون مادرت گوش کن ... باد با تو هستم ها 86/12/01

ای باد !

برسان صدای من را

شاید در دور دست کسی باشد

که بشنود حرف دلم را

آن دور ها اندر خم کوچه ها

می دانم کسی هست

که بخواهد بشنود سخنم را

ای باد !

برسان به گوشش

"نالانم و گریانم

بهر تو من دیوانه "

این و خودم نوشتم ... آخه امروز استادمون نیومده بود ... من هم نشستم و این رو نوشتم ... بعدش هم تا کلاس بعدی خوابیدم ... راستی داشتم اینو تایپ می کردم هواسم پرت شد ناهارم سوخت ... حالا اگه جرات دارید خوشتون نیاد ...


اخبار خارجی سیاسی 86/12/01

 روزنامه ها آرتص از قریب الوقوع بودن انتقام حزب الله خبر داد

اسرائیل :

حماقت کردیم ، ترور مغنیه بازی با آتش بود

سید حسن نصر الله خطاب به شهید مغنیه :

نیازی به سوگند خوردن من نداری ، اما هرگز به صهیونیست ها مجال نخواهیم داد که حتی از جنایت خود پشیمان شوند .

***

مرگ ناگهانی سردبیر هتاک مجله سوئیسی

این سردبیر هتاک روزی که سکته کرد ، در مصاحبه با تلویزیون و رسانه های سوئیسی ، از تصمیم خود مبنی بر انتشار کاریکاتور های توهین آمیزحمایت کرده بود .

کیهان و پرتو ۱ / ۱۲ / ۸۶


اخبار خارجی 86/12/01

اعتراض کشاورزان پرو به توافقنامه تجارت آزاد با آمریکا

***

به گذارش ایسکانیوز ، یک هوادار رفتار انسانی که هنوز نامش فاش نشده تصویر های تکان دهنده ای در باره وضعیت غیر بهداشتی کشتارگاه بزرگ "هال مارک" آمریکا تهیه کرد و در اختیار رسانه های خبری گذاشت . مدرک های مربوط به بسته بندی گوشت این کارخانه نشان می دهد کارگران ، گاو ها را در کشتار گاه شکنجه می دهند و در وضع بسیار غیر بهداشتی ، سلاخی می کنند .

کیهان چهارشنبه 1 / 12 / 86


اخبار دوم خردادی ها 86/12/01

گفت و گوی خواندنی زیبا کلام با یک پایگاه اپوزیسیون

صادق زیبا کلام ، تحلیلگر سیاسی نزدیک به جریان دوم خرداد ، در گفتگو با یک پایگاه خبری ضد انقلاب در مورد وضعیت جریان سیاسی متبوعش در انتخوابات مجلس هشتم گفت :

اگر معجزه ای اتفاق بیفتد و 100 یا حتی 200 نماینده اصلاح طلب با رای مردم به مجلس راه پیدا کنند ، این سوال مطرح می شود که این نمایندگان چه کاری می توانند انجام بدهند ؟ شما ببینید هنوز اصلاحات تعریف نشده ، این ها با چه برنامه ای می خواهند در مجلس پیش بروند ... برای افکار عمومی سوال است دوم خردادی ها که یک روز با هاشمی دشمنی علنی می کردند چطور امروز خود را حامی وی می دانند !

پرتو ۱ / ۱۲ / ۸۶

فاطمه کروبی :

زیادی نامزدهای اصلاح طلب برای ما دردسرساز شده است .

کیهان ۱ / ۱۲ / ۸۶


خارجی علمی و مذهبی 86/12/01

رهبر کلیسای ارتدوکس شهر یکاترینبرگ روسیه :

حفظ حجاب دستور الهی است .

پرتو 1 / 12 / 86

***

تاثیر حجاب بر سلامت مو

نتایج جدید ترین مطالعات در غرب نشان می دهد پوشش سر و حجاب زنان نتنها باعث ریزش مو نمی شود بلکه به حفظ مو نیز کمک می کند .

به گذارش آریا در این تحقیق به زنان در غرب توصیه شده است در طول روز برای حفظ سلامت مویشان آن را بپوشانند . بر اساس این تحقیق علمی پوشانیدن سر سبب می شود مو از ذرات گرد و غبار و دیگر آلاینده های موجود در هوا محفوظ بماند . همچنین پوشانیدن سر به حفظ مو در برابر تغییرات آب و هوایی به ویژه در برابر رطوبت که در ضعیف شدن مو ماثر است کمک می کند بر این اساس گذشته از ابعاد دینی حفظ حجاب در بین زنان سلامت مو ها را نیز تضمین می کند .

یا لثارات 1 / 12 / 86


قاب 86/12/01

کاغذ سفید را هر چه قدر هم که تمیز و زیبا باشد کسی قاب نمی گیرد ، برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت

نوشته شده توسط خواهرم فاطیما


عصیان 86/12/01

عصيان ميگه :

برخيز كه تقدير است اين حادثه و دنيا
روزي به دل ما و روزي به كام شيطان

نوشته شده توسط عصیان


یار 86/12/01

اون وقت که به تنهاییت گریه می کردی نمی دونستی که تو تنها نیستی فقط یارت رو نمی بینی ولی اون همیشه با تو و در تو هست از رگ گردن هم به تو نزدیکتره.

نوشته شده توسط خواهرم افسانه


تنها ... 86/12/01

غم مخور تو ای دوست

من هم تنهایم

تنها در این عالم خاکی

تنها در این زمان تاریک

تنها می گردم

در این دنیای تاریک

تنها می گریم

در این شب های تاریک

این یه تیکه از شعریه که در تاریخ 1 / 1 / 85 نوشتم ، بقیش رو دیگه نمی نویسم چون اصلا ربطی به اولش نداره ...


» معرفی به دوستان
» پروفایل مدیر
»

RSS 2.0





Powered by WebGozar

Serch Google