|
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش امد بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی
داشته باشی برایت همچنان آرزو دارم دوستانی از جمله دوستان بد و ناپایدار، برخی نادوست، و برخی دوستدار که دستکم یکی در میانشان بیتردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است، آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، برایت نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، باورهایت را مورد پرسش قرار دهد، تا گاهی که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد، تا که زیاده به خودت مغرور نشوی و نیز آرزومندم مفیدِ باشی خیلی غیرضروری، نه تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد
تا تو را سرِ پا نگهدارد
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند چون این کارِ سادهای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند و با کاربردِ درست صبوریات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان هستی خیلی به تعجیل، رسیده نشوی و اگر رسیدهای، به جواننمائی اصرار نورزی و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنی پرندهای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی به وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد. چرا که به این طریق به رایگان احساس زیبائی خواهی یافت.
بفشانی امیدوارم که دانهای هم بر خاک هرچند خُرد بوده باشد و با روئیدنش همراه شوی
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی و برای اینکه سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است» فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی و در پایان اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی که اگر فردا خسته باشید، یا پسفردا شادمان باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید
نوشته شده توسط خواهرم بهاره
|