تبليغاتX
فرهنگ

فرهنگ

امضاء دختران اسرائیلی بر روی موشک هایی که بر سر کودکان فلسطینی ریخت ! این است دمکراسی !

اگر در یک جایی نسبت به آینده اطمینان نباشد ، انسان ها محکم به آینده می چسبند .

امروز ما با حرارت چهلمین سالگرد تاسیس دولتمان را گرامی می داریم ؛ زیرا هیچ کس نیست که تضمین کند می توانیم هفتادمین ، شصتمین و یا حتی پنجاهمین سالگرد را جشن بگیریم .

بخشی از اظهارات یک نماینده مجلس اسرائیل در جشن گرامی داشت چهلمین سالگرد تاسیس اسرائیل که در سال 1988 برگزار شد .

 

حدود 80 الی 100 نفر زن و مرد و بچه کشته شده بودند . بچه ها را با چوب به سرشان زده و به قتل می رساندند . در روستا ها زنان و مردان را در خانه ها حبس می کردند ، بدون این که به آنها غذا و آب بدهند ؛ سپس توسط تیم های تهاجمی آن خانه ها را منفجر می کردند . یک فرمانده ، به سربازی دستور داد ، دو زن را در داخل خانه ای که قرار بود منفجر کنند ، حبس نماید . در این اوضاع یک سرباز دیگر اظهار می داشت ، قبل از کشتن یک زن عرب به آن تجاوز کرده است . یک زن عرب را که تازه زایمان کرده بود ، مجبور کردند ، چند روز اطراف مقر نظامیان اسرائیل را تمیز کند ؛ سپس آن زن و بچه اش را با هم کشتند . فرماندهانی که آموزش های عالی دیده و به خوبی تربیت شده بودند ، به طوری که می شد به آنها عنوان نظامیان بزرگ را اطلاق کرد ، اکنون به قاتل های جانی تبدیل شده بودند . آنها ناخواسته به این وضعیت ، یعنی اتفاقات وحشتناکی که به وقوع پیوست ، نیفتاده بودند ؛ بلکه بر عکس ، با آگاهی از اصول نسل کشی و نابود کردن دست به این کار زدند . بنا به اعتقاد آنها هرقدر عرب در دنیا کم باشد . همان قدر دنیا بهتر خواهد بود .

سطر های بالا ، که در روزنامه (Davar) اسرائیل منتشر شده است ، خاطرات یک سرباز اسرائیلی است ، که در هنگام اشغال روستایی به نام ( دوئیما ) در سال 1948 شاهد آن بوده است .

 

برگرفته از کتاب (استراتژی اسرائیل در خاورمیانه "اکراد برگ امتیاز اسرائیل") نوشته هارون یحیی

آیا باز هم به آمریکا (بزرگترین مدافع اسرائیل) اعتماد دارید ؟ کسانی که حتی از بازگو کردن جنایات خود ترسی ندارند ! آیا به سازمان ملل اعتماد دارید ؟! ما حقوق بشر را رعایت نمی کنیم یا آنها ؟!

اگر هوشیار نباشیم عاقبت فلسطین ، لبنان ، افغانستان و عراق در انتظار ما خواهد بود !

هنوز تاریخ و رسانه ها تجاوز بیگانگان به زنان و دختران مسلمان را فراموش نکرده اند !

مسلمان ایرانی آیا وقت بیداری و به پا خواستن نیست ؟!

کودکان فلسطینی بعد از دریافت هدایای دختران صهیونیست !

+ نوشته شده در 87/05/24 2:41 توسط حجه الاسلام مهدی زبردست برزین |


آلبوم تصاویر من ...

 

مشهد - کوه سنگی   مشهد - کوه سنگی   مشهد - کوه سنگی   مشهد - کوه سنگی   مشهد - قدمگاه   مشهد - قدمگاه

برای دیدن تصویر بزرگ بر روی آن کلیک کنید ...

+ نوشته شده در 87/05/17 21:27 توسط حجه الاسلام مهدی زبردست برزین |


بیو تروریسم

به نام خدا

تعریف بیو تروریسم

بیو تروریسم عبارت است از : کاربرد تهدید آمیز مواد بیولوژیکی برای ایجاد مرگ و میر و یا خسارت و ایجاد و انتشار ترس و وحشت در یک فرد یا گروه خاص یا یک جمعیت ، برای مقاصد سیاسی ، ایدئولوژیکی ، اقتصادی و یا حتی انگیزه های شخصی .

اغلب مواد بیولوژیک مورد استفاده از طبیعت به دست آمده است . البته می توان با دستکاری های ژنتیکی مختلف آنها را تقویت نمود تا از نظر بیماریزایی در جمعیتهای انسانی و مقاومت به واکسنها و داروها خطرناکتر شوند .

تاریخچه

جنگهای بیولوژیک را می توان به 3 دوره تقسیم کرد :

1 ) دوران اولیه ( 200 سال قبل از میلاد مسیح و تا آغاز قرن بیستم )

2 ) دوران نوین

3 ) دوران کنونی

دوران اولیه

اولین اسناد ثبت شده از کاربرد میکرو ارگانیسمها به عنوان یک سلاح بیولوژیکی ، به رومیان مربوط می شود که از اجساد حیوانات مرده برای آلوده کردن چاهها و منابع آب دشمنان استفاده می کردند .

در متون قدیمی آمده است که هانیبال کوزه های پر از مار و عقرب را با منجنیق به سوی کشتی دشمنان پرتاب می کرد ، که با شکسته شدن کوزه ها ، این جانوران در کشتی پخش و باعث به هم ریختگی اوضاع می شدند . پس از آن ، طی یک حمله برق آسا کشتی تسخیر می شد .

مهمترین حادثه ای که در تاریخ از این نوع به وقوع پیوست مربوط می شود به قوم تاتار که در سال 1346 میلادی در شهر کافا که هم اینک Feodissia نام دارد با پرتاب کردن اجساد مردگان ناشی از طاعون ، توانستند مقاومت شهر را از بین ببرند . برخی از مورخان ، علت پیدایش اپیدمی مشهور طاعون در اروپا را که حدود 25 تا 40 ملیون کشته به جای گذاشت ، همین اقدام قوم تاتار می دانند .

در سال 1710 میلادی نیز روسها از همین روش ( روش قوم تاتار ) در حمله به سوئد استفاده کردند .

در سال 1767 میلادی در مبارزات بین نیروهای فرانسوی و بومیان آمریکا ( سرخپوستان ) ، نیروهای انگلیسی به فرماندهی جفری امرست با فریب دادن سرخپوستان آمریکایی و تحت پوشش اقدامهای صلح جویانه و مسالمت آمیز ، با دستان خود پتو و البسه و سایر ضروریات زندگی را به آنها هدیه دادند ، اما در حقیقت آن پتو ها و وسایل از بیمارستانی که از مبتلایان به آبله نگهداری می کرد ارسال شده بود ؛ و در نهایت باعث ایجاد اپیدمی آبله در بین سرخپوستان گردید که نسبت به آن حساس بودند و سرانجام بیش از 90 درصد آنها کشته شدند و نیروهای فرانسوی که در حقیقت از طرف اروپا به این جنگ فرستاده شده بودند ، بر سرخپوستان آمریکایی غلبه یافتند . ( نکته مهم در این طرح این بود که نیروهای انگلیسی از مصون بودن خود نسبت به این بیماری مهلک ( به علت مایه کوبی نیروهای اروپا ) و حساس بودن سرخپوستان به آن ، نهایت استفاده را کردند . )

دوران نوین

از سال 1918 میلادی آغاز می شود .

از اولین اقدامهایی که در دوران نوین کاربرد این سلاح ها انجام شد ، تشکیل واحد 731 در ارتش ژاپن به عنوان متولی امر تحقیق در مورد این سلاح ها و یافتن نمونه قدرتمند برای ارتش ژاپن بود . در سال 1931 میلادی ژاپن برنامه های بیولوژیکی خود را گسترش بیشتری داد . به همین منظور ، واحد 731 در منچوری یک پایگاه مخفی برای آزمایش مستقیم بر روی انسان ( اسیران جنگی ) تشکیل داد که فقط برخی از آزمایشهای بیولوژیکی این گروه یا در واقع جنایت های آنها در تاریخ ثبت شده است .

در شروع جنگ جهانی دوم ، در سال 1941 هواپیماهای ژاپنی ، کک های آلوده به طاعون را در قسمتهایی از چین پراکنده ساختند .

بر اساس شواهد تاریخی ، واحد 731 ارتش ژاپن حدود 400 کیلوگرم عامل آنتراکس را به صورت بمبهای ویژه آماده استفاده داشت .

دولت آمریکا در پایان جنگ جهانی دوم و درجنگی کاملا تبلیغاتی به افشاگری اعمال این گروه و محکوم کردن دولت ژاپن پرداخت ولی در مقابل طی یک محاکمه نمادین ، علاوه بر بخشش و عفو دانشمندان این گروه ، حاضر به فراهم کردن امنیت آنها شد به این شرط که تمامی اطلاعات و تجربیات به دست آمده توسط این گروه ، در خدمت برنام ههای بیولوژیکی دولت آمریکا قرار گیرد .

تاریخ مسلما این عمل دولت آمریکا را فراموش نخواهد کرد و جنگهای تبلیغاتی امروز آمریکا را که حتی پا را فراتر نهاده و به کشتار مردم بی دفاع پرداخته است ، در نظر خواهد داشت .

دوران کنونی

پس از جنگ جهانی دوم ، دنیا وارد مرحله جدیدی به نام جنگ سرد شد . در این مرحله انگلستان بیز با جدیت سرگرم اجرای پروژه های متعددی در زمینه سلاح های بیولوژیک بود . آنها به خصوص بر روی اسپورهای آنتراکس و میزان تخریب و گسترش آن به وسیله بمبهای انفجاری کار می کردند .

واقعه ای که توجه جهانیان را به این فعالیت ها بیش از پیش جلب نمود ، اجرای آزمایش پخش اسپور آنتراکس به وسیله بمبهای انفجاری در جزیره غیر مسکونی گرینارد در غرب اسکاتلند بود . ولی تا سال 2000 میلادی در خاک این جزیره اسپورهای آنتراکس پیدا می شود . ( این تحقیق برای آن زمان است و شاید هنوز هم باقی باشد ، باید به محققین مراجعه شود . )

برنامه های بیولوژیک آمریکا نیز از سال 1941 شتاب گرفت . در سال 1943 در پی برنامه های آلمانها و ژاپنیها ، سردمداران دولت آمریکا با شدت بیشتری به پیگیری این تحقیقات پرداختند . این کشور برنامه های خود را در کمپ دتریک که امروزه فورت دتریک نامیده می شود ، متمرکز کرد .

آمریکا آزمایش های مخفیانه ای بر روی مناطق پرجمعیت با عوامل کم خطر یا بی خطر مثل باسیلوس گلوبیجی ، سراشیا مارسنس و ذرات خنثی انجام می دادند .

یکی از بزرگترین آزمایش های مخفیانه ارتش آمریکا ، پخش سراشیا مارسنس در شهر سانفرانسیسکو به صورت 5000 ذره در دقیقه بود که در نتیجه آن ، یکنفر فوت نمود و 10 نفر دیگر در بیمارستان بستری شدند .

در سال 1966 ، در ادامه این تحقیقات ، در سیستم متروی شهر نیویورک اسپورهای باسیلوس سابتیلیس پخش شد تا سیستم مترو از نظر امنیت ارزیابی شود . نتایج نشان داد که تمامی تونلهای مترو تنها با آلوده کردن یک ایستگاه می تواند آلوده بشود .

در سال 1979 ، ساکنان شهر سوردلوسک در شوروی سابق ، شاهد یک انفجار بزرگ در تاسیسات نظامی شماره 19 ارتش شوروی بودند . چندین روز بعد در بین مردم این شهر تب و مشکلات تنفسی منتشر گردید تا اینکه تعداد مرگ و میر افراد به حدود 40 نفر رسید . دولت شوروی علت مرگ ساکنان شهر را مصرف گوشت آلوده گاو اعلام کرد . در نهایت تعداد کل تلفات به یکهزار نفر رسید . در سال 1992 رئیس جمهور وقت روسیه ، بوریس یلتسین ، در یک کنفرانس مطبوعاتی اعتراف کرد که ارتش سرخ در آن واحد نظامی به صورت مخفیانه یک برنامه گشترده بیولوژیکی انجام می داده است .

در بین سال های 1980 تا 1990 ، کاربرد سلاح های بیوتروریستی به صورت پراکنده بود که از آنها می توان به استفاده شوروی از سم مهلک ترایکوتسن تی دو ( باران زرد ) علیه مجاهدین افغانی ، استفاده آمریکا از عامل میکروبی تب خوک علیه انقلابیون کوبا ، استفاده رژیم اشغالگر قدس از عامل بیولوژیکی علیه دختران خردسال فلسطینی در سال 1982 میلادی نام برد .

مهمترین رویداد بیوتروریسم در هزاره جدید ، پخش نامه های حاوی اسپور آنتراکس در آمریکا بود :

در روز 18 سپتامبر سال 2001 اولین نمونه آ«تراکس پوستی به علت نامه پستی حاوی اسپور آنتراکس مشاهده شد که بیمار با مصرف آنتی بیوتیک بهبود یافت . از این زمان تعداد مبتلایان به آنتراکس پوستی افزایش یافت تا این که در دوم اکتبر ، 2 مورد آنتراکس تنفسی به عنوان اولین نمونه های آنتراکس تنفسی سالهای اخیر آمریکا گزارش شد و در پی آن روبرت استیونس نتوانست در مقابل این بیماری مهلک دوام بیاورد و اولین قربانی بیوتروریسم در هزاره جدید نام گرفت .

از این تاریخ به بعد تعداد نامه های ارسالی آلوده به قسمتهای مختلف آمریکا ، از جمله به مجلس سنای آن کشور نیز افزایش یافت و تعداد قربانیان نیز رو به افزایش گذاشت . در اواسط ماه اکتبر باز هم 2 کارمند اداره پست به علت آ«تراکس تنفسی جان باختند و تقریبا بسیاری از اداره های فدرال برای مدت نامعلومی تعطیل شدند . وزارت بهداشت آمریکا در اواخر ماه اکتبر شروع به تجویز آنتی بیوتیک سیپروفلوکسوساسین در یک دوره 10 روزه به بیش از 2200 نفر از کارمندان پست کرد و از طرفی در بین ارتش و نیروهای نظامی نیز تجویز واکسن آغاز شد .

این وحشت و فاجعه در بین کارکنان اداره پست و سایر شهروندان عادی به حدی بالا گرفت که شرکت سازنده داروی سیپروفلکسوساسین حاضر شد 100 ملیون قرص را تقریبا به نصف قیمت اولیه در اختیار دولت قرار دهد ؛ یعنی چیزی معادل 100 ملیون دلار تنها برای پیشگیری دارویی در مقابل این حمله بیوتروریستی !

تاریخچه جنگهای بیوتروریستی از بیش از 200 سال قبل از میلاد مسیح - از زمانی که آدمی به یاد دارد - آغاز شده و همچنان ادامه دارد ، اما پایان آن نامعلوم است .

برگرفته از کتاب آشنایی با بیوتروریسم - گرد آورندگان : دکتر کیارش قزوینی و همکاران - انتشارات آستان قدس رضوی - به نشر

آیا توجه کردید که تمام حملات و تحقیقات از جانب غرب و خصوصا آمریکا صورت گرفته ، خصوصا برای تصرف قاره آمریکا و کشتار و نسل کشی سرخپوستان ، صاحبان اصلی قاره آمریکا . حال چگونه این کشور با این سابقه خوف انگیز داعیه آزادی و برابری دارد ؟ و چگونه می خواهد صلح و آزادی را به تمام دنیا صادر کند ؟!

+ نوشته شده در 87/05/10 4:12 توسط حجه الاسلام مهدی زبردست برزین |


بسم الله الرحمن الرحیم

غیر فابل چاپ ، واقعا غیر قابل چاپ بود !

غیر قابل چاپ کتابی دارای یک صد صفحه با نه داستان کوتاه ، کتابی که تا کنون به چاپ یازدهم رسیده یعنی از سال 82 تا سال 86 و همین است که خواننده همچنان این دغدغه ذهنی را دارد که چرا کتابی تا این اندازه خواننده پیدا کرده است و همچنان به دنبال علت می گردد .

تنها راه برای پیدا کردن علت خواندن کتاب است ، ما هم همین کار را کردیم و کتاب را با دقت مطالعه کردیم ، نه داستان جذاب که خواننده را با خود همراه می کند در تمامی لحظات و او ار با خود به اعماق می برد و در لایه های خود غرق می کند ، در این نه داستان تماما به مشکلات اجتماعی پرداخته شده و جالب اینجاست که در این کتاب شش داستان مستقیم و یک داستان غیر مستقیم از یک داستان از همین کتاب سرچشمه گرفته به نام "همیشه پای یک زن در میان است" به این معنی که در تمام داستان ها جریان بر سر یک زن است و زن شاکله داستان را ایجاد کرده که اگر آن زن نبود داستان هم منطقا نمی توانست خلق شود .

در داستان "شبیه یک هنر پیشه خارجی" مرد از زن که به شدت احساس زیبایی میکرد ، پرسید :

ببخشید ! شما شارون استون نیستید ؟

زن با اشوه گفت : نه ... ولی .

و در داستان "آناهیتای شرقی" اولین چیزی که توجه را جلب می کرد ، عینک آفتابی زن بود و بعد ، کیسه های پلاستیکی که پیدا بود از فرط خستگی آنها را پیش پایش بر زمین گذاشته است .

و در داستان "من به یک لیلی محتاجم" سعید گفت : این که مشکل نیست . یک آگهی در روزنامه می دهیم با این عبارت که : (به یک لیلی تمام وقت با حقوق مکفی نیازمندیم.) البته اگر چه این داستان مستقیم با زن کاری ندارد و اشتباه دوستان فواد است که فکر می کنند فواد زن می خواهد ، ولی در عین حال همواره جایی از رد پای زن در این داستان هست .

و در داستان "چشم در برابر چشم" زیبایی فقط در چشمان زن نبود . اما آنچه در نگاه اول ، مرد را واله کرد ، فقط چشمهای زن بود .

قد بلند و کشیده ، اندام موزون ، پوست سفید و لطیف ، صورت خوش ترکیب ، بینی متناسب و لب و دهان ملیح ... .

در داستان "لباس خواب صورتی" زن ، نه اینکه حرف مرد را نفهمیده باشد ، باورش نشده بود ، برای همین دوباره پرسید :

یعنی من چه کار باید بکنم ؟

در داستان "راه چهارم ، تلخ تر از زهر" مرد پک عمیقی به سیگارش زد و گفت : یک راه ، کشتن توست .

زنی که به همسرش خیانت کرده است .

زن که کنار پنجره ایستاده و تانیمه آن را باز کرده بود ، وحشتزده به طرف مرد برگشت و گفت : اینطور نیست . ... .

در داستان "همیشه پای یک زن در میان است" همیشه و در همه اتفاقات ، پای یک زن در میان است .

این ، باور جاودانه و حکم قطعی و خدشه ناپذیر پدر من است در همه حوادث گذشته و حال و آینده .

در داستان "غیر قابل چاپ" وارد دفتر که شدم منشی هیجان زده و شتابناک پیش دوید و گفت :

وزیر برنامه وبودجه با شما کار فوری دارن ... .

حرف نهایی این بود که : خانمی به اسم پری خلعت پور نمایشنامه بسیار زیبایی نوشته اند که من (جناب وزیر) دوست دارم توسط دفتر انتشاراتی شما منتشر بشه .

همانگونه که ملاحظه شد در این نه داستان شش داستان (شبیه یک هنر پیشه خارجی ، آناهیتای شرقی ، چشم در برابر چشم ، لباس خواب صورتی ، راه چهارم تلخ تر از زهر و غیر قابل چاپ) به طور مستقیم و داستان من به یک لیلی محتاجم غیر مستقیم برگرفته از دید داستان همیشه پای یک زن در میان است می باشد .

مساله دیگری که در این داستان ها ( آناهیتای شرقی ، لباس خواب صورتی ، همیشه پای یک زن در میان است ) قابل توجه می باشد ، این است که راوی داستان را بسیار روشن و واضح نقل می کند با جسارتی بس عجیب و قابل تامل . این سه داستان به گونه ای نوشته شده که گویا هیچ گونه توجهی به خواننده و مخاطب خود ندارد ، چرا که سبک داستان بسیار ساده و روان می باشد و هر کسی به راحتی متوجه محتوا و منظور نویسنده خواهد شد ، حال چگونه است که نویسنده هیچ توجهی به مخاطبان خود نکرده ؟!

برای روشن شدن ادعای خود از کتاب استفاده می کنم :

آنهاهیتای شرقی

گفت (زن) : ممنونم . همین مقدار هم غنیمته . بخصوص که فرصتیه برای گپ و گفت صمیمانه . ص 16

و ادامه دادم : سوار ماشین شدی و همین حرفهای امروز رو با همین آب وتاب تعریف کردی . اون روز هم من قصد داشتم تو رو تاجایی که تو مسیرمه برسونم ولی مثل امروز آنقدر خواهش و تمنا کردی و چشم و ابرو آمدی تا منو به همین کوچه آناهیتای شرقی کشوندی .

...

گفتم اون روز تاپ قرمز پوشیده بودی با استرچ مشکی . سوار که شدی دکمه های مانتوتم بازکردی و گفتی که از بدن سازی می آی . کافیه یا بازم نشونی بدم ؟ ص 21

گفتم : شوهر نداری ؟

گفت : چرا . اونم یه بی غیرتیه مثل بقیه مردا . تشویقم میکنه وقتی این پولارو می برم خونه . ص 24

گفتم : نمی ترسی یه وقت بلایی سرت بیاد ؟

گفت : کم بلا سرم نیومده . ولی کسی که پا به این راه میگذاره باید پیه همه چی رو به تنش بماله . ص 25

لباس خواب صورتی

زن ناباورانه گفت : یعنی تو این همه پول رو به من می دی که من لباسی رو یک بار پیش روی تو بپوشم . همین ؟!

مرد گفت : همین .

زن گفت : منم که حرفی ندارم ، قبول هم کرده ام . اما ... ص 51

به اولین زنی که پیش رویم سبز شود پیشنهاد پوشیدنش را می دهم و خودم را از این عقده خلاص می کنم . ص 52

همیشه پای یک زن در میان است

راستش هر روز پرونده های متعدد منکراتی از مرد و زن و پیر و جوان به شعبه ما ارجاع می شود .

آقای رئیس در مورد خانم ها خیلی حساسند و معتقدند که تا خانم ها اصلاح نشوند ، جامعه اصلاح نمی شود . این است که برای اصلاح و تربیت خانمها وقت مجزا می گذارند .

هر روز خارج از وقت اداری ما یکی از همین خانم ها را دعوت می کنیم تا آقای رئیس هدایتشان کند . اینها اغلب خانم هایی هستند که در مجالس عیش و عشرت یا کنار خیابان دستگیر شده اند .

روزی نیست که آقای رئیس برای نصیحت این خانم ها وقت نگذارند و من یقین دارم که از این بابت پولی هم از دولت نمی گیرند .

هر روز از ساعت دو و سه بعد از ظهر تا شش و هفت و گاهی هشت شب ، در اتاقشان را قفل می کنند و به نصیحت و هدایت این خانم های منحرف می پردازند ... . ص 72 و 73

من خود شاهد بودم که بعضی از زنها وقی از اتاق در می آمدند ، همینطور اشک ندامت می ریختند ... .

بعضی می خندیدند ... .

برخی هم البته نصیحت پذیر نبودند ... . ص 75

با توجه به آنچه گفته شد ، آیا نویسنده گمان می کرده این کتاب را نیروی انتظامی مطالعه میکند ، یا دادگستری ؟! آیا نویسنده توجه به سن خوانندگان خود نداشته که مطمانا غالبا جوان و حتی اکثرا مجرد می باشند ؟! آیا این نحو نوشتن با ادبیات سازگار است و درخدمت گرفتن ادبیات برای اشاعه فحشا نمی باشد ؟!

آیا ادبیات به این معناست که ما روابط نامشروع زن و مرد را به راحتی با به تصویر کشیدن ذهنی در اختیار مخاطبان قرار دهیم ؟!

ممکن است که عده ای بگویند این داستان ها تنها خواسته اند تا وضعیت منحط جامعه را نشان دهند ! ولی آیا واقعا اینگونه است ؟! آیا قرآن هم با این جسارت مطالب را بیان کرده و وضعیت منحط جوامع را بیان داشته ؟! آیا داستان قوم لوط و حضرت یوسف بهترین نمونه برای داستان نویسی نیست ؟! در کجای این دو داستان در قرآن روابط کاملا واضح و روشن گشته است ؟!

آیا یک نویسنده چنین اختیاری دارد که راه و رسم گناه را در اختیار قشر جوان جامعه قرار دهد ؟! آیا این کتاب خود مشوق جوانان به گناه نیست ؟! آیا این کتاب تحریک کننده نیست ؟!

مطلب دیگری که در این مجموعه دیده می شود توهین به قوه قضائیه ، نیروی انتظامی ، موسسات و سازمان های دولتی و مردم فقیر و به قول امام خمینی پابرهنه می باشد .

بنا بر روشی که داریم از خود کتاب استفاده می کنیم .

شبیه یک هنر پیشه خارجی

زن آینه کوچکی از کیفش در آورد و با دستمال کاغذی خرده ریمیل های زیر چشمش را پاک کرد و در حالیکه آینه را در کیفش می گذاشت ، گفت : یه مزاحم حرفه ای ! خوب شد که به دام افتادی .

افسر نگهبان گفت : البته با درایت نیروی انتظامی و تعقیب و مراقبت خستگی ناپذیر بر و بچه ها.

زن با تعجب گفت : بله ؟!

افسر نگهبان گفت : خب البته ما شما رو هم از خودمون می دونیم .

زن با اشوه گفت : وا ؟! چایی نخورده فامیل شدیم . ص9

افسر نگهبان پس از مروری کوتاه به زن گفت : این شماره تلفن منزله ؟

زن گفت : بله ، خونه خودمه .

افسر نگهبان گفت : اگه ممکنه شماره موبایل رو هم بدین . شاید لازم بشه .

زن خواست کاغذ را پس بگیرد که افسر نگهبان کاغذ کوچکی را به او داد و گفت : روی همین هم بنویسین کفایت می کنه .

مرد گفت : منم لازمه شماره موبایل بدم ؟!

افسر نگهبان مکثی کرد و گفت : خب بدین . اشکال نداره .

مرد گفت : آخه من مبایل ندارم . ص 10 و 11

زن به افسر نگهبان گفت : من می خوام شکایتمو پس بگیرم . واقعا حوصله دادگاه و درد سر و این حرفها رو ندارم . این کاغذ ها رو هم پاره کنین بریزین دور .

افسر نگهبان گفت : نمی شه . قانون وظیفه خودشو انجام می ده .

زن با تعجب پرسید : وقتی من از شکایتم صرفنظر کنم ...

افسر نگهبان گفت : باشه . تکلیف قانون چی می شه ؟!

مرد گفت : قانون که شماره موبایل ایشون رو داره .

افسر نگهبان نشنیده گرفت و به زن گفت : مشکله . ولی خودم یه جوری حلش می کنم . ص 12 و 13

همیشه پای یک زن در میان است

 

راستش هر روز پرونده های متعدد منکراتی از مرد و زن و پیر و جوان به شعبه ما ارجاع می شود .

آقای رئیس در مورد خانم ها خیلی حساسند و معتقدند که تا خانم ها اصلاح نشوند ، جامعه اصلاح نمی شود . این است که برای اصلاح و تربیت خانمها وقت مجزا می گذارند .

هر روز خارج از وقت اداری ما یکی از همین خانم ها را دعوت می کنیم تا آقای رئیس هدایتشان کند . اینها اغلب خانم هایی هستند که در مجالس عیش و عشرت یا کنار خیابان دستگیر شده اند .

روزی نیست که آقای رئیس برای نصیحت این خانم ها وقت نگذارند و من یقین دارم که از این بابت پولی هم از دولت نمی گیرند .

هر روز از ساعت دو و سه بعد از ظهر تا شش و هفت و گاهی هشت شب ، در اتاقشان را قفل می کنند و به نصیحت و هدایت این خانم های منحرف می پردازند ... . ص 72 و 73

من خود شاهد بودم که بعضی از زنها وقی از اتاق در می آمدند ، همینطور اشک ندامت می ریختند ... .

بعضی می خندیدند ... .

برخی هم البته نصیحت پذیر نبودند ... . ص 75

پدر می گوید : ماجرای شکایت .

سربندی یادش می آید : آهان . بله . یکی از خانمها که به اتاق نصیحت رفته بود ، ظاهرا خانم مهمی بود . از آن خانم هایی که روزها از حقوق زنان ، دفاع می کند و شبها مجلس پارتی و عیش و عشرت راه می اندازند ...

...

آقای رئیس از لای در یک کاغذ به من دادند که همان شکایت از مجله بود ... .

... عرض کردم که ممکن است نعوذبالله این کار شما اشتباه باشد .

آقای رئیس فرمودند : مهم نیست . وقتی پای هدایت یک زن در میان است ، بقیه چیز ها مهم نیست . وقتی زن ها اصلاح شوند ، خود به خود جامعه هم اصلاح می شود .

غیر قابل چاپ

گفتم : جناب وزیر ! من اون کار و مطالعه کردم . کار بسیار ضعیفیه . اشکالات فاحش تاریخی داره ، ضعف های تکنیکی و وحشتناک داره و اصلا از لحاظ ساختار دارم ... ص 91

با لحن جدی و قاطع گفت : من به شما توصیه می کنم که کار ایشون رو یک بار دیگه بخونید و حتما با خودشون هم یک دیدار داشته باشین . من که خودم این همه به کشور های مختلف سفر کرده ام تا به حال کار به این زیبایی ندیده ام . می دونید به قول مقاطعه کار ها فوندانسیون کار خیلی درسته . ص 92

جناب رئیس (اتحادیه) بی مقدمه گفت :

با همه درخواستهات موافقت کردم .

و قبل از اینکه من کاملا شاخ در بیاورم ، ادامه داد :

ولی تو هم باید با یه در خواست من موافقت کنی ...

گفت : یه خانمی هست ، من دیدمش ، هنرمند برجسته ایه ، یه نمایشنامه داره ، دوست داره شما چاپش کنین .

گفتم : اسم این هنرمند برجسته ، پری خلعت پور نیست ؟

گفت : چرا خودشه . پس دیدیش ؟ ص 94

گفتم : حالا شما این کار رو دقیق بخون . منم قراره دوباره بخونم . بعد با هم صحبت می کنیم .

کاغذ درخواست های من را در کشوی میزش گذاشت و گفت :

باشه . پس اینها هم بمونه برای جلسه بعد .

گفتم : آخه اون درخواست ها بعضیهاش فوریه . کارها توی چاپخونه است ، منتظر کاغذه .

گفت : باشه چه اشکالی داره ؟ جلسه رو فوری تر می گذاریم ...

گفتم : پس حواله کاغذ های ما رو بی زحمت ...

گفت : آماده است نگران نباش . ص 95

منشی گفت : صبر کنین . آب قطع شده .

برگشتم : عجیبه ، سابقه نداشته تو این فصل ؟!

منشی گفت : زنگ زدم به آب منطقه ، گفتن تا شب آب نمی آد . ولی رئیس آب و فاضلاب می خواست با شما صحبت کنه ...

رئیس آب منطقه انگار منتظر بود . خودش گوشی را برداشت و منتظر ماند تا من صحبت کنم .

بعد از تعارف متداول گفت : مساله قطع آب ف یه نقص فنی کوچیکه که مهم نیست . تا چند دقیقه دیگه حل میشه . ولی کاری که من داشتم این بود که یک نمایشنامه ای هست می خواستم پیشنهاد کنم ...

گفتم : از خانم پری خلعت پور ؟

گفت : بله ، مگه سابقه شو دارین ؟

گفتم : نمایشنامه الان رو میز منه . چشم . انجام میشه . شما ترتیب آب رو اگه ممکنه ...

گفت : نه که ربطی داشته باشه ها ولی شما که دارین قول چاپ رو می دین آب رو هم وصل شده بدونین . حتی به شب هم نمی کشه . ص 97

قبل از اینکه رئیس دفتر شروع کند ، گفتم :

عزیز من ! جناب وزیر که خودشون اهل برنامه ان . می دونن که با این همه کار و برنامه ، من در طول روز نمی تونم مطالعه ای داشته باشم . لااقل یه شب به من مهلت بدن .

گفت : می خواستم به استحضارتون برسونم که جناب وزیر ، حدود صد میلیون برای اجرای طرح این نمایشنامه در سالن اصلی شهر اختصاص دادن . اگه بشه که همزمان با اجرا ، کتابش هم چاپ بشه خیلی مناسبه .

گفتم : به نظر شما این بودجه برای یک برنامه زیاد نیست ؟

گفت : آخه فقط یه برنامه نیست . بعد هم جناب وزیر معتقدن برای شاهکار های هنری هرچقدر هزینه بشه کمه .

گفتم : جناب وزیر از خودشون می پردازن این هزینه رو .

گفت : نه ، ردیف داره . می خواین ماده شو براتون بفرستم ؟ ص98

با این اوصاف خیلی برای من عجیب بود که یک چنین کتابی قابلیت چاپ را پیدا کند ، و حال این کتاب من را به یاد دو داستان از خودش می اندازد و با جرات می گویم یا پای یک زن در میان است و یا چنان قدرتی در کار بوده که این جسارت ها را نادیده گرفته اند .

وحال به یاد وصیت نامه اما خمینی افتادم که ایشان فرمودند :

م‌ـ راديو و تلويزيون‌و مطبوعات‌و سينماها و تئأترها از ابزارهاي‌مؤثر تباهي‌و تخدير ملتها، خصوصاً نسل‌جوان‌بوده‌است‌. در اين‌صد سال‌اخير بويژه‌نيمة‌دوم‌آن‌، چه‌نقشه‌هاي‌بزرگي‌از اين‌ابزار، چه‌در تبليغ‌ضد اسلام‌و ضد روحانيت‌خدمتگزار، و چه‌در تبليغ‌استعمارگران‌غرب‌و شرق‌، كشيده‌شد و از آنها براي‌درست‌كردن‌بازار كالاها خصوصاً تجملي‌و تزئيني‌از هر قماش‌، از تقليد در ساختمانها و تزئينات‌و تجملات‌آنها و تقليد در اجناس‌نوشيدني‌و پوشيدني‌و در فرم‌آنها استفاده‌كردند، به‌طوري‌كه‌افتخار بزرگِ فرنگي‌مآب‌بودن‌در تمام‌شئون‌زندگي‌از رفتار و گفتار و پوشش‌و فرم‌آن‌بويژه‌در خانمهاي‌مرفه‌يا نيمه‌مرفه‌بود، و در آداب‌معاشرت‌و كيفيت‌حرف‌زدن‌و به‌كار بردن‌لغات‌غربي‌در گفتار و نوشتار به‌صورتي‌بود كه‌فهم‌آن‌براي‌بيشتر مردم‌غيرممكن‌، و براي‌همرديفان‌نيز مشكل‌مي‌نمود! فيلمهاي‌تلويزيون‌از فرآورده‌هاي‌غرب‌يا شرق‌بود كه‌طبقة‌جوان‌زن‌و مرد را از مسير عادي‌زندگي‌و كار و صنعت‌و توليد و دانش‌منحرف‌و به‌سوي‌بيخبري‌از خويش‌و شخصيت‌خود و يا بدبيني‌و بدگماني‌به‌همه‌چيز خود و كشور خود، حتي‌فرهنگ‌و ادب‌و مآثر پر ارزشي‌كه‌بسياري‌از آن‌با دست‌خيانتكار سودجويان‌، به‌كتابخانه‌ها و موزه‌هاي‌غرب‌و شرق‌منتقل‌گرديده‌است‌. مجله‌ها با مقاله‌ها و عكسهاي‌افتضاح‌بار و أسف‌انگيز، و روزنامه‌ها با مسابقات‌در مقالات‌ضدفرهنگي‌خويش‌و ضداسلامي‌با افتخار، مردم‌بويژه‌طبقة‌جوان‌مؤثر را به‌سوي‌غرب‌يا شرق‌هدايت‌مي‌كردند. اضافه‌كنيد بر آن‌تبليغ‌دامنه‌دار در ترويج‌مراكز فساد و عشرتكده‌ها و مراكز قمار و لاتار و مغازه‌هاي‌فروش‌كالاهاي‌تجملاتي‌و اسباب‌آرايش‌و بازيها و مشروبات‌الكلي‌بويژه‌آنچه‌از غرب‌وارد مي‌شد. و در مقابل‌صدور نفت‌و گاز و مخازن‌ديگر، عروسكها و اسباب‌بازيها و كالاهاي‌تجملي‌وارد مي‌شد؛ و صدها چيزهايي‌كه‌امثال‌من‌از آنها بي‌اطلاع‌هستيم‌. و اگر خداي‌نخواسته‌عمر رژيم‌سرسپرده‌و خانمان‌برانداز پهلوي‌ادامه‌پيدا مي‌كرد، چيزي‌نمي‌گذشت‌كه‌جوانان‌برومند ما ـ اين‌فرزندان‌اسلام‌و ميهن‌كه‌چشم‌اميد ملت‌به‌آنها است‌ـ با انواع‌دسيسه‌ها و نقشه‌هاي‌شيطاني‌ به‌دست‌رژيم‌فاسد و رسانه‌هاي‌گروهي‌و روشنفكران‌غرب‌و شرقگرا از دست‌ملت‌و دامن‌اسلام‌رخت‌برمي‌بستند: يا جواني‌خود را در مراكز فساد تباه‌مي‌كردند؛ و يا به‌خدمت‌قدرتهاي‌جهانخوار درآمده‌و كشور را به‌تباهي‌مي‌كشاندند. خداوند متعال‌به‌ما و آنان‌منت‌گذاشت‌و همه‌را از شر مفسدين‌و غارتگران‌نجات‌داد.

اكنون‌وصيت‌من‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌در حال‌و آينده‌و رئيس‌جمهور و رؤساي‌جمهور مابعد و به‌شوراي‌نگهبان‌و شوراي‌قضايي‌و دولت‌در هر زمان‌، آن‌است‌كه‌نگذارند اين‌دستگاههاي‌خبري‌و مطبوعات‌و مجله‌ها از اسلام‌و مصالح‌كشور منحرف‌شوند. و بايد همه‌بدانيم‌كه‌آزادي‌به‌شكل‌غربي‌آن‌، كه‌موجب‌تباهي‌جوانان‌و دختران‌و پسران‌مي‌شود، از نظر اسلام‌و عقل‌محكوم‌است‌. و تبليغات‌و مقالات‌و سخنرانيها و كتب‌و مجلات‌ برخلاف‌اسلام‌و عفت‌عمومي‌و مصالح‌كشور حرام‌است‌. و بر همة‌ما و همة‌مسلمانان‌جلوگيري‌از آنها واجب‌است‌. و از آزاديهاي‌مخرب‌بايد جلوگيري‌شود. و از آنچه‌در نظر شرع‌حرام‌و آنچه‌برخلاف‌مسير ملت‌و كشور اسلامي‌و مخالف‌با حيثيت‌جمهوري‌اسلامي‌است‌به‌طور قاطع‌اگر جلوگيري‌نشود، همه‌مسئول‌مي‌باشند. و مردم‌و جوانان‌حزب‌اللهي‌اگر برخورد به‌يكي‌از امور مذكور نمودند به‌دستگاههاي‌مربوطه‌رجوع‌كنند و اگر آنان‌كوتاهي‌نمودند، خودشان‌مكلف‌به‌جلوگيري‌هستند. خداوند تعالي‌مددكار همه‌باشد.

+ نوشته شده در 87/05/06 23:41 توسط حجه الاسلام مهدی زبردست برزین |


آخرین تاریخ به روز رسانی : ۱۴ / ۵ / ۸۷ در ساعت ۲۰ : ۱۵

به نام خدا

در این پست قصد داریم به نظرات اهل سنت و خصوصا وهابیت بپردازیم ... قبل از هرچیز توجه داشته باشید که این پست در همین مکان هربار تکمیل تر میشود ... چراکه مطالب زیاد است ... لذا هربار به ادامه مطالب مراجعه کنید .

معرفی کتاب :

۱ ) الغدیر نوشته علامه امینی

۲ ) شبهای پیشاور نوشته مرحوم سلطان الواعظین شیرازی

۳ ) المراجعات نوشته سید عبد الحسین شرف الدین

۴ ) مجموعه کتاب های آقای تیجانی : همراه با راستگویان - از آگاهان بپرسید - اهل بیت کلید مشکل ها - آنگاه هدایت شدم و ... ( از انتشارت بنیاد معارف اسلامی قم )

۵ ) سلفی گیری ( وهابیت ) و پاسخ به شبهات ( از انتشارات مسجد مقدس جمکران )

مورد ۴ و ۵ خلاصه و بسیار مفید هستند و برای تحقیق الغدیر بسیار خوب می باشد .

تاریخچه وهابیت:

مسلک وهابى منسوب به شیخ محمد فرزند "عبدالوهاب" نجوى است و این نسبت از نام پدر او "عبدالوهاب" گرفته شده است.

به گفته برخى از دانشمندان، علت اینکه این مسلک را بنام خود شیخ محمد نسبت نداده اند یعنى "محمدیه" نگفته اند. این است که مبادا پیروان این مذهب نوعى شرکت با نام پیامبر (ص) پیدا کنند. و از این نسبت سوء استفاده نمائید.

شیخ محّمد در سال 1115 هجرى قمرى در شهر "عُیینَه" از شهرهاى "نجد" تولد یافت. پدرش در آن شهر قاضى بود. شیخ از کودکى به مطالعه کتب تفسیر و حدیث و عقائد سخت علاقه داشت، و فقه حنبلى را نزد پدر خود که از علماء حنبلى بود، آموخت.

وى از آغاز جوانى بسیارى از اعمال مذهبى مردم "نجد" را زشت مى شمرد در سفرى که به زیارت خانه خدا رفت بعد از انجام مناسک به مدینه رهسپار شد در آنجا توسل مردم را به پیامبر در نزد قبر آن حضرت انکار کرد سپس به نجد مراجعت نمود و از آنجا به بصره رفت به این قصد که از بصره به شام رود، مدتى در بصره ماند و با بسیارى از اعمال مردم به مخالفت پرداخت، ولى مردم بصره وى را از شهر خود بیرون راندند. در راه میان "بصره و شام" زبیر نزدیک بود از شدت گرما و تشنگى و پیاده روى هلاک شود، اما مردى از اهل زبیر مى خواست از زبیر به شام سفر کند ولى چون توشه و خرج سفر به اندازه کافى نداشت مقصد را عوض کرد و رهسپار شهر احسا شد و از آنجا آهنگ شهر حریمله از شهرهاى نجد را نمود.

در این هنگام که سال 1139 بود، پدرش عبدالوهاب از عینبه به حریمله انتقال یافته بود.

شیخ محمد، ملازم پدر شد و کتابهائى نزد او فرا گرفت و به انکار عقائد مردم نجد پرداخت به این مناسبت میان او و پدرش نزاع و جدال در گرفت همچنین بین او و مردم نجد منازعات سختى رخ داد و این امر چند سال دوام یافت تا اینکه در سال 1153 پدرش شیخ عبدالوهاب از دنیا رفت.

شیخ محمد پس از مرگ پدر به اظهار عقاید خود و انکار قسمتى از اعمال مذهبى مردم ادامه داد و جمعى از مردم حریمله از او پیروى کردند و کار وى شهرت یافت وى از شهر حریمله به شهر عینبه رفت، رئیس وقت عینبه عثمان شیخ محمد نیز در مقابل اظهار امیدوارى کرد که همه اهل نجد از عثمان بن حمد اطاعت کند.

خبر دعوت شیخ محمد و کارهاى او به امیر احسا رسید، وى نامه هایى براى عثمان نوشت که نتیجه اش این شد که عثمان عذر شیخ محمد را خواست.

شیخ محمد به او پاسخ داد که اگر مرا یارى کنى تمام نجد را مالک مى شوى، اما عثمان از او اعراض کرد و او را از شهر عینبه بیرون راند.

شیخ محمد در سال 1160 پس از آنکه از عینبه بیرون رانده شد رهسپار درعیه از شهرهاى معروف نجد گردید. در آن وقت امیر درعیه محمد بن مسعود (جد آل مسعود) بود وى به دیدن شیخ رفت و عزت و نیکى را به او مژده داد. شیخ نیز قدرت و غلبه بر همه بلاد نجد را بوى بشارت داد و بدین ترتیب ارتباط میان شیخ محمد و آل مسعود آغاز گردید.

یکى از بزرگترین نقاط ضعف برنامه زندگى شیخ این است که با مسلمانانى که از عقائد کذائى او پیروى نمى کردند، معامله کافر حربى مى کرد و براى جان و ناموس آنان ارزشى قائل نبود.

جنگهائى که وهابیان در نجد و خارج نجد از قبیل یمن و حجاز و اطراف سوریه و عراِ راه انداختند برهمین پایه بوده، هر شهرى که با جنگ و غلبه بر آن املاک خود قرار مى دادند و الّا به غنایمى که بدست مى آوردنداکتفاء مى کردند.

کسانى که با عقائد او موافقت مى کردند و دعوت او را مى پذیرفتند باید با او بیعت مى کردند و اگر کسانى به مقابله برخیزند باید کشته شوند و اموالشان تقسیم گردد، طبق این رویه از اهالى قریه مضول در شهر احسا سیصد مرد را به قتل رسانیدند و اموالشان را به غارت بردند.

شیخ محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 درگذشت. و پس از شیخ محمد پیروان او به همین روش ادامه دادند مثلاً در سال 1216 امیر مسعود و هابى سپاهى مرکب از بیست هزار مرد جنگى تجهیر کرد و به شهر کربلا حمله ور شد. کربلا در این ایّام در نهایت عظمت و شرف بود. زائرین ایرانى و ترک و عرب بدان روى مى آوردند، مسعود پس از محاصره شهر سرانجام وارد آن گردید و کشتار سختى از ملاضمین و ساکنین آن نمود.

سپاه وهابى در شهر کربلا رسوائى به بار آورد و پنج هزار تن را به قتل رسانیدند پس از آن به طرف خزینه هاى مردم امام حسین (ع) حمله ور شده و اموال آنرا به غارت بردند.

از زمانیکه شیخ محمد بن عبدالوهاب عقائد خود را ابراز و مردم را به پذیرفتن آنها دعوت کرد، گروه زیادى از علماى بزرگ به مخالفت با عقائد او پرداختند، نخستین کسى که به شدت با او مخالفت برخاست پدرش عبدالوهاب و سپس برادرش شیخ سلیمان بن عبدالوهاب بودند که هر دو از علماى حنبلى محسوب مى شوند.

در خاتمه این فصل باید دانست که شیخ محمد بن عبدالوهاب مبتکر و آورنده عقاید وهابیان نیست بلکه قرنها قبل از او این عقائد بصورتهاى گوناگون از افرادى مانند ابن تیمیه و شاگرد او ابن القیم اظهار شده است ولى بصورت مذهب تازه اى در نیامده و طرفداران زیادى پیدا نکرده بود.

ابوالعباس احمد بن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه از علماى حنبلى که در 728 هجرى قمرى در گذشته است.

وى عقائد و آرائى برخلاف معتقدات عموم فرقه هاى اسلامى اظهار مى داشت و پیوسته مورد مخالفت علماى دیگر قرار داشت و به عقیده محققین همین عقائد بعداً اساس معتقدات وهابیان را تشکیل داده است.

در مقابل عقائد ابن تیمیه از طرف علماء اسلام، بالاخص علماء اهل سنت دو کار صورت گرفت:

1) نقد عقائد و آراء او و تألیف کتب فراوان از جمله این کتب:

ـ شفاء السقام فى زیارة قبر خیر الا نام ـ نویسنده تقى الدین سبکى.

ـ دفع الشبهه ـ تقى الدین المصنى و...

2) مراجع فتوى اهل تسنن در عصر ابن تیمیه به تفسیق و تکفیر وى برخاسته و او را بدعت گذارى مى دانستند.

غائله ابن تیمیه با مرگ او در سال 728 در زندان شام فروکش کرد و شاگرد معروف او ابن القیم هر چند به ترویج افکار استاد خود پرداخت ولى آثارى از آن باقى نبود تا اینکه فرزند عبدالوهاب تحت تأثیر افکار این تیمیه قرار گرفت و آل مسعود براى تحکیم پایه هاى امارت خود در منطقه نجد به حمایت از او برخاستند و باعث زنده شدن و رشد این افکار گردید و متأسفانه باعث ایجاد فرقه اى جدید در جامعه مسلمین گردید.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 87/04/31 12:32 توسط حجه الاسلام مهدی زبردست برزین |


بسم الله الرحمن الرحیم

نهج البلاغه

حضرت علی (ع) :

ای جماعت مردم ! همانا زن دارای نقصان ایمان ، نقصان بهره ها و نقصان عقل می باشد نقصان ایمان به علت برکناری از نماز و روزه در ایام حیض است ، تفاوت عقلشان به علت برابر بودن شهادت دو زن با یک مرد است ، و علت تفاوت در بهره ها به علت نصف بودن ارث آن ها از ارث مردان است .

پس ، از زنان بد بپرهیزید و مراقب نیکانشان باشید ، درخواسته های نیکو ، همواره فرمانبردارشان نباشید تا در انجام منکرات طمع ورزند .

(نهج البلاغه خطبه 80)

بررسی حدیث :

جنگ جمل

الف ) حضرت علی این خطبه را بعد از جنگ جمل که عایشه آن را به راه انداخت خواند و موقعیت و منزلت عایشه به سبب آن که همسر پیامبر بود در نزد عموم مردم بسیار بزرگ شمرده می شد . و این منزلت سرچشمه تاثیر بر عامه مردم بود .

تفاوت زن و مرد !

ب ) نقص ایمان :

عارف کامل ، علامه تهرانی می نویسد :

زن باید همانند مرد پیوسته راه تقرب را بپیماید و آن وقتی است که دوش با دوش مرد نماز بخواند و روزه بگیرد و طواف کند . و این فقط در وقتی است که حامله باشد و یا طفل خود را شیر بدهد . این زن قرین رحمت خداست که حائض نیست و اجازه رکوع و سجود و قیام و طهارت به وی داده شده است ... بنابراین اصل در زنان عبادت است یعنی اصل رد زنان حمل و رضاع است . حیض خلاف اصل است ؛ یعنی عدم حمل و عدم رضاع خلاف است ... .

این حقیر روزی با یکی از پزشکان ... گفتم : ... قدری تامل کرد و گفت : ... طبق آخرین مدارک و آمار اخیر ، دخترانی که قبل از هجده سالگی بچه بزایند سرطان پستان نمی گیرند ، و هرچه دیرتر بچه بزایند درصد خطر تهدید سرطان پستان در آنان زیاد می شود ، تا چون از بچه زاییدنشان سی سال بگذرد خطر سرطان پستان به نحو مضاعف بالا می رود .

(نور ملکوت قرآن ، ج 1 ، ص 178 و 179)

ج ) نقص ارث :

1 : عمده مخارج زندگی مشترک بر عهده مرد است ؛ از قبیل نفقه ، مهریه ، دیه خطایی بر عهده اقوام مرد قاتل یا قاتله است و بر عهده زنان نیست .

2 : زن همانند مرد همراه با تمام طبقات ارث ، حضور حقوقی دارد و در تمامی مراتب طبقه بندی شده سهم خود را اخذ می کند .

3 : این طور نیست که سهم زن از ارث همواره کمتر از مرد باشد بلکه گاهی مساوی ، بیشتر و یا کمتر می باشد .

مواردی که زن همتای مرد ارث می برد :

میت فرزند وپدر و مادر داشته باشد که در این صورت سهم هرکدام از پدر و مادر 1/6 است .

برادر و خواهر مادری میت یکسان ارث می برند .

موردی که زن کمتر از مرد ارث می برد :

دختر میت کمتر از پسر میت ارث می برد .

موردی که سهم زن بیش از مرد است :

موردی که میت غیر از پدر و دختر وارث دیگری نداشته باشد که در این صورت پدر 1/6 و بقه برای دختر است .

د ) نقص عقل :

1 : عقلی که در زن ومرد متفاوت است عقل اجتماعی است ؛ یعنی در نحوه مدیریت ، مسائل سیاسی و ... . عقلی که باعث تقرب به خداست این عقل نیست بلکه همان است که حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند :

عقل چیزی است که انسان به وسیله آن نیرو و غرائز و امیال خود را عقال کرده و می بندد .

مکن است زنی در امور سیاسی پایین تر باشد ولی در عقلی که باعث تقرب است بالا تر باشد . پس اگر تفاوتی باشد در اموری است که سود و زیانی برای تکامل ندارد .

2 : روایت در صدد تعریف جایگاه واقعی و تکوینی زن است . یعنی زن در امور سیاسی و نظامی و قضاوت و امثالهم نیاز به تعقل ندارد و در نتیجه نقص برای او نیست چرا که این کارها از دوش او برداشته شده ولی در امور مربوط به خود عقلش در تکامل کامل است .

3 : این روایت به قرینه ذیل آن که شهادت و گواهی دو زن را برابر یک مرد می داند اشاره به این نکته دارد که زن به جهت غلبه عاطفه و احساساتی که دارد ممکن است نتواند درست مطلب را تشخیص دهد لذا شاهد دیگری لازم است .

4 : این کلام بعد از جنگ جمل صادر شده در نتیجه حضرت زن های خاصی را در نظر داشته چرا که در بین زن ها حضرت خدیجه (س) و حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) که در زمانی هرچند کوتاه در حکم جانشین امام سجاد قرار گرفت و حضرت معصومه (س) و حضرت مریم (س) که هیچ مردی به پای آن ها نمی رسد قرار دارند .

5 : عقل بر دو قسم است :

عقلی که در روایات تعریف شده به آنچه که خدا به آن عبادت می شود و بهشت با آن کسب می شود ، که زن و مرد با هم در این عقل مشترک هستند .

عقلی که تعریف شده به عقل معاش که مرد برتری بر زن در این قسم دارد به علت وظایفی که برعهده مرد است .

6 : از مقایسه این روایت وروایات دیگر مشخص می شود که این روایت عام است و با روایات دیگر تخصیص خورده است از جمله حضرت علی (ع) فرمودند :

از مشورت با زنان بپرهیزید مگر زنانی که کمال عقل آن ها آزمایش شده باشد .

(الحیاه ، حکیمی ، ج 1 ، ص 193)

در نتیجه مشخص می شود که بحث مطلق و مقید و عام و خاص مطرح شده که شامل همه زن ها نمی شود .

7 : قسمت آخر حدیث هم باتوجه به موقعیت بیانی آن مشخص است که منظور چیست . چرا که خیلی ها عایشه را پاک می دانستند و لزا حضرت فرمودند حتی اگر پاک هستند اگر در همه چیز از آن ها اطاعت کنید آن ها طمع ورزیده و شما را به کار های ناروا دعوت می کنند .

برگرفته از کتاب : اسلام شناسی پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی انتشارات مسجد مقدس جمکران

+ نوشته شده در 87/04/20 6:53 توسط حجه الاسلام مهدی زبردست برزین |


کاردينال ماهوني

جنجالي ترين خبر 15 ژوئيه 2007 (24 تيرماه) رسانه هاي آمريكا، توافق كاردينال «راجري ماهونيRogery Mohany» سراسقف كليساهاي كاتوليك كاليفرنيا با شاكيان از كشيش هاي منطقه بود. طبق اين سازش، كاردينال حاضر شده است 660 ميليون دلار! به شاكيان بدهد تا از تعقيب شكايت در دادگاه كه باعث آبروريزي بيشتر خواهد بود منصرف شوند. شمار اين شاكنان حدود پانصد نفر است كه به هركدام يك ميليون و سيصد هزار دلار مي رسد. شاكيان مدعي شده اند كه كشيشها در طول زمان آنان را آزار جنسي داده بودند. انتشار خبر شكايت يكي از آنان در روزنامه ها باعث مراجعه بقيه به دادگاه شده بود. كشيش هاي كاتوليك محروم از ازدواج هستند. به گزارش رسانه هاي آمريكا، اين بزرگترين غرامتي است كه كليسا بابت خطاي جنسي كشيش هاي خود مي پردازد و اين پول عمدتا از اعانات مومنان و مراجعين به كليساها تامين شده است. در سال 2004 (سه سال پيش) سراسقف كليساهاي كاتوليك ماساچوست (بوستون) براي جلوگيري از طرح شكايات جنسي از كشيش هاي محلي در دادگاه و انتشار جزئيات در رسانه ها، يكصد ميليون دلار غرامت داده بود. با وجود اين، پاپ حاضر نشده است كه با ازدواج كشيش هاي كاتوليك موافقت كند. روحانيون فرقه هاي مسيحي ديگر، حق ازدواج كردن را دارند.

عكسهاي قربانيان كشيشها در تابلو

سه تن از شاكيان، عكسهاي قربانيان كشيشها را در تابلو قرارداده و در پياده رو مقر سراسقف در لس آنجلس به مردم نشان مي دهند .

به نقل از ایران هیستوری

پ.ن : اگر چه خبر قدیمی است ولی تذکر خوبی است.

+ نوشته شده در 87/04/19 6:23 توسط حجه الاسلام مهدی زبردست برزین |


وقتی عکس رو از نزدیک دیدی یه نگاهی هم از هفت ـ هشت قدم عقب تر به او بکن ... ببین چی میبینی !

خطای دید !

+ نوشته شده در 87/04/13 5:39 توسط حجه الاسلام مهدی زبردست برزین |


بسم الله الرحمن الرحیم

صیغه ، متعه ، ازدواج موقت ، حلال یا حرام ؟!

رسانه و اثرات تخریبی آن در عصرحاضر (2)- صیغه (ازدواج موقت)

 همانطور که در پست قبلی توضیح دادیم مشخص شد که رسانه اثرات غیر مستقیم ولی در عین حال کاملا اساسی بر روی مخاطب خود می گذارد و از این میان تلویزیون بیشترین نقش را بازی می کند . متاسفانه یکی دیگر از اثرات تخریبی فرهنگ اسلامی به وسیله صدا و سیما ، فیلم هایی است که در آن بدترین چهره و بدترین گناه صیغه است . به عبارت دیگر نقش منفی فیلم خیلی از گناهان و کار های غیر قانونی را انجام می دهد ولی باز هم توسط جامعه تحمل میشود ولی آخرین گناه او در فیلم صیغه شمرده میشود که همین امر باعث میشود شخص از جامعه هم ترد شود . و این در حالی است که صیغه مستحب است و در واقع ثواب هم دارد و از اهل بیت سفارش هایی هم برای این مطلب رسیده است و شیعه در این مساله اختلافی ندارد ، تنها اهل سنت هستند که در آن اختلاف کرده اند و اختلاف آنها هم در اصل مساله نیست چراکه بنا بر آیه : فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فریضه و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضه ، ان الله کان علیما حکیما . (24 سوره مبارکه نساء) این مساله حلال شمرده شده است . تنها اختلاف بر این است که آیا پیامبر (ص) صیغه (متعه) را تحریم کرده است یا نه . ولی با استفاده از کتب صحاح خود اهل سنت ثابت میشود که متعه را عمر تحریم کرده چراکه در زمان ابوبکر و قسمتی از زمان عمر خود صحابه این کار را انجام می دادند . ما تنها اسناد را ذکر می کنیم :

1 ) صحیح مسلم ج 2 ص 1023 حدیث 17

2 ) صحیح بخاری ج 5 ص 158

3 ) صحیح مسلم ج 2 ص 1023 حدیث 16

4 ) تفسیر کبیر فخر رازی (آیه 24 نساء)

5 ) مسند امام احمد بن حنبل ج 11 ص 337

6 ) صحیح ترمذی ج 3 ص 185 حدیث 824

7 ) التحریر و التنویر ، الطاهر بن عاشور ج3 ص 5

در نتیجه ما به این نتیجه می رسیم که اهل سنت تنها درمقابل نص اجتهاد کرده اند و با تعصب حلال را حرام کرده اند ، درست همانند باقی اعتقاداتشان .

حدیث دیگری که نظر خواننده را به خود جلب می کند این حدیث از امام علی (ع) است که در کتب اهل سنت آمده :

امام علی (ع) :

متعه لفظی است که خداوند به آن بندگانش را مورد لطف قرار داده و اگر نهی عمر از آن نبود ، جز انسان جنایتکار کسی زنا نمی کرد .

ثعلبی در تفسیر کبیرش ، طبری در تفسیر آیه متعه در تفسیر کبیرش این حدیث را آورده اند .

و این ها تنها نمونه هایی از کتب اهل سنت بود و در کتب شیعه از این نوع احادیث زیاد است که اینک لازم به ذکر نیست ، و اهل تحقیق می توانند به کتب روایی و تفسیری مراجعه نمایند .

با این اوصاف صدا و سیما تنها از اهل سنت پیروی کرده و آیه و احادیث را نادیده گرفته و در صدد تحریف فرهنگ اسلامی در آمده اند و با ساخت انواع فیلم ها چه طنز و چه غیر طنز این کار را مورد سرزنش قرار داده و آن را از زنا هم بدتر می دانند ، چرا که در فیلم ها روابط نامشروع دختران و پسران را به نام اینکه جوان هستند خیلی راحت توجیه می کنند ، ولی آن ها می توانستند فرهنگ صیغه را خیلی راحت در جامعه نشر دهند و با این کار جلوی خیلی از جرایم و گناهان را بگیرند .

میوه ممنوعه  نرگس  شوکران

در این میان گریز زدن به بعضی جریانات سیاسی هم بی فایده نیست که خواستار روابط آزاد و بدون قید و شرط دختر و پسر هستند ولی در عین حال صیغه را یکی از قوانین ظالمانه اسلام معرفی می کنند .

برای روشن شدن مطلب فوائد صیغه را بیان می کنیم :

1 ) بزرگی جوامع امروزی به حدی رسیده که خیلی ها مجبور به مسافرت کاری هستند چه زن و چه مرد و در این بین افرادی هستند که توانایی کنترل فشار جنسی را ندارند و به شدت در معرض خطر گناه هستند ولی اگر صیغه یک فرهنگ بود این مشکلات نبود . (توجه کنید که زن شوهر دار نمی تواند صیغه کند)

2 ) دخترانی هستند که بنا به دلایلی از جمله فقر ، عدم زیبایی و ... توانایی ازدواج دائم را ندارند ولی در عین حال با گذشت زمان نیاز جنسی آن ها زیاد شده و در خطر هستند که اگر صیغه بود آن ها می توانستند از راه مشروع خود را ارضاء کنند .

3 ) زنان بیوه که توانایی اداره زندگی را ندارند و همچنین ازدواح هم نمی توانند بکنند ، اگر این اشخاص به سنت متعه عمل کنند هم از مهریه برخوردار می شوند و هم از خرجی زندگی و هم این که ارضاء جنسی می شوند .

4 ) دختران وپسرانی که توانایی ازدواج دائم را ندارند خصوصا به علت کمی سن و یا نداشتن شرایط لازم ، ولی در عین حال همدیگر را دوست دارند و در بیشتر مواقع کار به دوستی های نامشروع هم کشیده می شود . که اگر فرهنگ صیغه بود معظل اجتماعی دوستی دختران و پسران هم حل شده بود . و آنها می توانستند صیغه کنند در حد محرمیت برای صحبت کردن و گرفتن دست هم دیگر . و مسائل جنسی هم مطرح نمی شد ، درست همانند اینکه خواهر و برادر همدیگر هستند .

5 ) در مواردی که نیاز به محرمیت است مثل جایی که خانواده ای دختری را از پرورشگاه گرفته اند که این دختر به ناپدری خود نامحرم است ، ولی اگر آن خانواده پسری داشته باشند و آن دختر پرورشگاهی را حتی برای چند دقیقه به پسر صیغه کنند ، دختر و پدر محرم ابدی به هم می شوند چراکه دختر عروس آن پدر شده و عروس هم محرم ابدی به پدر شوهر است و در اینجا بحث نامحرمی از بین رفته و دختر هم در آینده به راحتی می تواند باشخص دیگری ازدواج کند . و اگر آن خانواده پسری هم نداشته باشند می توانند دختر را به ناپدری صیغه در حد محرمیت جزئی (باشرط عدم تمتع جنسی ، یعنی اگر استفاده جنسی شود زنا صورت گرفته) کرده و تا زمان ازدواج دختر ، این امر را ادامه دهند و هنگام ازدواج دختر ابتدا صیغه را باطل و بعد عقد بین دختر و شوهرش را جاری کنند .

6 ) گاهی اوقات زنان مشکلات و بیماری هایی دارند که همسرشان نمی تواند با آنها رابطه داشته باشد پس صیغه می تواند هم جلوی طلاق را بگیرد و هم همسر می تواند از ازدواج دوم خودداری کند ، و پایه زندگی محکم بماند .

7 ) درمواردی که زوجه نمی تواند حامله شود مرد می تواند از صیغه بچه دار شود ، که در این صورت نه نیاز به آوردن فرزند از پرورشگاه است و نه نیاز به اجاره رحم و یا خرج های سنگین بیمارستان .

۸ ) یکی دیگر از فوائد متعه این است که مرد مسلمان می تواند به وسیله متعه با زن مسیحی یا یهودی (اهل کتاب) ازدواج کند . چراکه ازدواج دائم با آن ها باطل است ولی مرد می تواند مثلا آ نها را صیغه 99 ساله بکند . البته اگر زنان اهل کتاب مسلمان شوند ازدواج دائم با آن ها صحیح است . و این خود فائده دیگری دارد و آن این است که مرد می تواند در عین ازدواج با او ، زن را تربیت اسلامی هم کرده و شرایط اسلام آوردن او را فراهم آورد .

و بسیاری فوائد دیگر که در این مکان محل گفتن نیست .

البته به یک نکته بایستی توجه کرد که اسلام با تنوع طلبی بیش از حد هم مخالف است و تاکید بیشتر بر ازدواج دائم است و اسلام شهوترانی را نهی کرده است . و اگر انسان با فکر باز و به دور از تعصبات به مساله نگاه کند متوجه می شود که صیغه بسیاری از مشکلات اجتماعی و مفاسد اجتماعی را حل کرده و جامعه را به سمت تکامل و پاکی می برد .

مطمانا این نوشته مورد تایید بسیاری از آقایان قرار می گیرد و در عین حال بسیاری از خانم ها با آن مخالفت اساسی می کنند ، ولی ما به هردو دسته توصیه می کنیم که بیشتر فکر و تحقیق کنند که نه افراط صحیح است و نه تفریط و ما بایستی قبول کنیم خدا از ما بیشتر میداند و در واقع ما در برابر علم خدا جاهل مطلق هستیم .

به این حدیث توجه کنید :

رسول اکرم (ص) :

همانا ، خداوند بزرگ ، مردانی که پشت سرهم ازدواج می کنند و زنانی که پشت سر هم ازدواج می کنند را دوست ندارد . (منظور ازدواجی است که به طلاق کشیده می شود .)

یعنی خدا صیغه را حلال نکرده تا با افراط در آن پایه زندگی افراد سست شده و مشکلات خانوادگی ایجاد شود ، بلکه خداوند تاکید و اساس را بر ازدواج دائم قرار داده و صیغه هم برای مواقع خاص مثل آن موارد که ذکر شد است . نه این که هرکس بی مورد به دنبال شهوت رانی باشد .

درضمن فراموش نکنیم که اهل بیت و صحابه بزرگ پیامبر هم به متعه عمل کرده اند ، پس دلیلی برای مخالفت ما باقی نمی ماند لذا همواره حدیثی که از حضرت علی (ع) ذکر شد را به یاد داشته باشید . و همچنین به یاد داشته باشید که متعه حلال است ولی روابط دختر و پسر نامحرم حرام است . پس بی مورد موضع نگیریم که موضع گیری در برابر حدود الهی است .

+ نوشته شده در 87/04/12 2:52 توسط حجه الاسلام مهدی زبردست برزین |


بسم الله الرحمن الرحیم

رسانه و اثرات تخریبی آن در عصر حاضر

ممکن است تعاریف کمی با تعاریف مرسوم متفاوت باشند .

همواره رسانه های جمعی مخاطبان بسیاری را به سوی خود جذب می کنند تا جایی که امروزه زندگی بدون این وسایل برای بسیاری از افراد غیر ممکن و بسیار دشوار است ، و این مسله فکر بسیاری از محققان و پژوهشگران را در شرق و غرب به خود مشغول کرده است . چراکه این رسانه ها به علت پیچیدگی و گسترش روز افزونی که پیدا کرده اند تاثیرات بسیاری بر زندگی افراد و جوامع بشری می گذارند و این تاثیر تا آنجا است که می توان افراد را به نوعی دنباله رو آن ها دانست ، و همین امر است که بعضا این سیستم ، ابزار بسیار مفیدی برای سیاستمدران دنیا به شمار می رود ، و یکی از بزرگترین علت های آن هم تاثیرات نامحسوس و غیر مستقیمی است که بر روی مخاطب خود می گذارند .

رسانه ها انواع متنوعی دارند که می توان به روزنامه ها و مجلات و رادیو ، تلویزیون ، سینما و تاتر که از قدیمی ترین رسانه ها هستند اشاره کرد و همچنین ماهواره و اینترنت هم که تکنولوژی جدید دنیا به شمار می روند ، و تا امروز تمامی این وسایل به بالاترین درجات تعالی خود رسیده اند و دامنه پیشرفت علم تا جایی است که هنوز هم به دنبال راهکار های جامع تر و بهتری برای اطلاع رسانی است .

   

از میان تمامی این وسایلی که ذکر شد تلویزیون (TV) بیشترین کاربرد را دارد چرا که به علت هزینه پایین و سهولت دسترسی کاربران بیشتری را به دور خود کشانیده است برخلاف باقی که نیاز به هزینه و در بعضی اوقات سختی دسترسی و عدم امکان دسترسی را دارند .

و همین ویژگی باعث گشته سازمان های دولتی و خصوصی دست به احداث شبکه های مختلف خبری ، علمی ، سرگرمی ، آموزشی و ... بزنند و رقابت شدیدی هم در میان آن ها شکل گرفته است که همین استعداد رقابتی همواره باعث پیشرفت کیفی و کمی آن ها البته با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی جوامع گشته است . و حتی آنقدر بحث جدی است که برای هرکدام از فعالیت های صورت گرفته در این رسانه متخصصین ویژه آموزش داده میشوند و کلاس های دانشگاهی تشکیل می گردد و تا بالاترین مدارج هم امکان ادامه تحصیل را دارا هستند .

این وسیله و رسانه اهداف خاصی دنبال می کند تا جایی که کسی نمی تواند ادعا بکند در این رسانه برنامه ای بدون هدف خاص تهیه شده باشد . از میان اهداف رسانه جمعی تلویزیون به چند مورد اشاره می کنیم .

1 ) فرهنگ سازی

2 ) آموزش

3 ) اطلاع رسانی در سطح گسترده حتی جهانی

4 ) تجارت و تبلیغات

5 ) پرکردن اوقات بیکاری و فراقت انسان ها (تفریح و ورزش و آموزش و ...)

و ...

در این میان می توان به مورد فرهنگ سازی با دید ویژه ای نگریست چرا که همانگونه که قبلا تذکر داده شد می توان از تاثیر گذاری غیر مستقیم استفاده کرد و فرد و جامعه را آماده پذیرش حتی فرهنگی مخالف بافرهنگ سنتی خود کرد ، بدون آنکه متوجه شوند و بخواهند موضع گیری کنند .

بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی توجه به این نکته ضروری است که امروزه بیشتر کشور ها در رسانه ها ، فرهنگ خاصی را دنبال می کنند و به دنبال این هستند تا یک فرهنگ جهانی ایجاد کرده و همه را به تبعیت از آن وادار سازند و هم اکنون هم تا حد زیادی به موفقیت های قابل توجهی دست یافته اند که از آنجمله می توان به یکی شدن فرهنگ اروپا و آمریکا اشاره داشت . البته غول رسانه هنوز در آفریقا و آسیا نتوانسته به پیشرفت مورد قبول خود دست پیدا کند چرا که مردم این دو قاره از دیر باز با فرهنگ خاصی که غالبا برگرفته از مذهب های الهی است ، خو گرفته و آمیخته شده اند . و همین امر است که سیاست مداران بزرگ رسانه ها همواره بزرگترین دغدغه های خود را بر سر مبارزه با مذاهب و ادیان گذاشته اند و هزینه های غیر قابل وصفی را هم به کار برده و خرج کرده اند . در این میان مبارزه و آماده کردن کشور های اسلامی خصوصا کشور های اسلامی خاورمیانه برای آنها از همه مهمتر و سخت تر است چرا که مسلمان ها خود فرهنگ غنی و کاملی دارند که به سادگی حاضر به کنار گذاشتن آن نیستند و حتی برای حفظ آن در تاریخ جنگ های بسیاری را از آن ها ثبت کرده اند . در این میان یک کشور که غابلیت انعطاف پذیری خیلی کمتری دارد کشور جمهوری اسلامی ایران است که مهمترین کشور منطقه خاورمیانه است و از لحاظ استراتژیک هم نقش مهمی را بازی می کند . و همین مساله غول رسانه را به تکاپو و آشفتگی خاصی کشانده است و برای رسیدن به اهداف مورد نظر آن (غول رسانه) را به هر کاری واداشته است که از جمله آن می توان به تهدیدات فرهنگی با استفاده از ماهواره ها اشاره داشت که از تمام نقاط دنیا ایران را مورد هدف امواج خود قرار داده اند و همین امر است که بزرگی مساله را به نمایش می گذارد .

لذا در این گزیده ما هم به وضع رسانه ملی در ایران می پردازیم وامید واریم که بتوانیم کاری هرچند کوچک انجام داده باشیم .

مردم ایران به تلویزیون بیشتر از باقی رسانه ها توجه می کنند و حتی ساعات بسیاری را در پای آن و به تماشای برنامه هایش می گذرانند حتی با این که در شهر تهران که ابر شهر ایران است بیش از 8 شبکه بیشتر ندارد باز هم مردم با این وسیله انس زیادی برقرار کرده اند بالخصوص در این دهه که برنامه های متنوع بسیاری هم از آن پخش می شود که با توجه به کمی شبکه ها ، بسیار قابل توجه است .

در ایران از همان ابتدای ورود تلویزیون مردم بیشتر به برنامه های طنز مایل بودند درست همانند باقی کشور ها و همین امر هم کارگردانها و تهیه کننده گان را به سمت ساخت این گونه برنامه ها کشانده و در این چند سال شاهد سیل برنامه های طنز در مناسبت های گوناگون بالخصوص مناسبت های ویژه همانند ماه مبارک رمضان و عید نوروز بوده ایم ، که اینک به چگونگی و کیفیت آن ها از جهت طنز بودن و جلب مخاطب کاری نداریم . بحث ما کمی خاص تر میشود و در واقع بر روی تاثیرات فرهنگی این برنام ها صحبت خواهیم کرد (فرهنگ سازی) .

نکته ای که به وفور در ساخت برنامه های طنز به چشم می خورد ، خنداندن مخاطب از هر راه ممکن و هر وسیله قابل استفاده می باشد به صورتی که سازندگان دیگر توجهی به محیط فرهنگی و مذهبی مخاطب ندارند و یا شاید هم بعضا تامین کننده اهداف غول رسانه هستند که در هر صورت باز هم هدف غول رسانه ای را تامین خواهند کرد حتی اگر سازنده واقعا قصد سوئی هم نداشته باشد .

خنداندن از هر راهی ؟!

1) در این میان می توان به یکی از شایع ترین روش ها که مسخره کردن دیگران در فیلم و سریال برای خنداندن و جلب توجه مخاطب اشاره کرد ، که در واقع سازنده با این روش فرهنگ استهزا را در جامعه شیوع داده تا جایی که اثرات تخریبی بسیار جدی ای خصوصا بر روی کودکان داشته است .

2 ) روش دیگر استفاده از اصطلاحات نامفهمو و بی اساس است به گونه ای که این نوع هم بسیار اثرات مخرب اجتماعی و فرهنگی دارد چرا که در بسیاری از مواقع باعث محو ضرب المثل ها و اصطلاحات پرمفهوم که نشانه قدمت و فرهنگ ما است می گردد و این اثرات هم بر روی کودکان و نوجوانان ما بسیار تاثیر گذار بوده و هست تا جایی که بعضا خشم والدین و اولیای مدرسه را هم بر می انگیزد .

3 ) روش دیگر روش توهین به دیگران برای خنداندن مخاطب است که این هم بسیار مخرب است .

4 ) روش دیگر استفاده از حرکات ناشایست و زننده است که بعضا قابل مشاهده است . این روش هم برروی کودکان تاثیرات بسیار مخرب دارد . همانند پریدن دختر ها به جلوی پسر ها برای ترساندن آن ها و یا پرتاب کردن اشیاء به سوی بازیگران که غالبا هم اشیاء خطر ناکی هستند . و یا نوع خنده های زننده بازیگران چه زن و یا مرد که به طبع کودکان هم از آن ها پیروی و تقلید می کنند و ... .

چهار خونه  سه در چهار  پاورچین  برره  نقطه چین

و ... .

این روش ها و روش های دیگر غالبا تخریب فرهنگ کرده و به یکی کردن فرهنگ اسلامی و غربی از نوع تاثیر گذاری غربی کمک بسزایی می کند . و مطلبی که از همه بیشتر قابل تامل و ترس است از بین رفتن فرهنگ اسلامی در جامعه و خصوصا در نسل آینده است که کمک شایانی برای حضور غرب در ایران را به همراه خواهد داشت و این خطر تاجایی است که ممکن است تمامی اخلاقیات اسلامی در جامعه به نابودی و انحطاط کشیده شود ، اخلاقیاتی که غرب آرزوی پیاده کردن آن ها را دارد .

مهمترین خطر ، ازبین رفتن حرمت ها در میان افراد است که می توان به از بین رفتن حرمت بین فرزندان و والدین و همچنین همسران به عنوان مهمترین ها یاد کرد . اینک برای روشن تر شدن بحث به چند حدیث نبوی که همگی از نهج الفصاحه انتخاب شده اند اشاره می کنیم :

والدین

1 ) بهشت زیر پای مادران است .

2 ) تو و آنچه داری متعلق به پدر توست .

3 ) همانا خداوند بزرگ ، نهی می کند شما را که به پدرتان قسم بخورید .

4 ) دعای پدر در حق فرزند خود همانند دعای پیامبر بر امت خود است .

5 ) کسی که پدر و مادر خود را راضی کند ، حقیقتا خداوند را راضی کرده است و کسی که پدر و مادر خود را خشمگین کند ، حقیقتا خدا را خشمگین کرده است .

6 ) خدا لعنت کند کسی را که به پدر و مادر خود لعن بفرستد .

7 ) چاپلوسی کردن جایز نیست مگر در مقابل پدر و مادر ... .

8 ) هیچ مردی نیست که به صورت پدر و مادر خود ، مهربانانه نگاه کند مگر این که خداوند به خاطر همین نگاه ، برای او یکی مقبول و نیکو می نویسد .

9 ) کسی که پیشانی مادر خود را ببوسد ، برای او ، پرده ای در مقابل آتش جهنم قرار داده می شود .

10) دوستی با پدر خود را حفظ کن و آن را قطع مکن تا خداوند ، نور تو را خاموش نکند .

زن و شوهر

1 ) حق شوهر بر گردن زن :

زن از بستر شوهر دور نشود ، دستور شوهر را اطاعت کند ، بدون اجازه شوهر از خانه بیرون نرود ، کسی که شوهرش دوست ندارد به خانه نیاورد ، بدون اجازه شوهر روزه مستحبی نگیرد ، بدون اجازه شوهر نمی تواند چیزی از خانه به دیگری بدهد و اگر این کار را بکند خداوند و فرشتگاه خشم او را لعن می کنند ، حتی اگر شوهر ظالم باشد .( دوحدیث را در یک جا جمع کردم )

2 ) حق زن بر گردن شوهر :

خوراک و پوشاک او را فراهم کند ، او را کتک نزند ، به او حرف بد نزند ، جز در خانه با او قهر نکند .

3 ) زمانی که مرد به صورت همسر خود ، نگاه کند و همسرش نیز به او نگاه کند ، خداوند بزرگ مهربانانه به آن دو نگاه می کند .

اینک باتوجه به احادیث یاد شده اهمیت مساله مطرح شده و خطرات ناشی از آن بیشتر نمایان می شود .

+ نوشته شده در 87/04/08 12:45 توسط حجه الاسلام مهدی زبردست برزین |


بسم الله الرحمن الرحیم

در احادیث بسیاری وارد شده وقتی که گناه زیاد شود خداوند امراض جدیدی را در بین مردم شایع می کند .

همه ما بارها و بارها این قبیل احادیث را شنیده ایم ، ولی هر بار به جای اینکه به فکر بیفتیم آیا در زمان ما هم چنین احتمالی هست یانه ؟ یعنی که خدا ما را هم عذاب می کند و یا نه ، این احادیث را جنبه رعب و انذار دارده و یا اینکه برای 1400 سال قبل دانسته ایم .

در هر صورت همه ما همیشه غافل بوده ایم و هیچگاه به این مسائل توجه نکرده ایم . و همواره با پیشرفت علوم بالخصوص علوم پزشکی این غفلت بیشترهم شد ، چرا که همواره انسان به خود اتکا کرد و به این اندیشه افتاد که دیگر هیچ چیز برای او حل نشده نمانده است و با علم و قدرت خود همه چیز را حل خواهد کرد . و همین خود دامی شد برای نابودی بشر . غرور همان که همواره بشر را در سالیان متمادی به هلاکت کشاند ولی اینک غرور در مقابل خدا حاصل گشت تا جایی که در اندک پیشرفت های علمی کار به جایی کشید که بشر به انکار خدا تمایل پیدا کرد و به خیال خود دیگر برای خدا جایی در این دنیا نمانده ، به جنگ و گردنکشی در برابر خدا روی آوردند . و هیچگاه به این مساله توجه نکردند که در امت های گذشته پیشرفت علوم بیشتر بود تا جایی که هم اکنون ما از نظر پزشکی ، شیمی ، معماری و ... مدیون همان امت ها هستیم و در واقع هرچه داریم از آنها داریم و ما کار زیاد مهمی انجام نداده ایم تنها کمی علم را پیشرفت داده ایم البته باتوجه به این نکته که خیلی جاها هم دچار اشتباه شده ایم که در بعضی موارد غیر قابل جبران بوده است .

این مسائل و تفکرات بی اساس کار را به جایی کشاند که بشر به خیال خود می تواند برنامه زندگی دنیای خود را بنویسد ، و به خیال خود به تنهایی می تواند از پس مشکلات یک تنه بر بیاید و تمام ابواب علوم را باز کند ، همین جا بود که گردنکشی ها کلید خورد و آزادی های گوناگون مطرح گشت تا جایی که دین داری نوعی مخالفت با آزادی و بربریت به حساب آمد . و در اینجا بود که هر قوم و قبیله ای پرچمدار آزدی گشت و جلودار قرار گرفت و همین امر خود کلید بسیاری از جنگ ها را زد و آتش افروزی کرد .

ولی اینک وقت آن شده تا اساسی تر و منطقی ترنظاره گر باشیم و بادیدی باز به امور بنگریم ، چرا که وعده خداوند همواره حق و حقیقت بوده و خواهد بود . پس بیاییم با هم ابتدا به بررسی سریع ویاد آوری امور اطرافمان بپردازیم .

یکی از مسائلی که بسیار در عصر حاضر مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته بحث همجنس گرایی بوده است تا آنجا که مخالفت ها و موافقت های بسیار متناقضی را به همراه داشته و تا جایی که هر طرف دیگری را متهم به نقض حقوق بشر دانسته است ، و در عین حال این اتفاق شوم در حالی در حال پیشرفت است که غالب مردم با هر دین و آئینی که هستند به قوم لوط و سرگذشت آن ها علم دارند .

   بحث دیگر بحث شیطان پرستی است که متاسفانه همانند مساله قبلی در جوامع غربی رو به افزایش است و این هم با توجه به علمی که غالب انسان ها به اخراج آدم از بهشت دارند ، جای شگفتی بسیاری دارد .

مساله دیگر مسئله آزادی جنسی است که متاسفانه این مورد هم در غرب رو به ازدیاد است و تا جایی که دیگر حریمی برای اشخاص نمانده و یک مساله عادی در میان آنها گشته است . و ازدواج برای آنها دیگر معنی و مفهومی ندارد و تنها به ازدواج به صورت یک قفل نگاه می کنند که آزادی آن ها را سلب خواهد کرد .

مساله دیگر بحث آزادی جنسی در مورد حیوانات است که بسیار مشمئز کننده و از اخلاق انسانی به دور است تا جایی که آنها به تربیت حیوانات خاصی برای این امر پرداخته اند .

بحث بعدی ، دین گریزی و مبارزه مستقیم با دین است که از هر وسیله ممکن دولت مردان غربی برای رسیدن به هدف خود که حذف دین است استفاده می کنند تا جایی که در رسانه ها حتی در تبلیغات تلویزیونی خود ، خدا را به تمسخر می گیرند . تا جایی که فساد بسیاری وارد دستگاه کلیسا گشته و حتی همجنس گرایی و تجاوز به کودکان و راهبه ها در میان آنها زیاد گشته به صورتی که سازمان جداگانه ای برای مخفی نگه داشتن فساد کلیسا ایجاد شد .